X
تبلیغات
کشکول توكل - سیاسی
فائزه هاشمي به 6 ماه حبس محكوم شد چهارشنبه چهاردهم دی 1390 8:30


وكيل فائزه هاشمي رفسنجاني از محكوميت موكل خود به 6 ماه حبس و 5 سال محروميت از فعاليت هاي سياسي و مطبوعاتي به جرم تبليغ عليه نظام خبر داد.
غلامعلي رياحي وكيل فائزه گفت كه حكم دادگاه موكلش روز سه شنبه از سوي شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران صادر و به وي ابلاغ شد.
وي تصريح كرد: براساس حكم بدوي صادره، فائزه هاشمي به جرم فعاليت تبليغي عليه نظام به 6 ماه حبس و 5 سال محروميت از عضويت و فعاليت در احزاب، گروه ها، انجمن ها و فضاي مجازي و همچنين فعاليت هاي فرهنگي و مطبوعاتي محكوم شده است.
رياحي حكم صادره را «حكم بدوي» دانست و به «فارس» گفت كه در مهلت قانوني 20 روزه براي درخواست تجديدنظر، به راي شعبه 15 دادگاه انقلاب اعتراض خواهد كرد.
خاطرنشان مي شود؛ فائزه هاشمي روز شنبه سوم دي ماه جاري به صورت غيرعلني در شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران به رياست قاضي صلواتي محاكمه شده بود.
پيشتر قرار بود نخستين جلسه رسيدگي به اتهامات فائزه هاشمي روز يكشنبه 23 مرداد ماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار شود كه به دليل درخواست استمهال وكيل پرونده و براي تداركات دفاع و موافقت دادگاه با اين درخواست، جلسه دادگاه به تأخير افتاد و وقت رسيدگي نيز تجديد شد.
پرونده فائزه هاشمي كه در جريان حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري دهم در اغتشاشات خياباني حضور يافته بود، با اعلام جرم دادستاني تهران و به اتهام «فعاليت تبليغي عليه نظام» تشكيل شده و اتهام انتسابي به فائزه هاشمي نيز به دليل مصاحبه او با يك سايت ضدانقلاب بوده است.

نظریه :ازجمله مواردی که ضامن بقاء رژیم های سیاسی است اجرای عدالت بدون درنظرداشتن موقعیت افرادمیباشد به عبارتی همواره باید قانون کشوری حرف اول را بزند و همه افرادرمقابل آن یکسان باشند.

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

لانه جاسوسی شنبه پنجم آذر 1390 15:46

مهندس سیدمحمد هاشمی، جزو ۹ نفر اولی بود که از برنامه تسخیر سفارت امریکا مطلع شد. او که در آن سال‌ها دانشجوی مکانیک دانشگاه پلی‌تکنیک (امیرکبیر) بود درباره مراحل تصمیم‌گیری، مخالفت‌ها، دسته‌‍بندی‌ها و گروه‌بندی‌های داخل سفارت تا اسناد و نحوه انتشار آنها و وضعیت گروگان‌ها حرف‌های شنیدنی دارد.
آفتاب- آسیه باکری: مهندس سیدمحمد هاشمی، جزو ۹ نفر اولی بود که از برنامه تسخیر سفارت امریکا مطلع شد. او که در آن سال‌ها دانشجوی مکانیک دانشگاه پلی‌تکنیک (امیرکبیر) بود درباره مراحل تصمیم‌گیری، مخالفت‌ها، دسته‌‍بندی‌ها و گروه‌بندی‌های داخل سفارت تا اسناد و نحوه انتشار آنها و وضعیت گروگان‌ها حرف‌های شنیدنی دارد.
 
هاشمی به عنوان یکی از دانشجویان پیرو خط امام در گفت‌وگو با «تاریخ ایرانی» تاکید می‌کند که اگر امروز ما فکر می‌کنیم برنامه تسخیر با اشتباهاتی همراه بوده دلیلی برای آن نیست که کل عمل را زیر سوال ببریم. هاشمی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه طرح مساله انقلاب فرهنگی ناشی از تلاش دانشجویان مخالف تسخیر برای نشان دادن خودشان بود، می‌گوید که دانشجویان داخل سفارت همگی با تعطیلی دانشگاه‌ها مخالف بودند اما لیدرهای انقلاب فرهنگی سرانجام با جلب حمایت برخی چهره‌های متنفذ توانستند امام را به لزوم تعطیلی دانشگاه‌ها در راستای انقلاب فرهنگی متقاعد کنند.

او درباره افشاگری‌های دانشجویان پس از تسخیر سفارت از جمله در موضوع عباس امیرانتظام، سفیر وقت دولت موقت در کشورهای اسکاندیناوی، می‌گوید: «اگر بپرسید که آیا نظام می‌توانست در قبال ایشان بهتر عمل کند، می‌گویم بله، ولی نه می‌توانم بگویم ایشان جاسوس بوده و نه می‌توانم قطعا بگویم اشتباهی انجام نداده بود.» در ادامه گفت‌وگوی «تاریخ ایرانی» با محمد هاشمی از نظرتان می‌گذرد:

***
شما چگونه از طرح تسخیر سفارت امریکا آگاه شدید؟

صحبت کردن درباره ماجرایی که سه دهه از وقوع آن گذشته کمی مشکل است. اما در ماجرای سفارت، من جزو ۹ نفر اولی بودم که در جریان برنامه تسخیر قرار گرفتند. ابتدا یک حلقه سه نفره بود که ایده اولیه را دادند و بعد از آن تعداد اعضای حلقه به ۹ نفر رسید که من جزو این گروه دوم بودم. در حقیقت از دانشگاه پلی‌تکنیک آقای میردامادی با من و آقای عباس عبدی صحبت کردند، لاجرم ما اعضای پلی‌تکنیکی حلقه اول بودیم. اینکه گفته می‌شود سه نفر از هر دانشگاه، در حقیقت اینطور بود که از هر کدام از دانشگاه‌های اصلی پایتخت یعنی تهران، شریف، پلی‌تکنیک و ملی (شهید بهشتی) یک نفر در جلسه اولیه بودند، و جلسه دانشگاه پلی‌تکنیک هم چیزی کمتر از ۲۴ ساعت بعد از آن شکل گرفت. ما در‌‌ همان ابتدای کار از موضوع اصلی و قضیه مطرح شده در جلسه تحکیم وحدت با خبر شدیم و دو نفر از دوستان که از دانشگاه‌های علم و صنعت و تربیت معلم نمایندگی داشتند مخالفت کردند و این مخالفت سبب شد که تا آخر ماجرا هم از دانشگاه علم و صنعت و تربیت معلم هیچ دانشجویی در جمع ۴۰۰ نفره لانه حضور نداشته باشد. اگر نمایندگان موضوع را منتقل می‌کردند قطعا دانشجویان آن دانشگاه هم شرکت می‌کردند و جمع دانشجویان لانه به ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر هم می‌رسید.

نمایندگان دانشگاه‌های علم صنعت و تربیت معلم چه کسانی بودند و دلیل مخالفتشان چه بود؟

نماینده دانشگاه تربیت معلم آقای سیدنژاد بود و نماینده دانشگاه علم و صنعت آقای محمود احمدی‌نژاد. آنها معتقد بودند که تسخیر سفارت امریکا در آن مقطع موضوعیت ندارد و مساله ما امروز چپ‌ها هستند و باید حمله به منافع شوروی را در دستور کار قرار دهیم. حتی تهدید کرده بودند که ما به دولت موقت جریان را گزارش می‌دهیم، ولی کار آنقدر با سرعت و قدرت پیش رفت و مورد تایید امام و قبول مردم قرار گرفت که دیگر از آن به بعد نتوانستند کاری بکنند.

دانشجویان دیگری که در جلسه ۹ نفره یا جلسه تحکیم حضور نداشتند نظرشان در مورد این حرکت چه بود؟ آیا همه موافق بودند؟

در آن موقع جو علیه امریکا بسیار قوی بود، لاجرم از سوی دانشجویان کمتر مخالفتی شد. اگر هم مخالفتی می‌شد با این استدلال بود که دولت موقت خبر ندارد، دولت محصول انقلاب است نباید بی‌خبر باشد یا اینکه می‌پرسیدند آیا امام خبر دارد یا نه. با اصل موضوع کسی مخالفت نداشت.

برای نسل امروز این سوال مطرح است که چرا شما و دیگر دانشجویان آن زمان تصمیم به انجام چنین کاری گرفتید. به جز نفرت از آمریکا و سوابق ناخوشایند تاریخی چه مسائل دیگری باعث شد تا به این جمع‌بندی برسید که این کار لازم است؟

در بین دانشجویان این بحث مطرح بود که تنها بلندگویی که می‌شود از طریق آن صدای انقلابمان را بلند کنیم همین کار است. یک نکته تاثیرگذار دیگر هم رفتن شاه به امریکا بود. از سال ۱۳۴۲ امام خمینی منشأ همه اتفاقات ایران را امریکا می‌دانست، ولی از بدو ورودشان به ایران یعنی از دوازدهم بهمن تا بیست و دو بهمن که انقلاب پیروز شد و بعد از آن تاریخ تا خرداد ماه ۱۳۵۸ امام کمترین برخورد را با امریکا داشتند. از آن تاریخ که امریکایی‌ها تصمیم گرفتند شاه را به امریکا ببرند و پناه دهند امام حملات خودشان را برگرداندند به سمت امریکا. این حرکت امام با توجه به سابقه‌ای بود که امریکا در ایران داشت و جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط دولت دکتر مصدق. همه دانشجویان ذهنیتشان این بود که این پدیده در شرف تکرار است. کودتا درون انقلاب اصولا نتیجه‌ای ندارد ولی همه را نگران کرده بود که مبادا اتفاق بزرگی در داخل بیافتد. چون بافت ارتش و نظامی‌ها هنوز تصفیه نشده بودند و نهادهای انقلاب انسجام لازم را پیدا نکرده بودند و این تهدید را دانشجویان جدی گرفتند و گفتند که اگر ما کاری انجام ندهیم تا دنیا صدایمان را بشنود و در مورد این قضیه صحبت نکنیم، لاجرم این اتفاق خواهد افتاد.

به هر ترتیب تصمیم به انجام این کار گرفته شد. تسخیر سفارت کار ساده‌ای نبود. پروژه بزرگی بود. برای انجام این کار باید برای تعداد بالایی دانشجو برنامه‌ریزی دقیقی صورت می‌گرفت. کمی در مورد نحوه برنامه‌ریزی و تقسیم مسوولیت‌ها توضیح دهید. تصمیم‌گیری درباره این موارد از سوی چه کسانی صورت می‌گرفت؟

تقسیم وظایف میان دانشگاه‌ها در جلسه ۹ نفره صورت گرفت. جلسه برای برنامه‌ریزی در دانشگاه پلی‌تکنیک برگزار شد. نمایندگان همه دانشگاه‌ها به دانشگاه پلی‌تکنیک آمدند، بر اساس سازماندهی که آنجا صورت گرفت، دانشگاه پلی‌تکنیک مسوول جمع‌آوری اسناد شد. قرار شد بعد از جمع‌آوری اسناد اگر ما را از ساختمان اخراج کردند، اسناد را با خودمان بیرون بیاوریم. منتهی بعد از حمایت امام و مردم و ماندنمان در آنجا، اسنادی را که بسته‌بندی کرده بودیم باز کردیم و بررسی آغاز شد. کار پشتیبانی مسوولیتش با دانشگاه تهران بود که عمدتا بچه‌های دانشکده فنی بودند. ما وقتی یک اردوی کوهنوردی می‌رفتیم کلی مسائل و مشکلات داشتیم، حالا تصور کنید اداره کردن ۴۰۰ نفر دانشجو نیاز به چه برنامه‌ریزی دقیقی داشت. در مورد ساماندهی داخل تشکیلات و نگهداری گروگان‌ها هم مجموعه دانشگاه شهید بهشتی قبول مسوولیت کردند.

ما در سازماندهی اولیه فکر نمی‌کردیم که بیش از سه روز می‌مانیم. پس بخش عملیات و نگهداری گروگان‌ها و جمع‌آوری اسناد برای ما خیلی مهم بود. وقتی مراجعات مردمی را دیدیم، که از همه‌جا می‌آمدند و بازدید می‌کردند و این سفارت را به قطب انقلاب تبدیل کرده بود، تصمیم گرفته شد بخش روابط عمومی را هم به مجموعه اضافه کنیم. آقای محمد نعیمی‌پور و آقای سیداحمد حسینی که بعد‌ها روابط عمومی بنیاد شهید را تشکیل دادند به اضافه آقایان محمدرضا خاتمی و محسن امین‌زاده در این قسمت حضور داشتند.

ظاهراً برای کمک به شورای اصلی، یک شورای کمکی با عنوان «شورای بازو» هم در نظر گرفته شده بود. کار این شورا و نحوه تشکیل آن به چه صورت بود؟

سازماندهی‌ها دو نوعند. یک سازماندهی ثابت برای سازمان‌های ثابت که این سازماندهی‌ها انعطاف ندارد. وقتی سازماندهی شد دیگر تغییر نمی‌کند، مثل سازماندهی ارتش‌، صنایع و کارخانه‌ها. یک نوع دیگر سازماندهی، سازماندهی سیال یا سازماندهی در حال حرکت است. سازماندهی‌های در حال حرکت مثل برنامه‌ریزی رفتن به کوه است. شما یک سازماندهی انجام می‌دهید اما در مسیر بر اساس اتفاقاتی که می‌افتد این ساختار اصلی تغییر می‌کند. سازماندهی ما در جریان لانه سازماندهی در حال حرکت بود، مبنای کار ما بر اساس زمان‌بندی بلندمدت نبود، لاجرم در هر شرایطی سازمان خودش را داشت. ما وقتی برنامه ۲۴ ساعته کوه می‌گذاشتیم با مشکلات زیادی روبرو بودیم، افراد مختلفی بودند، باید برنامه‌ریزی می‌کردیم تا اختلافی پیش نیاید. حالا ما در قضیه لانه گفته بودیم سه روز می‌مانیم و این مدت طولانی‌تر شده بود. اصلا بچه‌ها فکر نمی‌کردند ۴۴۴ روز باید آنجا بمانند. برای عکس‌العمل روانی بچه‌ها هم باید فکری می‌کردیم و نیاز به برنامه‌ریزی داشت. تقریبا از آن ۴۰۰ نفر روز اول، تعداد زیادی تا روز آخر باقی نماندند و تعداد افرادی که روزهای آخر حضور داشتند به زحمت به ۵۰ نفر می‌رسید. شورای بازو در اصل شورای حمایتی آن شورای پنج ‌نفره اصلی بود که با مسجل شدن اقامت طولانی مدت تشکیل شد. شورای اصلی آقایان موسوی‌ خوئینی‌ها، بی‌طرف، میردامادی، سیف‌اللهی، اصغرزاده و رحیم باطنی بودند. بعد سازمان‌دهی درونی لانه طور دیگری بود. آقایان رحمان دادمان، رفان، قیاسی، محمودزاده، محسن وزوایی، ورامینی و زحمتکش جزو شورای بازو بودند. روز اول مساله عملیات مهم‌تر بود اما از آن به بعد مساله نگهداری و سازماندهی داخلی مهم شد.

بعد از آنکه قرار شد آنجا بمانید از دانشجویان کسی مخالف این کار نبود؟

یکسری افراد بودند که بعد از چند روز شروع کردند به زدن حرف‌هایی از قبیل اینکه ما عده‌ای بی‌گناه را دستگیر کردیم و این کار خلاف است. این قصه در زمان اوج تایید کردن این کار از طرف دیگران بود. امام تایید کردند، مردم تایید کردند اما این گروه می‌گفتند که ما خودمان گروگانِ گروگان‌ها شده‌ایم. این جمله، جمله فتنه‌برانگیزی بود. در ضمن اینها شب‌نامه می‌نوشتند و در داخل سفارت پخش می‌کردند. حرف‌هایی می‌زدند که در آن زمان هرج و مرج ایجاد می‌کرد. رئیس شورای بازو که آقای رحمان دادمان بود،‌‌ همان زمان یک جلسه استماع سخنان تشکیل دادند تا مخالفان و موافقان حرفشان را بزنند. آمدند و صحبتی کردند و این گروه دانشجویانی بودند که اگر در کار سیاسی می‌ماندند امروز به آنها می‌گفتیم اصولگرا. آدم‌های متدینی بودند اما گرایشات انجمن حجتیه‌ای داشتند. خلاصه بعد از شنیدن حرف‌ها، همه به اتفاق رای دادند که این چند نفر باید از لانه بروند. همه موافق بودند چون می‌گفتند اگر اینها بمانند، فردا روزی نظم درون لانه از بین می‌رود. بیرون کردن آنها در آن زمان ضرورت داشت. ما مخالف در ارکان اصلی نداشتیم. ضمنا می‌دیدیم که این مخالف‌خوانی‌ها جهت‌دار است. ببینید شما وقتی یک سطل آب از یک دریا برمی‌دارید یک نمونه می‌شود برای آنالیز کردن که تمام خصوصیت‌های آن دریا را در خودش دارد، ولی اگر شما گزینشی عمل کنید و یک قطره از غرب اقیانوس و یک قطره از شرق بردارید، این سطل آب دیگر نماد نیست و همه خصوصیت‌های آن اقیانوس یا دریا را ندارد. در ماجرای لانه این گروه ۴۰۰ نفری از درون جامعه آن روز ایران تشکیل شده بود، طبیعتا احتمال اینکه نیروی سازمان مجاهدین و انجمن حجتیه و... هم درونشان باشد، وجود داشت، کما اینکه بود. عباس زریباف با اینکه می‌دانستیم روابطش مساله‌دار است اما کسی فکرش را نمی‌کرد که آن روابط را داشته باشد. این اتفاق بعد از چند ماه افتاد، فکر می‌کنم دو ماه بعد از گرفتن لانه. دنبال این بودند که کار اشتباه بوده و شما هم اشتباه کردید که ما را آوردید اینجا.

افرادی که مخالف بودند و بعد از آن جلسه استماع سخنان تصمیم به اخراجشان گرفته شد، در مجموع چند نفر بودند؟

تعداد زیادی نبودند. شاید در مجموع ۵ تا ۷ نفر بودند.

شما فکر می‌کنید آنها از جایی تحریک می‌شدند؟

ما یقین داریم که از خارج از لانه تحریک می‌شدند. ما می‌گوییم اطاعت کورکورانه زیان‌بار است اما بالعکس آن یعنی مخالفت آگاهانه را تصور کنید که چقدر مشکل‌ساز می‌توانست باشد.

فکر می‌کنید آن طیفی که از ابتدا مخالف بودند و به دنبال حمله به سفارت شوروی بودند آنها را تحریک می‌کردند؟

نمی‌دانم. اما‌‌ همان طیفی که مخالفت کردند و نیامدند بعد‌ها به طیف انقلاب فرهنگی تبدیل شدند. لیدرهای انقلاب فرهنگی آقایان احمدی‌نژاد و سیدنژاد بودند. همه دانشجویانی که داخل لانه بودند تا آنجا که من می‌دانم مخالف انقلاب فرهنگی به شکل تعطیلی دانشگاه‌ها بودند. می‌گفتند باید کنترل را زیاد کنیم اما مخالف تعطیلی دانشگاه‌ها بودند. آن طیف مخالف تسخیر لانه چون دیدند دانشگاه‌ها از دانشجویان مذهبی خالی شده و نقش چپ‌ها پررنگ شده، آمدند و انقلاب فرهنگی را راه انداختند. یک قسمت از این کار تعطیلی دانشگاه‌ها بود و بخش دیگرش بیرون کردن عده زیادی از دانشگاه. وگرنه این کار هیچ تغییر اساسی و قابل قبولی در حوزه فرهنگ در برنداشت. انقلاب فرهنگی به نوعی در مخالفت با تسخیر سفارت انجام گرفت. در اصل آنها به دنبال راهی دیگر برای نشان دادن خودشان بودند که اگر حمایتی از آن نمی‌شد شاید سرانجامی هم نمی‌یافت اما این عمل دو مدافع مؤثر پیدا کرد، یکی آیت‌الله خامنه‌ای از طیف روحانیون عضو شورای انقلاب و یکی هم عبدالکریم سروش که نماینده روشنفکران بود. وقتی این دو نفر حمایت کردند امام هم تعطیلی دانشگاه‌ها را تایید کردند.

شما در سفارت چه مسوولیتی را برعهده داشتید؟

من مسوولیتم در بخش اسناد بود، البته تا ده روز اول. بعد از اینکه ماندیم در کارهای داخلی سفارت هم حضور داشتم. مسوولیت جمع‌آوری اسناد با من بود، چون همانطور که گفتم قرار نبود ما زیاد آنجا بمانیم و قرار بود اسناد را برای خارج کردن از ساختمان سفارت جمع‌آوری و طبقه‌بندی کنیم، اما وقتی فهمیدیم که ماندگاریم کارتن‌ها باز شد و‌‌ همان کاری که قرار بود بیرون انجام بدهیم را در همانجا گروهی از دوستان مشغول به انجام شدند و شورایی برای خواندن و طبقه‌بندی اسناد تشکیل شد. من آن روزها انرژی دیگری داشتم. فکر می‌کردم الان از این اسناد چه فضاهایی به دست می‌آید.

آنچنان که گفتید در چند روز اول شما مسوولیت اسناد را به عهده داشتید. آیا در میان یافته‌هایتان از سفارت به سند خاصی برخورده بودید؟

ما رفتیم که دو برابر انتظارمان مطلب به دست بیاوریم، اما در واقع ۵۰ درصد انتظارمان مطلب به دست آوردیم. خیلی از اسناد که پودر شده و از بین رفته بود. آنها هم قاعدتا به ترتیب اهمیت اسناد را از بین برده بودند. آنها که نمی‌آمدند یک سند بی‌اهمیت را از بین ببرند. بالغ بر ۸۰ درصد اسناد مهم پودر شده بود. ما فقط توانستیم رشته‌ها را کنار هم بگذاریم، ترازبندی کنیم و مطالب را بفهمیم. هرچند بعد‌ها به سندسازی متهم شدیم. متهم شدیم که ما خودمان اسنادی را تایپ می‌کنیم، بعد به دستگاه رشته می‌دهیم و دوباره رشته‌ها را کنار هم می‌گذاریم. در اصل کسی که سندی علیه‌اش بود، خودش می‌دانست چه کاری کرده و ما هم می‌دانستیم چه کار کرده‌ایم. الان من در مقام قضاوت نیستم. بار‌ها شده که این آقای امیرانتظام در جهت تطهیر خودش و بنظرم به این خاطر که وجدان خودش معذب بوده این را گفته است. به آن اندازه که اسناد نشان می‌داد ایشان عنصر دلباخته‌ای بود. به هر حال مقام ایشان هم مقام مهمی بود، در آن زمان که ما در اسناد به دنبال ردپای هرکسی به عنوان عنصر بیگانه بودیم اسنادی را از ایشان به دست آوردیم. آن زمان مثل امروز نبود که یک نفر مثل آقای آقاتهرانی گرین‌کارت داشته باشد و مساله‌ای هم نباشد! آن زمان این مسائل خیلی مهم بود.

به موضوع جالبی اشاره کردید. برای من همیشه نوع برخورد با ایشان سوال‌برانگیز بود. آیا شما سندی پیدا کردید که بتوان با آن به طور قطع آقای امیرانتظام را خائن به وطن و جاسوس نامید و آیا به نظر شما نوع رفتار با ایشان درست بود؟

من گفتم در مقام قضاوت نیستم، اما لحنی که در اسناد برای ایشان به کار رفته بود بسیار صمیمانه بود. ولی شاید مجازاتی که برایشان در نظر گرفته شد به اندازه جرمشان نبود. اگر بپرسید که آیا نظام می‌توانست در قبال ایشان بهتر عمل کند، می‌گویم بله، ولی نه می‌توانم بگویم ایشان جاسوس بوده و نه می‌توانم قطعا بگویم اشتباهی انجام نداده بود.

نکته دیگر نوع انتشار این اسناد است، آیا شما با نحوه انتشار اسناد در آن زمان موافقید؟ بسیاری از دوستان امروز می‌گویند که انتشار اسناد به آن شکل اشتباه بوده، نظر شما چیست؟

اول باید بگوییم که حقوق مالکانه این اسناد مربوط به کیست؟ خوب مربوط به ملت است. ملت حق داشتند که بدانند، ولی چه کسی باید به اطلاع مردم می‌رساند؟ آیا ما در مورد اسناد ساواک همه چیز را به مردم گفتیم؟ آیا اسنادی که در مورد تک‌تک افراد بوده را انعکاس دادیم؟ یا اینکه بخش بخشش کردیم؛ بخشی را گفتیم و بخشی را نگفتیم. آن جمله که مربوط به شریعتی است و شریعتی به مامور ساواک می‌گوید که برای زمین زدن روحانیت به من مراجعه کنید، این را آقای سیدحمید روحانی که تاریخ می‌نویسد، علیه شریعتی استفاده کرده ولی کسی که اطلاعاتی در مورد کارهای امنیتی دارد می‌فهمد که در اینجا شریعتی چه اطلاعات گمراه‌کننده داده، یعنی دارد به مامور ساواک می‌گوید که اگر می‌خواهید با روحانیت مبارزه کنید، کلیدش پیش من است. یقین دارم که منظور شریعتی روحانیت درباری بوده ولی این سند باید منتشر بشود تا شریعتی زمین بخورد. در مورد لانه هم به همین شکل بود، روزهای اول دانشجو‌ها می‌رفتند بالا، مردم تشویق می‌کردند افشا کن، افشا کن و دانشجو‌ها اسناد را می‌خواندند. این اشتباه بود و البته تعداد اسنادی هم که به این شکل خوانده می‌شد، به ده سند هم نرسید. من بر این عقیده‌ام که یک نفر باید تشخیص دهد که سندهایی که منتشر می‌شود عوایدش دست مردم را بگیرد و عوارضش نباید به مردم آسیب بزند. امروز ممکن است بعضی‌ها بگویند اشتباه کردیم ولی اقتضا و شرایط جامعه ایجاب می‌کرد که آنگونه عمل شود.

ظاهراً در سفارت کلاس‌هایی هم برای دانشجویان در نظر گرفته بودند. چه نوع کلاس‌هایی برای دانشجویان در آنجا برگزار می‌شد؟

ببینید یک دوره‌ای که قرار بوده موقت باشد طولانی می‌شود، برخی احساس می‌کنند که وقتشان در حال تلف شدن است. بچه‌ها جز چند ساعت پاس و کشیک، باقی ساعات روز کار خاصی نداشتند. دوستانی که آنجا بودند کارهای تئوریک را خیلی دوست داشتند. سابقه این علاقه برمی‌گردد به پیش از انقلاب. اکثرا کتاب‌های بازرگان و شریعتی را مطالعه می‌کردند. یکسری سوالات ایدئولوژیک برای بچه‌ها پیش آمده بود، یعنی کنکاش برای فهمیدن اینکه چه چیز درست است و چه نیست، لاجرم کلاس‌ها آغاز شد. یک بحث تحلیل سیاسی بود که آقای سعید حجاریان تدریس می‌کردند، ایشان کلاس نهج‌البلاغه را هم داشتند. یکسری کلاس‌های اخلاق را آقای حائری شیرازی تدریس می‌کردند. جلساتی بود که آن زمان آقای حسین شریعتمداری در مورد روسیه، جنبش‌های چپ و کمونیستی داشتند. آقای موسوی‌ خوئینی‌ها کلاس تفسیر قرآن داشتند. آقای محمد منتظری هم چند بار آمدند در مورد بحث‌های بین‌المللی جهان اسلام سخنانی مطرح کردند. برنامه دیگر دعوت از نهضت‌های آزادیبخش دنیا بود، که در جریان آن نمایندگان ۱۷ نهضت آزادیبخش سراسر دنیا، از فیلیپین و نیکاراگوئه تا فلسطین و الجزایر و عراق را دعوت کرده بودیم. یک کار دیگر که انجام شد دعوت از حدود پنجاه نفر از فرهیختگان امریکایی بود که تمثیلی از ۵۰ نفر گروگان سفارت بود. از اساتید دانشگاه و وکلا و... در این جمع بودند که ما آن موقع می‌گفتیم مهمان‌های امریکایی که ورودشان مصادف بود با سالگرد انقلاب اسلامی و شاید بتوان گفت در آن مقطع، ما به نوعی گفت‌وگوی تمدن‌ها را در عمل به نمایش گذاشتیم.

وضعیت گروگان‌ها قبل از واقعه طبس به چه شکل بود؟ خاطره خاصی به یاد دارید؟

فکر می‌کنم جز روزهای اول که نوعی سردرگمی و دلهره داشتند، بعد از آن گروگان‌ها فقط از اینکه آزاد نبودند تا به کشور خودشان بروند، ناراحت بودند. وگرنه بچه‌ها با آنها برخورد خوبی داشتند. بعضی‌ها با آنها شطرنج بازی می‌کردند، بعضی از بچه‌ها از لیمبرت، زبان انگلیسی یاد می‌گرفتند. خاطرم هست یکی از گروگان‌ها روی دیوار نقاشی کشیده بود. همین آقای لیمبرت پرتره‌هایی از مصدق، امام و شریعتی را روی دیوار اتاقش کشیده بود و یکسری شعار‌ها هم که مردم می‌دادند و او از پنجره اتاقش می‌شنید را پایین این تصاویر نوشته بود. او می‌گفت شما که به تمام کشورهای قدرتمند دنیا مرگ می‌گویید، مرگ بر امریکا، مرگ بر روسیه، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر چین و... یکباره بگویید مرگ بر تمام دنیا! به ما می‌گفت من متعجبم که شما چه قدرتی در خودتان می‌بینید که می‌گویید مرگ به همه قدرت‌های بزرگ دنیا. درباره شعار مرگ بر چین باید بگویم که ما ابتدا علیه چین شعار مرگ نمی‌دادیم اما بعد از جریان ۱۷ شهریور که به فاصله چند ساعت صدراعظم چین بر اساس یک برنامه از پیش تعیین‌شده به ایران آمد و با شاه ملاقات کرد، شعار‌ها علیه چین هم آغاز شد. مردم شعار می‌دادند: چین، شوروی، امریکا، دشمنان خلق ما.

یک‌سری اسناد در سفارت پیدا شده بود اما مسلما گروگان‌ها هم اطلاعات مهمی درباره فعالیت‌های سفارت داشتند که شاید در جایی مکتوب نشده بود. آیا برای پی بردن به چنین اطلاعاتی گروگان‌ها را بازجویی هم می‌کردید؟

بله. با گروگان‌ها صحبت می‌شد. اتفاقا به یاد دارم یکی از گروگان‌ها با نام مترینکو انسان زیاد راحتی نبود. مرتب به دنبال دردسر بود و ناگهان شروع می‌کرد به بد و بیراه گفتن به بچه‌ها تا آنها را عصبانی کند و به او حمله بشود. ما مثلا روی باری روزن به شکل دیگری حساب می‌کردیم، بعد متوجه شدیم که این آدم متعادل‌تر است. یا مثلا ما فکر می‌کردیم لیمبرت آدم پیچیده‌ای‌ است اما در اثر ممارست فهمیدیم که نه. اگر فارسی را هم خوب حرف می‌زند به این دلیل است که همسرش ایرانی است. بالعکس یک عده را که فکر می‌کردیم پیچیده نباشند بعد‌ها دیدیم آدم‌های دیگری بودند.

کمتر از ۶ ماه بعد از تسخیر سفارت واقعه طبس پیش آمد. فضای سفارت در روز واقعه به چه صورت بود؟

قبل از واقعه طبس شایعه‌ای وجود داشت که امریکایی‌ها در مصر مستقر شده‌اند و می‌خواهند حمله کنند. برای ما و در ذهن ما این حمله یک حمله لشگری و مرزی بود نه اینکه بخواهند مستقیما برای آزاد کردن گروگان‌ها وارد عمل شوند. یادم هست که شب قبل از حمله با یکی از دوستان صحبت می‌کردم و گفتم امشب آسمان صاف است و احساس می‌کنم قرار است یک خبری بشود. بعد هم آمدیم خوابیدیم. صبح با صدای جیغ و داد از خواب بیدار شدیم. یک تیربار بالای پشت‌بام بود که ظاهرا مسوولش بعد از شنیدن خبر حمله از خواب پریده بود، نشسته بود پشت تیربار و همینطور بی‌هدف رو به آسمان شلیک می‌کرد و فریاد می‌زد. آقای امین‌زاده که در بخش روابط عمومی بودند، تعریف می‌کردند که از صبح تلفن مرتب زنگ می‌زد و ایشان تلفن را جواب می‌دادند. از آن طرف خط می‌پرسیدند به لانه حمله شده؟ ایشان هم می‌گفتند نه، ما اینجا هستیم و خبری هم نیست و دوباره می‌خوابیدند. گویا چند بار این اتفاق تکرار می‌شود تا ایشان کامل از خواب بیدار شوند. صبح جلسه گذاشتیم و تا غروب همه گروگان‌ها تقسیم شدند. من مسوول انتقال گروگان‌ها به اصفهان شدم و به دلیل آشنایی‌ام زنگ زدم به برادرم که خانه را خالی کند. چون منزل برادرم در منطقه ارامنه بود و جای دنجی به حساب می‌آمد. نصف شب رسیدیم و اسکانشان دادیم، بعد رفتیم در اصفهان بگردیم تا جایی برای ماندن دائمی پیدا کنیم.

پس شما با گروگان‌ها به اصفهان رفتید. چند نفر را بردید؟

اگر درست خاطرم باشد ما هشت نفر را به اصفهان بردیم. تیممان حدودا ده دوازده نفر بودیم که آقایان محمد بهبهانی و علی صبوری که البته بعد‌ها به مشهد رفت جزو این تیم بودند. راننده ما هم آقای رفان بودند. بقیه دوستان را به خاطر ندارم.

خاطره جالبی از آن روز‌ها به یاد دارید؟

بله. جالب این بود که وقتی رسیدیم یکی از گروگان‌ها که اسمش بلک بود، ناگهان در حالی که چشمانش بسته بود گفت اینجا اصفهان و منطقه ارامنه است. پرسیدیم چطور؟ گفت صدای ناقوس کلیسا نشان می‌دهد، فاصله کلیسا تا اینجا پانصد متر بیشتر نیست. پنج ساعت هم که در راه بودیم. تنها جایی که ۴ تا ۵ ساعت با تهران فاصله دارد اصفهان است. بعد از آنجا رفتیم به ساختمانی که درست پشت ساختمان سپاه واقع بود. هنوز مستقر نشده بودیم که کودتای نوژه اتفاق افتاد و بیشتر متهم‌های کودتا را هم به اصفهان آوردند و ما مسوولیت مراقبت از آنها را هم عهده‌دار شدیم. یک گروگان دیگری بود به نام سوبیک که یادم هست یک بار می‌خواست فرار کند. چند متر از ملحفه‌های اتاقش را به هم بافته بود. آن زمان برای اینکه گروگان‌ها شب‌ها راحت بخوابند بهشان والیوم می‌دادیم. سوبیک والیوم‌ها را نگه داشته بود، در آب خیس کرده بود و بخشی از گوشتی که به عنوان غذا دریافت می‌کرد را در محلول می‌انداخت. آن شب گوشت را انداخته بود برای سگ نگهبان تا بخوابد، ولی بعد از اینکه از دیوار اتاق خودش پایین آمد پشت دیوار حیاط که ارتفاع بیشتری داشت گرفتار شد. وقتی از او پرسیدیم حالا اگر از اینجا فرار می‌کردی، می‌خواستی کجا بروی؟ گفت می‌رفتم یک خانه شیک پیدا می‌کردم، چون معمولا اشراف طرفدار امریکا هستند و بعد هم از آنها کمک می‌گرفت و فرار می‌کردم.

یک مساله حاشیه‌ای در کنار جریان تسخیر سفارت، ازدواج‌های دانشجویان بعد از پایان قضیه بود. شما خودتان از جمله افرادی هستید که بعد از قضیه سفارت با یکی از افراد حاضر در آنجا یعنی خانم معصومه ابتکار ازدواج کردید. شروع آشنایی شما مربوط به دوران حضور در سفارت بود؟

خیر، بنده ایشان را اولین بار در برنامه‌ای که در دانشگاه داشتیم و از شهید چمران برای سخنرانی دعوت کرده بودیم دیدم. بعد‌ها متوجه شدم که دانشجوی رشته پتروشیمی هستند. بعد در کمیته کارگری هم با هم بودیم و آنجا شناختمان بیشتر شد. در جریان لانه هم من ایشان را از آن جهت که زبانشان خوب بود برای ترجمه اسناد معرفی کردم و ایشان به لانه آمدند. اصولا آن زمان ما خیلی سربه‌زیر بودیم و نقش بازی نمی‌کردیم. واقعا بین دختر‌ها و پسر‌ها روابط خاصی نبود. مثلا من تا مدت‌ها نمی‌دانستم اسم اصلی ایشان معصومه است و فکر می‌کردم‌‌ همان مریم است که اسم مستعارشان بود.

خاطره‌ای از حضور خانم‌ها در لانه به یاد دارید؟

راستش را بخواهید ما هیچ وقت فکر نمی‌کردیم روزی دختران داخل سفارت هم مجبور باشند پاس بدهند و وقتی بنا شد این کار انجام شود اتفاقات جالبی هم افتاد. یک ماجرای خنده‌دار در مورد همین پاس دادن‌ها به خاطر دارم. در نوبت پاس دادن یکی از خانم‌ها که چشمشان بسیار ضعیف بود و از عینک ته استکانی استفاده می‌کردند، یکی از گروگان‌ها تلاش می‌کند فرار کند. این گروگان بعد از اینکه از محل نگهداری‌اش خارج شد، به داخل یک بشکه افتاده بود. سر و صدای این سقوط باعث شده بود آن خانم هل شده و همه جا را به رگبار ببندد. وقتی ما به صحنه رسیدیم همه دیوار‌ها سوراخ شده بود و شانس آورده بودیم که به گروگان هیچ تیری نخورده بود. خاطراتی از این دست زیاد است. مثلا یک خاطره جالب در مورد خود خانم ابتکار است. داخل سفارت درخت توت زیاد بود. یک بار که نوبت پاس خانم ابتکار بود، دوستان گفته بودند که برود بالای درخت و توت بچیند. در همین موقع شهید ورامینی که مسوول حفاظت سفارت و پاس‌ها بود برای سرکشی به نگهبان‌ها به محل می‌رسد، باقی بچه‌ها فرار می‌کنند. شهید ورامینی که می‌رسد یک اسلحه روی زمین می‌بیند که کسی هم کنارش نیست. خانم ابتکار هم که بالای درخت بوده اصلا صدایش درنمی‌آید. شهید ورامینی اسلحه را می‌برد. بعد خانم دکتر پایین می‌آید، به بخش عملیات می‌رود و بی‌آنکه حرفی از ماجرا بزند، می‌گوید که «من اسلحه را گذاشتم و رفتم تا جایی برگردم، وقتی برگشتم یک نفر اسلحه را برده بود!»

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

قذافی را از این سوراخ بیرون کشیدند 





نکته جالب توجه در این تصاویر عنوان " الله اکبر " که برسردرب ورودی محل خفاء قذافی نوشته شده است 
چرا که واقعیت امر آنست که اراده خداوند موجب نابود و سقوط این ابلیس گردید.

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

مصر درحساس ترین دوران تاریخی جمعه پانزدهم مهر 1390 8:19

در مصر در حالي كه بر تقاضاي عمومي براي انتقال قدرت به يك دولت غير نظامي افزوده مي شود، رييس شوراي نظامي حاكم بر كشور اعلام كرد تمايل ندارد براي مدتي طولاني در قدرت باقي بماند.

از زمان بركناري حسني مبارك از قدرت در ماه فوريه ارتش قدرت را در دست داشته و قول داده بود ظرف شش ماه قدرت را به غيرنظاميان تحويل دهد. اما رسانه هاي مصر روز چهارشنبه به نقل از فيلد مارشال حسين طنطاوي گفتند شوراي نظامي در حالي كه قصد ندارد در قدرت بماند، تا تمام وعده هايي را كه به مردم مصر داده است عملي نسازد كنار نخواهد رفت.

طنطاوي همچنين گفت ارتش كانديدايي براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نخواهد كرد.

قرار است نخستين انتخابات پارلماني مصر در اواخر نوامبر برگزار شود و امكان دارد انتخابات رياست جمهوري پس از آن، در پايان سال آينده صورت گيرد.

ملاحظه ونظريه

هنگامي كه اسرائيلي ها و امريكايي ها به ناگاه با قيام مردم مصر مواجهه شدند صلاح براين ديدند كه بين بدو بدتر بد را انتخاب كنند تا بدتر را خنثي شود-بد آن بود كه مبارك را برمي داشتند تا خشم مردم را فروكش كند زيرا درصورتي كه خشم مردم مصر افزايش مي يافت مشت ها تبديل به سلاح ميشد و اين احتمال وجود داشت كه به مرزهاي اسرائيل حمله شود آمريكاو اسرائيل با عقب نشيني به اميد عواملي كه در بدنه ارتش مصر داشتند مبارك را كنارزدند و سعي نمودند كه قيام مردم مصر را تحت كنترل خود درآورند .البته خيمه شب بازي محاكمه مبارك كه او درنقش يك بيمار درصحنه دادگاه ظاهر مي شود نشان مي دهد كه اوضاع تا حدودي تحت كنترل شيطان بزرگ است بخصوص تاخير دربرگزاري انتخابات اين ظن و گمان را تشديدميكند.

درحال حاضر آنچه را اطاق فتنه شيطان بزرگ درخصوص اوضاع و احوال مصر نياز مند است وقت كشي است وقت كشي از آن جهت كه سرويس هاي اطلاعاتي اسرائيل و امريكا بتوانند تضمين هاي لازم را دررابطه با آينده روابط مصر و اسرائيل بدهند به عبارتي براي امريكايي ها فرقي نمي كند كه عربي كه برمصر حكومت مي كند چه كسي باشد آنچه مهم است مصر تحت كنترل باشد؛ زيرا مصراولين سنگر مسلمين با غده سرطاني اسرائيل است و درصورتي كه اين سنگر تحت كنترل درنيايد تمام اعراب براي اعاده حيثيت از دست رفته جنگ شش روزه بپاخواهند خواست.

راهكار مصريان اينست كه براي پيروزي بردشمن مسلمين يعني اسرائيل بهتر است موضع گيري عربي را به اسلامي اصلاح نمايند و اسرائيل را مشكل جهان اسلام قلمدادكنند وقتي چنين شد حكم خداوند را درخصوص يهوديان غاصب خواهند يافت .دو نمونه از حكم قرآن كريم گوياي بسياري از نياز مردم مصر و درواقع مسلمين است :

سوره: 5 , آيه: 51

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد يهود و نصارى را دوستان [خود] مگيريد [كه] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى‏نمايد.

ش 5- سوره: 5 , آيه: 64

و يهود گفتند دست‏خدا بسته است دستهاى خودشان بسته باد و به [سزاى ] آنچه گفتند از رحمت‏خدا دور شوند بلكه هر دو دست او گشاده است هر گونه بخواهد مى‏بخشد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده بر طغيان و كفر بسيارى از ايشان خواهد افزود و تا روز قيامت ميانشان دشمنى و كينه افكنديم هر بار كه آتشى براى پيكار برافروختند خدا آن را خاموش ساخت و در زمين براى فساد مى‏كوشند و خدا مفسدان را دوست نمى‏دارد.

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

مکر خدا چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 20:21

ده سال پس از حادثه یازده سپتامبر 2001


همانطور که می دانید حملات انتحاری ۱۱ سپتامبر، 10 سال پیش به‌ دست گروه تروریستی القاعده در خاک ایالات متحده آمریکا انجام شد. در صبح روز ۱۱ سپتامبر 2001، 19 نفر از اعضای القاعده، چهار هواپیمای تجاری - مسافربری را ربودند. هواپیماربایان، دو هواپیما را در فاصله‌های زمانی گوناگون تعمدا به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک کوباندند. در نتیجه این دو برخورد، همه مسافران به همراه عده بسیاری که در ساختمان‌ها حضور داشتند، کشته شدند. هر دو ساختمان، پس از دو ساعت به طور کامل ویران شدند و آسیب‌های زیادی به ساختمان‌های پیرامون زدند. گروه هواپیماربایان، هواپیمای سوم را به پنتاگون، واقع در ارلینگتون در ویرجینیا زدند. هواپیمای چهارم اما در زمینی نزدیک شنکسویل، در ایالت پنسیلوانیا، سرنگون شد. این هواپیما احتمالاً به قصد تخریب ساختمان کاخ سفید ربوده شده بود. اما به دلیل تأخیر و درگیری در حین کنترل هواپیما موفق به این اقدام نشد. این در حالی بود که شماری از مسافران و خدمه پرواز پیش از سرنگونی هواپیما، تلاش کرده‌ بودند تا کنترل هواپیما را که هواپیماربایان آن را به سمت واشینگتن دی.سی. هدایت می‌کردند، به دست بگیرند اما هیچ‌کدام از مسافران این پرواز و سه پرواز دیگر زنده نماندند.

چهار فروند هواپیمایی که از فرودگاه‌های لوگان اینترنشنال، دالاس اینترنشنال و نیوآرک به مقصد کالیفرنیا در پرواز بودند و بمنظور انجام این حملات دزدیده شدند عبارت بودند از :
1. پرواز شماره ۱۱ شرکت هوایی آمریکن ایرلاینز، بوئینگ ۷۶۷، برخورد با برج شمالی مرکز تجارت جهانی در ساعت 8:46 صبح به وقت محلی.
2. پرواز شماره ۱۷۵ شرکت یونایتد ایرلاینز، بوئینگ ۷۶۷، برخورد با برج جنوبی مرکز تجارت جهانی در ساعت 9:02 صبح به وقت محلی.
3. پرواز شماره ۷۷ شرکت آمریکن ایرلاینز، بوئینگ ۷۵۷، برخورد با ساختمان پنتاگون در ساعت 9:37 صبح به وقت محلی.
4. پرواز شماره ۹۳ شرکت یونایتد ایرلاینز، بوئینگ ۷۵۷، سقوط در شنکسویل ایالت پنسیلوانیا در ساعت 10:03 صبح به وقت محلی.

کشته شدگان این حمله‌ها 2974 تن بودند، که با در نظر گرفتن ۱۹ هواپیماربا در کل شمار کشته‌های این حمله‌ها به 2993 تن می‌رسد. بیش‌تر کشته شدگان این حمله‌ها مردم عادی و شهروندان بودند، که ملیت آن‌ها از ۹۰ کشور گوناگون جهان بود. حادثهٔ ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ تاکنون بزرگ‌ترین عملیات تروریستی تاریخ ایالات متحده آمریکا به شمار می‌آید و پیامدهای مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی برای این کشور و جامعه جهانی به دنبال داشته‌ است. گفته می‌شود که حادثه ۱۱ سپتامبر همانند حملهٔ ژاپن به بندر پرل هاربر، تاریخ آمریکا را تغییر داده‌ است.

واکنش ایالات متحده به این حملات، شروع جنگ علیه تروریسم با حمله به افغانستان و از قدرت برکنار کردن طالبان که تروریست‌های القاعده را پناه می‌داد، و نیز تصویب طرح "قانون میهن‌پرستی آمریکا" بود. کشورهای بسیاری قوانین ضدتروریسم خود را تقویت کردند و اجرای آن‌ها را گسترش دادند.

ملاحظات و نظریه

یکی از ماموریت های اساسی سرویس های اطلاعاتی هر کشوری مخفی کردن بسیاری از واقعیات است که میتوان سازمان جاسوسی سیا امریکا و اینتلیجنت سرویس انگلیس را دراین زمینه نابغه های زمان محسوب نمودزیرا همواره این دو سازمان توانسته اند بسیاری از حقایق سیاسی و تحولات جهانی را بگونه ای بخورد ملت ها دهند که گویا بجزء خداوند کسی برحقیقت امر آگاهی نخواهد یافت - سیا در زمینه یازده سپتامبر عملکرد بسیاری عالی برای کاخ سفید داشته است بگونه ای که علیرغم گذشت سال های سال هنوز کسی از حقیقت امر اگاهی نیافته است و هر آنچه گفته میشود چیزی جزء حدس و گمان بیش نیست در واقع باید گفت ؛ حیات و شیشه عمر مستکبرین پوشاندن حقایق است .

البته در حادثه یازده سپتامبر سازمان سیا درمانده شدزیرا درصورتی که صراحتاً بیان میکرد از موضوع بیخبر بود و مهاجمان دردایره اطلاعاتی او قرارنداشتند آنگاه همگان برتهی بودن و پهلوان پنبه بودن او آگاهی میافتند لذا مصلحت آن دیدکه وانمود کند همه چیز تحت کنترل بوده و بجهت رسیدن به اهداف بزرگتر (توجیه لشگر کشی به خاورمیانه ) میدان را برای عملیات القاعده بازگذاشته است .

من الحیث المجموع اینکه ؛ آنچه مردمان شاهدند شیطان بزرگ بنا برمکر حیله قرارداده و غافل از آنکه مکر او درمقابل مکر خداناچیزاست ؛ و درواقع همه چیز تحت کنترل او قراردارد نمونه کوچک آن مکر امریکا برای ورود به عراق و افغانستان و غافل از آنکه دودشمن بزرگ اسلام یعنی صدام و طالبان هردو دشمنان واقعی خداوند بودند بدست شیطان بزرگ برزمین زده شد.

قرآن کریم سوره: 3 , آیه: 54

و [دشمنان] مكر ورزيدند و خدا [در پاسخشان] مكر در ميان آورد و خداوند بهترين مكرانگيزان است

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

آخرین نگاه رئیس جمهور +عکس یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 16:7

چند سال بعد، به شکلی نامعلوم، تصویری منتشر گردید که رئیس جمهور را تنها چند ثانیه پیش از شلیک موشک‌های روسی، در کنار اتومبیلش نشان می‌داد.
روز 26 دسامبر سال 1991، کشوری که پیش از این به نام «اتحاد جماهیر شوروی» خوانده می‌شد، به 16کشور تجزیه شد اما 120روز قبل از انهدام این امپراطوری، در اول سپتامبر 1991، یکی از ایالت‌های کوچک و کم‌جمعیت کشور مزبور، اولین پرچم استقلال‌طلبی را به اهتزار درآورد و خود را به نام تاریخی اقوامی که در آن مستقر بودند؛ «جمهوری چچن ـ اینگوش» نامید.

به گزارش مشرق، ایالت موسوم به «چچن ـ اینگوش» که نود و هشت درصد جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می‌دادند، به رهبری یک ژنرال مسلمان چچنی به نام «جوهر موسایوویچ دودایف» خواهان استقلالی شد که حدود 200 سال قبل از دست داده بود.

جوهر دودایف به سال 1944 در روستای یالخوری در چچن متولد شد. خانواده او از جمله جان بدربردگان تبعید قوم چچن به قزاقستان بود. در جریان این تبعید تاریخی که با هدف انهدام چچن‌ها، توسط استالین انجام گرفت، یکی از بزرگ ترین نسل کشی‌های تاریخ بشریت به وقوع پیوست.

«جوهر دودایف» بر اساس انتخاباتی که مطابق با قانون اساسی جدید «جمهوری چچن ـ اینگوش» با آرای اکثریت ملت خویش به عنوان اولین رئیس جمهور این ملت انتخاب شد.
حاکمان جدید مسکو، تمامی یک دهه بعد را به جنگ با جمهوری کم جمعیت چچن پرداختند. در برابر دیدگان حیرت زده جهانیان، جنگ میان پرجمعیت ترین ارتش جهان با کشوری که که تمام جمعیت آن به یک میلیون نفر نمی‌رسید، به جای چند روز، سالیان سال به درازا کشید.

فرماندهی اولین مرحله از نبرد آزادیبخش چچن علیه متجاوزین روسی، راسا بر عهده جوهر دودایف قرار داشت. وی سرانجام در 22 آوریل 1996 ، طی عملیات مشترک ارتش روسیه و دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی «موساد» و سازمان امنیت ملی آمریکا، توسط شلیک مستقیم جنگنده‌های متجاوزین روس کشته شد.

جریان به این ترتیب بود که ابتدا با ردیابی مکالمات او که بوسیله تلفن ماهواره‌ای اش انجام می‌داد، محل دقیق او را به کمک ماهواره‌ها مشخص شد. دستیابی به امواج تلفن ماهواره‌ای او، با کمک عوامل موساد انجام گرفت و سازمان امنیت ملی امریکا یا NSA هم با در اختیار گذاشتن اطلاعات یکی از ماهواره‌های SIGINT خود به روس‌ها یاری رساند. سپس از تطبیق نمونه صدای دودایف با صدای ردیابی شده بوسیله هواپیماهای شناسایی روسی که در منطقه در حال چرخش بودند، باشلیک ۲ عدد موشک هدایت شونده با لیزر، بنیانگذار جمهوری چچن و اولین رئیس جمهور قانونی این کشور به کشته شد.

سال‌ها بعد، به شکلی نامعلوم، تصویری از فیلم برداشته شده توسط جنگنده‌های روسی منتشر گردید که ژنرال را تنها چند ثانیه پیش از شلیک موشک‌های روسی، در کنار اتومبیلش نشان می‌داد.


آخرین نگاه جوهر دودایف، اولین رئیس جمهور قانونی چچن، به جنگنده‌های روسی، تنها چند ثانیه پیش از هدف قرار گرفتن


جوهر دودایف، بنیانگذار جمهوری چچن و رهبر مسلمانان استقلال طلب چچنی


جوهر دودایف، رهبر مسلمانان استقلال طلب چچنی و اولین رئیس جمهور قانونی چچن
__________________
نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

شیطان بزرگ درحالی که زمزمه هایی در خصوص اپوزيسيون ليبی و کمک تسلیحاتی بدانها را بزبان می راند همچنان انقلابیون لیبی را راشورشی می خواند.

ظاهرآشیطان بزرگ تاکنون روی خوشی از انقلابیون لیبی دریافت ننموده که همچنان آنان را بعنوان شورشی خطاب میکند.

شیطان بزرگ از هم اکنون دغدغه خاطر بعد از معمر قذافی راداشته ونمی داند که چگونه میتواند آینده لیبی را ازآن خود سازد.

فحوی کلام کاخ سفید نشان می دهد درصورتی که امکان ادامه سلطه دیوانه ی بنام قذافی برلیبی وجود داشت شرایط بهتری برای او فراهم بود زیرا قذافی درطول دوران حکومت خود هرگزصدمه جدی برمنافع آمریکا وارد نساخت و علیرغم ضدیت ظاهری با آمریکا همواره درراستای منافع آمریکا درحرکت بود.

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

حکومت علوی شنبه ششم فروردین 1390 20:2

 

از جمله اموري كه در عمر كوتاه حكومت امير مؤمنان علی عليه السلام، در شمار اولويت هاي كاري نظام علوي قرار گرفت، مبارزه با انواع فقر بود. آن حضرت به منظور زدودن چهره كريه فقر از جامعه اسلامي و بهينه سازي وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم، با اتخاذ برنامه هاي مختلف فرهنگي، سياسي و اقتصادي به ستيز با عوامل و خشكاندن ريشه هاي فقر و تهي دستي پرداخت.
امام علي عليه السلام فرهنگ سازي را از شمار سياست هاي خود در راه ستيز با فقر قرار داد و براي اجرا و اعمال آن، راهكارهاي گوناگوني برگزيد و از آنها بهره جست.

1.تشويق مردم به كار
 

ترغيب و تشويق آن حضرت به كار نيز- به لحاظ فرصت هاي شغلي مختلف- گونه هاي گوناگوني به خود مي گرفت.

الف: ترغيب عمومي
 

گاهي همه طبقات مردم مشمول تشوق آن حضرت قرار مي گرفتند؛ لذا مي فرمود:
«مَن طَلَبَ الدنيا حَلالاً، تعطُّفاً عَلي والِدِ او ولدِ او زَوجهِ، بَعَثَهُ اللهُ تعالي و وَجَههُ عَلي صُورَهِ القَمَرِ ليلهَ البَدر؛ (1) هر كس بر پايه مهر و محبت به پدر و مادر، فرزند و همسر، رزق و روزي حلالي را تحصيل كند خداوند در حالي او را از قبر برانگيزد كه صورتش چون قرص قمر بدرخشد».
ظاهر اين روايت، ترغيب عموم مردم به كار و تلاش است، و اختصاص به گروه و صنفي از اقشار جامعه نداشته، بلكه توانگران نيز مشمول اين ترغيب و فراخواني بوده اند؛ چنانكه در روايتي ديگر، فرمود:
«اوصيكُم بِالخَشيَهِ مِنَ الله في السّرِ وَ العَلانيَه وَ العَدلَ فِي الرِّضا و الغَضَبِ، وَ الاكتسابِ فِي الفَقر و الغني (2)؛ شما را سفارش مي كنم به خدا ترسي در نهان و عيان، رعايت عدالت در خوشي و خشم و كسب روزي در روز نيازمندي و بي نيازي».
پس امير مؤمنان عليه السلام افزون بر فراخواندن تهي دستان به بازار كار، توانمندان و ثروتمندان را نيز به حضور در ميدان تلاش و فعاليت تشويق و ترغيب مي نمود، و با زدودن انديشه عار بودن كار براي توانگران، راه ورود آنان را نيز به بازار كار، هموار مي كرد.

ب:تشويق زهد پيشگان
 

گروهي با اين ذهنيت كه فعاليت معيشتي، مانع و مزاحم دستيابي به كمال معنوي است، چندان انگيزه و تمايلي براي حضور در عرصه فعاليت هاي دنيوي ندارند؛ لذا امير مؤمنان عليه السلام اين تصور را بي پايه دانسته و فرمود:
«انّ طلبَ المَعاشِ مِنْ حِلّهِ لا يشغَلُ عَن عَمَلِ الاخِرَهُ؛ (3) بي ترديد در پي تأمين معيشت از راه حلال آن رفتن، انسان را از امور اخروي باز ندارد».
بلكه در سخني ديگر، آن را از جمله ويژگي هاي مومن به شمار آورده است:
«للمومِنِ ثلاثُ ساعات، فساعَهُ يُناجي فيها ربَّه وَ ساعَهُ يَرُمُّ به مَعاشَهُ و ساعَهُ يُخَلُّ بَيْنَ نفسِه وَ بينَ لَذَّتِها فيما يَحِلُّ و يَجمُل؛ (4) مؤمن را سه ساعت (برنامه و زمان) باشد: ساعت و مقطعي را به مناجات با خدايش اختصاص دهد، برهه اي از وقت خويش را به تامين و اصلاح معاش بپردازد، و زماني را به منظور استفاده از لذت هاي حلال براي خود واگذارد».

ج: تشويق صنعت گران
 

به لحاظ اينكه چرخش صنعت، اشتغال زايي و حمايت از توليد و افزايش آن را به همراه دارد، و همچنين افزايش كالا و حمايت از مصرف كننده را ايجاد كرده و نقش موثري در زدودن چهره فقر از جامعه دارد، امير مؤمنان عليه السلام صاحبان حرفه و صنعت گران را مورد تشويق قرار داده و مي فرمود:
«اِنَّ الله يُحِبُّ المُحترِفَ الامين(5)؛ خداوند صاحب حرفه امين را دوست دارد».

د: تشويق بازرگانان
 

تجارت و بازرگاني، افزون بر فراهم آوردن كالاهاي مورد نياز جامعه، رفاه بيشتر جامعه را به همراه دارد و از مهم ترين راه هاي اشتغال سالم و كسب درآمد، به شمار مي آيد؛ لذا امير مؤمنان عليه السلام بازرگانان را نيز مورد تشويق قرار داده است:
«تَعَرَّضُوا لِلتَّجارَهِ فانَّ لَكُم فيه غِنيً عَمّا ايدِي الناس(6)؛ به داد و ستد بپردازيد كه بي نيازي شما از آنچه در اختيار مردم است، در آن است».
پس بر پايه روايات، از جمله راه كارها و روش هاي فرهنگي امير مؤمنان عليه السلام، ترغيب و تشويق گروه ها و اصناف مختلف مردم به حضور در عرصه هاي گوناگون كار و فرصت هاي شغلي بود، تا در سايه فعاليت گسترده و فراگير مردم، بازار اشتغال به كار مفيد، گرم گرديده و سستي، تنبلي و بيكاري، رخت بر بسته و همگان با نشاط و انگيزه هاي برتر، قدم به ميدان كار گذارده و با حركت و تلاشي عمومي ، به جنگ با تهي دستي برخيزند و خود كفايي و بي نيازي از ديگران را در تأمين معيشت خويش، بر جاي آن نشانند.

2. تشويق بر اعتدال در مصرف
 

ميانه روي در مصرف، راه كار ديگري است براي جلوگيري از ابتلاي به فقر؛ به گونه اي كه اگر كار و تلاش جايگزين بيكاري و تنبلي شود و درآمدساز گردد، ولي در«مصرف» افراط شود، بر چيده شدن سايه شوم فقر را تضميني نخواهد بود، بلكه همراه كار و كوشش ميانه روي در مصرف هم براي فقر زدايي لازم است. از همين رو است كه امير مؤمنان عليه السلام افزون بر فراخواندن قشرهاي مختلف مردم به ميدان كار، آنان را بر رعايت اعتدال در مصرف و هزينه هاي زندگي تشويق مي كرد و مي فرمود:
«لَن يُهلَكَ مَن اقتَصَدَ وَ لَن يَفتقِر من زَهَدَ (7)؛ كسي كه ميانه روي برگزيد، هرگز بيچاره نگردد و كسي كه زهد پيشه كرد، هرگز به دام نيفتد».
تاثيرگذاري ميانه روي و رعايت اعتدال- در مصرف و هزينه زندگي- براي مبارزه با فقر و رهيدن از آن، به گونه اي است كه اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:
«ضَمِنتُ لِمَن اقتَصَد َ ان لا يَفتَقِر‌(8) ؛ براي كسي كه ميانه روي پيشه سازد، بي نيازي از ديگران را ضمانت مي كنم».

3. تهديد بر بيكاري
 

گويا براي فراخواني اقشار مختلف مردم«تشويق به كار» كارساز نبود كه امير مؤمنان عليه السلام بدان بسنده نكرده، بلكه از راه كار مخالف آن(تهديد و هشدار) بهره جسته و مي فرمود:
«مَن وَجَدَ ماءً و تُراباً ثُمَّ افتَقَرَ فاُبعَدَه اللهُ (9)؛ كسي كه آب و زميني در اختيار دارد و فقير است، خدا او را از رحمت خود محروم كرده است».
يعني تداوم فقر نيازمندان از كارگريز - با فراهم بودن همه ابزار و شرايط كاري- نتيجه قانون كلي و تغيير ناپذير حاكم بر جهان و نظام تكوين است كه به اقتضاي آن، «فقر» ميوه تلخ و طبيعي درخت بيكاري است و چيدن ميوه شيرين، از مسير كار و تلاش تحقق مي يابد.

تهديد بركم كاري
 

امير مومنان عليه السلام به منظور فقر زدايي از چهره جامعه، اصناف و اقشار مختلف مردم را از كم كاري نيز برحذر داشته و مي فرمود:
«مَنْ قَصُرَ فِي العَملِ ابتَلي بِالهمِّ‌ (10)؛ آن كه دركاركوتاهي ورزيد، دچار اندوه گرديد».
برخي از شارحان نهج البلاغه همچون علامه خويي اين حديث را چنين معنا كرده اند:
«كوتاهي در كار دنيا و آخرت، مايه اندوه است».(11)

5. تهديد بر تنبلي
 

بين تلاش و پاداش، پيوندي ناگسستني و تغيير ناپذير است. بدون كوشش و تلاش و با سستي و تنبلي، دو سراي را سرانجامي جز فقر و تهي دستي نباشد؛ از اين رو، اميرمؤمنان عليه السلام افرادي را كه با كسالت و جهالت، زمينه ساز محروميت خود از نعمت خداوندي مي شوند و تن به اسارت فقر مي دهند، از تنبلي برحذر داشته،‌ بر توشه تلخ و ناگوار‌ آن (ذلت فقر)، چنين هشدار داده است:
«انَّ الاشياءَ لَمّا ازدُوِجَت، ازدَوَج الكسلُ و العَجِزُ فَنُتِجا بَينَهُما الفَقر؛ (12) به يقين وقتي اشيا جفت هم شوند، تنبلي و ناتواني نيز گرد هم آيند و فقر و تهي دستي تولد يابد».
آن حضرت، تنبلي در امور دنيا را نشانه سستي و تنبلي بيشتر در امور آخرت دانسته و فرموده است:
«اني لا بغَضُ الرَّجُلَ يكوُن كَسلانَ مِن امرِ دَنياه، اذا كانَ كَسلانَ مِن امرِ دَنياه فَهوَ عشن آخرتِهِ اكسَل؛ (13) از مردي كه دركار دنيايش تنبل است، نفرت دارم؛ زيرا وقتي دركار دنياي خود تنبل باشد، دركارآخرتش تنبل تر است».
پس اگر مولود تنبلي در امور دنيوي«فقر» است، محصول تنبلي در امور اخروي نيز جز«درماندگي» نيست!

6. تهديد بر ناپايداري دركار
 

پرهيز از بي حوصلگي و عدم استقامت در كار، شرط ديگري به منظور رهيدن از بند تنگ دستي است؛ زيرا اگر بر سستي و تنبلي، خط قرمز و بطلان كشيده شد و عمر كم كاري و بيكاري نيز در جامعه اي به سر آمد، ليكن پس از فراهم آمدن فرصت هاي شغلي و جذب نيروي كار به بازار كار، ثبات قدم بايسته اي براي ادامه كار نبود و به هنگام برخورد با سختي ها و مشكلات كاري طاقت ها تمام گرديد، نوبت بازگشت بيكاري و در پي آن، تهي دستي فرا خواهد رسيد. از اين رو اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:
«مَن لَمْ يَصبِر علي كَدِّهِ صَبَر علي الافلاسِ؛ (14) كسي كه بر رنج عمل پايداري نورزد،‌ بايد بر تهي دستي صبر كند[چون فقر و تنگدستي، محصول و كشت عدم استقامت او در كار بوده، از برداشت آن ناگزير است]».
«لِكُلِّ نعمَه مِفتاحُ و مِغلاقٌ فَمفتاحُها الصَّبرُ و مغلاقُها الكسَل؛ (15) هر نعمتي را كليد و قفلي است؛ كليد آن، صبر و قفل آن، تنبلي است».
اگر كسي پايداري دركار را پيشه خود ساخت، راه استفاده از نعمت را به روي خود گشوده و اگر سستي ورزيد، آن راه را خود، به روي خويش بسته است.

پي نوشت ها :
 

1. مسند زيد، ص255.
2. تحف العقول، ص390.
3. مصنفات شيخ مفيد، (الامالي)، ج13، ص119.
4. نهج البلاغه، حكمت390؛ تحف العقول، ص203؛ امالي، طوسي، ص47ح53240، قم، دارالثقافه، چ1، 1414ق.
5. من لا يحضره الفقيه، ج3، ص158،قم، جامعه مدرسين.
6. كافي، كليني، ج5، ص319؛ من لا يحضره الفقيه، ج2،ص161؛ خصال، ص621.
7. بحار الانوار، مجلسي، ج77، ص212، ح1.
8. همان، ج71، ص346، ح9.
9. وسايل الشيعه، حر عاملي، ج1، ص24، بيروت، دار احياء التراث العربي.
10. نهج البلاغه، حكمت137.
11. منهاج البراعه في شرح نهج البلاغه، ميرزا حبيب الله خوي، ج21، ص194، تهران، مكتب الاسلاميه، تهران، چ2، 1398ق.
12. كافي، ج5، ص86.
13. دعائم الاسلام، تميمي مغربي، ج2، ص14، ح2، بيروت، دارالاضواء، چ1، 1411ق.
14. غرر الحكم و درر الكلم، ج2، ص229، ح1333، بيروت مؤسسه اعلمي للمطبوعات، بيروت، 1407ق.
15. شرح نهج البلاغه ، ابن ابي الحديد، ج20، ص322.

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

دهه فجر مبارک سه شنبه دوازدهم بهمن 1389 12:24
نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

امام خمینی سه شنبه دوازدهم بهمن 1389 11:30
امام کاظم(سلام الله عليه):

مردى از قم مردم را به حق فرا مى‏خواند و بر گرد او مردمانى فراهم مى‏آيند كه چونان پاره‏هاى آهن استوارند، طوفان‏ها آنها را به لرزه نمى‏اندازد و از جنگ خسته نمى‏شوند و بزدلى نشان نمى‏دهند، به خدا توكّل دارند و فرجام از آنِ پرهيزگاران است.


مناسبتهاي روز:
|بازگشت امام خميني(ره) به ميهن اسلامي پس از سال‏ها تبعيد به ایران (1357) - آغاز دهه مبارك فجر انقلاب اسلامي


 



نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

تفريح ازنوع اسرائيلي سه شنبه سی ام آذر 1389 9:10

سرویس بین الملل ـ روزنامه «اينديپندنت» با انتشار خاطرات سربازان اسرائيلي در كرانه باختري رود اردن عمق جنايات صهيونيست ها را به نمايش گذاشت.

به گزارش «تابناک»، اين خاطرات را موسسه يهودي «سكوت را بشكنيم» منتشر كرده و با اين كار، مدعي است كه وجدان جنايتكاران اندكي آرام خواهد شد. این خاطرات بدون هیچ توضیحی، خود نشانگر عمق فجایع رخ داده در سرزمین فلسطین توسط صهیونیست هاست.

در بخشي از خاطرات يك سرباز اسرائيلي در جريان جنگ غزه در سال 2008 آمده است: احساس خستگي مي كردم. مدتي بود تفريح نكرده بودم. چند روزي بود كه فقط مي خواستم استراحت كنم. ناگهان تصميم به كاري خنده دار گرفتم ... يك بمب پشت در خانه يك فلسطيني قرار دادم و چاشني آن را فعال كردم. مادر وارد خانه شد و با انفجار بمب تكه هاي بدن او به ديوار پخش شد... كودكان او با ديدن اين صحنه نمي گريستند و فقط چشم هايشان باز بود و پلك نمي زدند ... خيلي خنديديم!

او در ادامه خاطرات خود می گوید: يك بار ديگر پدر يك دختر سيزده ساله فلسطيني را كه كشته شده بود، از درب پشت خانه به اتاق خوابش برديم و او را روي تخت خواب خوابانديم ... تصور كنيد دخترك با ديدن جسد له شده پدر در رختخواب چگونه گريه مي كرد!

این سرباز صهیونیست در بخش های دیگری از خاطراتش با افتخار می نویسد: ديدن انفجار گلوله توپ روي كودكستان هم جالب است. من گزارش آن را براي پدرم هم فرستادم او هم مرا تشويق كرد.

با دوستم كه روي يك تانك خدمت مي كردم، تماس گرفتم و نقطه مشتركي در فضاي يك كودكستان در غزه را نشانه رفتيم و همزمان گلوله تانك را شليك كرديم، دو گلوله در وسط روز در آسمان به يكديگر برخورد كردند و صداي انفجار آن كودكان را به صحن كودكستان كشاند. من بيشتر از كودكان ترسيدم، اما خود را خيس نكردم، ولی در عوض یقین دارم که بیست كودك فلسطینی آن روز كه به خانه هايشان رفتند، شلوارشان خيس بود! ...اين هم جالب است و تجربه اي تكرار نشدني.
زايشگاه هم عجب جايي است؛ محل توليد فلسطيني، محل توليد دشمن ما، محل تولد كودكاني كه تا ده سال ديگر از زندگي فقط سنگ را مي شناسند كه بايد به ما پرتاب كنند، ترساندن پرستارهاي زايشگاه ها و زنان باردار فلسطيني، تنها در زايشگاه ممكن است، در زايشگاه مي توان صحنه هايي آفرید كه در هيچ جاي دنيا امكان تكرار آن نيست!

گفتنی است، موسسه «سكوت را بشكنيم»، يك موسسه يهودي فرهنگي است كه به انتشار خاطرات سربازان و فرماندهان در جنگ هاي گوناگون صهيونيست ها با فلسطيني ها دست مي زند و موسس اين انتشارات، اميدوار است با انتشار اين خاطرات وجدان انساني جنايتكاران بيدار شده و كمتر به جنايت بينديشند.

ملاحظات

تمامي انسانها داراي صاحبي هستند قادر و تواناكه ظلم انسان به انسان ديگر را بسختي عذاب ميكند او كسي است كه ظلم فراعنه را با غرق در رودنيل پاسخ دادظلم صدام را باسرنگوني به انجام رساند و ظلم آمريكايي ها را زندگي با چكمه  و اسرائيلي ها را دائم در جنگ وخون .

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

اطاق جنگ استکبار جمعه دوازدهم آذر 1389 12:45

دوجنایت تروریستی هفته گذشته که دررابطه بادودانشمند هسته ای ایران صورت گرفت نشان دادکه پرونده تروربرروی میز اطاق جنگ استکبار از اولویت خاصی برخورداراست .

چندی قبل یک دیپلمات انگلیسی تلویحاانرژی هسته ای ایران را مورد تهدیدقراردادو دیری نپاییدکه تهدید او باشهادت دكتر مجيد شهرياري و مجروحیت استاد فريدون عباسي بوقوع پیوست.

ضمن یاد آور شدن این نکته که این تروردر شرایطی صورت گرفته که مذاکره قریب الوقوع کشورهای غربی و ایران(مذاکرات هسته ای) درشرف وقوع می باشد به بررسی اجمالی این نوع فعالیت دشمن می پردازیم  .

اهداف ترور

اهداف ترورعبارت است از :

- اهرم فشارغرب برایران (بخصوص در مذاکره آتی ).

- ایجاد فضای رعب و وحشت در ایران.

- ایجاد ترس و وحشت در میان دانشمندان ایرانی .

- روحیه دادن به گروهک های ضدانقلاب بخصوص منافقین منفعل شده.

- ترغیب مخالفان داخلی به فعالیت های تروریستی .

- روحیه دادن به خودفروختگان داخلی .

-پیام خشم غرب به ایران .

- تحت الشعاع قراردادن حرکت مثبت هدفمندکردن رایانه .

- فعال نشان دادن مخالفین ایران (خوراک تبلیغات رسانه ای غرب) .

- تهدیدبه جنگ ایران از سوی غرب ( بسیاری از جنگ ها با ترورآغاز می شود).

- واردارنمودن ایران به فعالیت مقابله به مثل .

- فعال نشان دادن تحرکات خرابکاری مخالفین در ایران .

و...

قبل از ترور

جهت اینگونه ترورها نیاز به فعالیت کنترلی زیادی است به عبارتی می بایست قبل از ترور از موقعیت سوژه اطلاعات دقیقی بدست آوردوبرای بدست آوردن اطلاعات دقیق از سوژه مراقبت های زیادی انجام می گرددو طبعانفوذی هایی بکار گمارده می شوند(گرچه ممکن است با بدست آوردن شماره موبایل بتوان براحتی سوژه راتحت کنترل درآورد ).

ابتداسوژه شناسایی ، سپس تحت تعقیب قرارگرفته ودرمرحله نهایی مکان عملیات مشخص گردیده است.

تدارک عملیاتی شامل  خانه تیمی که درآن مکان بتوان  خودرو- تسلیحات  و وسایل ارتباطی را در آن مخفی نمود امری است که ا زعهده هر اماتور برنمی آید .

تمرین

این عملیات مسلما بدون تمرینات قبلی نبوده و احتمالادر کشوری مانند اسرائیل به دفعات حول این آن تمرینات لازم صورت گرفته است . علت اینکه اسرائیل ذکر شدبجهت امن بودن اسرائیل و دارا بودن مراکزآموزشی تروریسی می باشد.

ورود و خروج تروریست ها

ورود و خروج  تروریست ها از یک گیت مطمئن بوده است این گیت مطمئن می تواند پاسپورت توام با ساپورت خارجی باشد ویا اینکه بطورمخفی از گوشه ای از مرزوارد کشور شوند.

نوع علمیات

این نوع عملیات که جدیدا رایج شده ؛ روشی است که اسرائیل از مدتها قبل بدین روش اهداف خودرا مورد هدف قرار میداد.

آنچه به اختصار بیان شد نشان دهنده آنست که این ترورنمی تواند بدون کشورهایی بوقوع بپیوندد.

اطاق فرمان

اطاق فرمان این  نوع عملیات را مثلث اسرائیل ، انگلیس و آمریکا رهبری می کنند و مجریان عمله های واماندهی مانند منافقین می باشند.

نتایج حاصله از این نوع عملیات برای غرب

غرب در انتظاربسر می برد که با شورش  و بلوایی دانشجویی و یا صنفی این عملیات را موفق ارزیابی نماید.

نتایج حاصله برای ایران

-  اتفاق بزرگی در ایران بوقوع پیوسته که دشمن اینگونه سراسیمه وهراسان عوامل خویش رابداخل گسیل داشته است ،یک  یاعلی دیگر با فتح قله  .

ملت منسجم تر خواهند شد و درخواهند یافت که فعالیت هسته ایران محور خشم دشمن خواهد بود لذا آنچه را که دشمن از آن بخشم آمده امری است مفید به حال ملت ایران ، لذا برتلاش خود جهت دستیابی کامل به انرژی هسته خواهند کوشید.

توصیه هایی به دولت

- تعداد دوربین ها ی مداربسته داخلی در انگلیس بقدری زیاد است که در ازاء هر دوازده انگلیسی یک دوربین مداربسته نصب شده است لذا بردولت ایران است که برتعداد دوربین های مدار بسته خود بیافزایدتا درصورت وقوع چنین حوادثی بتوان ردیابی و تصویری را در اختیارداشت .

- برآنچه دشمن حساس شده (انرژی هسته ای) توجه بیشتری مبذول نماید چه بساهنوز مانتوانسته ایم اهمیت دستیابی به انرژی هسته ای را دریابیم.

- برحفاظت و توجیحات حفاظتی دانشمندان بیافزاید .

- انگلیس بگونه ای  مردم عوام  خود راتوجیه نموده که اگر فردی بیگانه حرکت مشکوکی از خود عیان سازد سریعا پلیس در صحنه حضور خواهد یافت.در خصوص انگلیس گفته می شود حتی پیرمردانی که درپارک ها دوران بازنشستگی را سپری می کنند مامورینی هستندکه بطورپنهان همه چیز را تحت کنترل خود داشته و بموقع مراجع ذیربط را مطلع می سازند.

 پیام به دشمن : 

چون (خداوند)به چيزى اراده فرمايد كارش اين بس كه مى‏گويد باش پس [بى‏درنگ] موجود مى‏شود (82) سوره یس - آری خداوند اراده فرموده امت اسلام  بستر ساز ظهورقائم منتظر باشدوپرچم پیروزی  خمینی کبیررا به منجی بشریت تحویل نماید(انشاءالله) گرچه تمامی قدرت های بزرگ جهانی با آن مخالف باشند.

 

 

 

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

ترور جمعه دوازدهم آذر 1389 10:56
صاحب نظران و نمايندگان مجلس در گفت و گو با ايرنا:
جنايت هاي تروريستي بايد به نام صادر كنندگان قطعنامه هاي ضد ايراني ثبت شود
تهران- جمعي از صاحب نظران و نمايندگان مجلس در واكنش به ترور دو استاد برجسته هسته اي ايران و اجراي قطعنامه هاي ضد ايراني شوراي امنيت توسط تروريست ها تاكيد كردند كه اين جنايت ها بايد در كارنامه كساني كه قطعنامه ها را تصويب كرده اند ثبت و حساب كشي شود.
هفته گذشته در دو عمليات تروريستي جداگانه دو تن از استادان برجسته فيزيك هسته اي ايران مورد سو قصد قرار گرفتند.
در يكي از اين عمليات تروريستي، دكتر مجيد شهرياري به درجه رفيع شهادت نايل گشت و همسرش مجروح شد.
در عمليات تروريستي دوم، استاد فريدون عباسي به همراه همسرش مجروح شدند.

محمود احمدي نژاد رييس جمهوري پس از اين اقدام تروريستي تصريح كرد كه ما اين جنايتها را به حساب كساني مي گذاريم كه قطعنامه تصويب كردند چرا كه در قطعنامه نام دانشمندان ما را به عنوان تحريم ذكر كردند.
احمدي نژاد گفت: تك تك اين شهدا را به پاي شما مي گذاريم و بدانيد زماني كه ملت ايران موضوعي را در حساب نوشت ، يقه شما را خواهد گرفت. ملت ايران يا حرفي را نمي زند و يا پاي آن مي ايستد.

در پي آن ، 'علي اصغر سلطانيه' سفير و نماينده جمهوري اسلامي ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي پنج شنبه شب در نشست فصلي شوراي حكام آژانس گفت: ترور غيرانساني دانشمندان ايراني به دنبال سياست هاي خصمانه عليه استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي كه به طور كامل تحت پادمان آژانس قرار دارند، رخ مي دهد.
سلطانيه ادامه داد: برخي از اهداف مورد نظر، كارشناسان هسته اي هستند كه نامشان در تحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل و اتحاديه اروپا ذكر شده است.تاسف بار تر اين واقعيت است كه به طور خاص در ميان فهرست ها نام كارشناس هسته اي وجود دارد كه به طور كامل با آژانس در بازرسي ها همكاري نموده است.
سلطانيه تاكيد كرد: مسئول چنين اعمال شرم آور بي سابقه طرفداران اين موضوع هستند. چگونه كشورهاي عضو مي توانند از اين پس به آژانس اعتماد كنند و مطمئن باشند كه نام دانشمنداني كه با بازرسان آژانس يا مقامات پادمان تعامل دارند، در چنين فهرست هايي ظاهر نشود.
وي تصريح كرد: چنين اعمال كور تروريستي، كه از حمايت شماري از كشورهاي غربي برخوردار است، بدون شك همبستگي مردم ايران و دولت و عزم ايشان در تعقيب حقوق مسلم براي استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي، را تقويت خواهد كرد.

** دكتر شهرياري كه بود؟
حسين آفريده يكي از همكاران استاد شهيد دانشگاه بهشتي در توصيف شهيد شهرياري گفت: او يكي از برجسته ترين دانشمندان هسته اي كشور بود.
وي افزود: هدف از ترور اين دانشمند ايجاد وحشت در بين دانشمندان ايراني است.
'آفريده' كه عضو انجمن هسته اي ايران است به خبرنگار سياسي ايرنا ادامه داد: دكتر شهرياري يكي از دانشمندان برجسته هسته اي كشور بود كه از دانشگاه اميركبير در اين رشته فارغ التحصيل شد.
وي اضافه كرد: دكتر شهرياري سپس در دانشگاه شهيد بهشتي دوره كاربرد پرتوها را راه اندازي كرد و به تربيت دانشجويان بسيار زيادي پرداخت.
آفريده همچنين گفت: شهرياري استاد بسيار باتجربه اي بود و مقالات بسياري داشت و در خصوص كدهاي كامپيوتري بسيار مسلط بود.
اين نماينده مجلس هفتم تصريح كرد: شهرياري همچنين نماينده ايران در پروژه سزامي بود و از سال 77 سابقه تدريس در دانشگاه را داشت.
وي در مورد هدف از اين گونه ترورها خاطر نشان كرد: به هر حال دست خارجي‌ها در ترور اين استاد برجسته كشور كاملا مشخص است و آنان مي‌خواهند دانشمندان كشور را بترسانند.
آفريده با تاكيد بر اين كه دشمنان با اين گونه ترورها به جايي نمي‌رسند گفت: با اين حركات، دانشمندان كشور در راه خود مصمم‌تر مي‌شوند و در مسير اهداف خود محكم‌تر پيش مي‌روند تا كشورمان را كه داراي پتانسيل‌هاي بسياري است خودكفا كنند.
اين نماينده مجلس هفتم كه استاد راهنماي دكتر عباسي نيز بوده است از اينكه اقدام تروريستي عليه اين استاد دانشگاه ناكام مانده است ابراز خرسندي كرد.
آفريده گفت: دكتر عباسي نيز دانشجويان بسيار زيادي را تربيت كرده است كه در رونق علمي كشور بسيار تاثيرگذارند.
اين استاد دانشگاه يادآور شد تز دكتر شهرياري كمك به صنعت حفاري كشور و اكتشاف نفت بود و دكتر عباسي نيز تلاش مي‌كرد تا به مردم ياد بدهد چگونه از دانش هسته اي در كارخانجات و صنايع استفاده كنند و بيشترين سود را ببرند.

** صهيونيست ها در ترورها دست داشتند
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس عوامل صهيونيست‌ها را مسوول ترورهاي هفته گذشته تهران دانست و تاكيد كرد كه آنان قصد دارند دانشمندان هسته اي ايران را از مسيري كه در پيش گرفته اند، پشيمان كنند.
جواد جهانگيرزاده به ترور علي محمدي از استادان دانشگاه كه سال گذشته صورت گرفته اشاره كرد و گفت: واقعيت ها حاكي از آن است كه صهيونيست‌ها طراحي شومي عليه دانشمندان هسته اي كشورمان دارند.
وي افزود: تداوم اين گونه جنايت‌ها درباره دانشمندان هسته اي كشورمان نشان مي‌دهد كه آنان قصد دارند دانشمندان ما را از راهي كه رفته اند پشيمان كنند و با ايجاد فضاي رعب و وحشت مانع از حركت رو به جلوي دانشمندان كشورمان شوند.
وي هدف ديگر از انجام اين ترورها را به رخ كشيدن توانايي اطلاعاتي و عملياتي عاملان صهيونيستي دانست و گفت: همانگونه كه در ترور استاد علي محمدي شاهد بوديم اين عمليات از نوع عمليات هايي است كه اسراييلي ها در آن تبحر دارند.
نماينده مردم اروميه در مجلس گفت: اين كه بمب گذاري در خودرو انجام گيرد تا مهاجم بتواند از صحنه حادثه بگريزد و نيز امكان دفاع را از قرباني بگيرد شيوه اسراييلي هاست.
اين عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تاكيد كرد: ضروري است دستگاه هاي اطلاعاتي كشور با اشراف اطلاعاتي خود اين عوامل صهيونيستي را در داخل شناسايي و شبكه آنان را كه بدون ترديد از بيرون مرزها هدايت مي‌شوند، متلاشي كنند.
وي گفت: اهداف بلندمدت اين عمليات و افرادي كه مورد حمله قرار گرفته اند نشان مي‌دهد كه عوامل داخلي اين ترور تنها به عنوان ابزار عمل مي‌كنند و طراحان اصلي آن در خارج از مرزها مستقر هستند.

** مي خواهند ايران را وادار به سازش كنند
عضو ديگر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس گفت: دشمنان با اقدامات تروريستي مي خواهند ايران را وادار به سازش كنند.
سيد احمد آوايي در تحليل اين اقدام تروريستي گفت: وقتي دشمنان ديدند كه تحريم ها و فشارهاي سياسي تاثيري در عزم و اراده ايران در موضوع هسته اي نداشت و جمهوري اسلامي ايران راه خود را در مسير دستيابي به فناوري صلح آميز هسته اي ادامه مي‌دهد به ترور دانشمندان روي آوردند.
نماينده مردم دزفول در مجلس، صهيونيست‌ها را از عاملان اين ترور دانست و گفت: رژيم صهيونيستي رژيمي است كه با ترور و ارعاب روي كار آمده است و هر فرد يا مجموعه‌اي كه در مقابل اين رژيم قرار گيرند ترور مي‌كند.
آوايي افزود: اين بار نيز رژيم صهيونيستي براي مقابله با فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران راه ارعاب را در پيش گرفته است تا با ترور دانشمندان هسته اي ايران آنان را از ادمه تحقيقات و فعاليت بازدارند.
وي با اشاره به در پيش بودن مذاكرات ايران با گروه 1+5 خاطر نشان كرد: دشمنان قصد دارند با انجام اين ترورها جمهوري اسلامي ايران را وادار به تسليم و سازش كنند تا ايران در مذاكرات از حق هسته اي خود عقب نشيني كند.
اين نماينده اصولگراي مجلس تصريح كرد كه چنين اقداماتي نتيجه عكس مي‌دهد و ملت ايران را در تداوم مسير دستيابي به علوم و فنون صلح آميز هسته اي مصمم تر مي‌كند.
وي از دستگاه هاي امنيتي كشور خواست تا با تلاش مضاعف عوامل اين ترور و ترورهاي قبلي را شناسايي و به مردم معرفي كنند.
آوايي خاطر نشان كرد كه دشمنان از ابزارهاي مختلفي نظير تحريم، تهديد به تحريم بيشتر و نيز ترور براي فشار به تهران استفاده مي‌كنند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس افزود: شايد آنان در ظاهر اين گونه اقدامات تروريستي را محكوم كنند اما واقعيت اين است كه آنها خود در وقوع اين جنايت ها دست دارند و همچنين برخي كشورهاي اروپايي و آمريكا در اين زمينه با يكديگر همكاري مي‌كنند.
آوايي تصريح كرد: آنها هيچگاه به آرزوي خود كه همان دست كشيدن از فعاليت هاي هسته اي است دست نمي يابند.

**ترور دانشمندان براي اثرگذاري بر مذاكرات با 1+5
سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي ترور دانشمندان هسته‌اي ايران در آستانه مذاكرات با 1+5 را براي تاثيرگذاري در اين مذاكرات دانست و تاكيد كرد اين عمليات‌هاي كور نمي‌تواند بر اراده ملت ايران اثر بگذارد.
كاظم جلالي گفت: با توجه به اينكه جمهوري اسلامي ايران در موضوع دستيابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي به عنوان يك مطالبه ملي عمل كرد و يك وفاق و انسجام كامل در اين موضوع در جامعه ما به وجود آمد، دشمنان تلاش كردند تا روي اين اراده ملي اثر بگذارند.
نماينده مردم شاهرود در مجلس با تاكيد بر اينكه همه جريانات سياسي درون نظام دستيابي جمهوري اسلامي ايران به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي را مهم تلقي مي‌كنند، اظهار داشت دشمنان همه روش‌ها را براي اثر گذاشتن بر اين اراده ملي آزمايش كرده‌اند اما هيچ‌يك از اين شيوه‌ها اعم از تحريم و فشار كارساز نشد.
وي افزود: استفاده از ابزار ترور براي فشار بر ملت ايران حكايت از عصبانيت دشمنان دارد و نشان مي‌دهد آنها به قدري خار و زبون هستند كه نتوانسته‌اند با بحران و منطق به پيش بيايند.
جلالي انجام اين ترور‌ها را در آستانه مذاكرات جمهوري اسلامي ايران با گروه 1+5 براي اثرگذاري بر روي مذاكرات قلمداد كرد و گفت: عمليات‌هاي ترور كوري كه انجام شد نمي‌تواند بر اراده ملت ايران اثرگذار باشد.
سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ملت ايران در 32 سال گذشته طعم تلخ ترور را چشيده است و بسياري از مردم و مسوولان جمهوري اسلامي ايران قرباني ترور شده‌اند اما هيچ‌گاه اين ابزار نتوانست ملت ايران را از مواضع اصولي‌اش باز دارد.

**ترورها خللي در برنامه صلح‌آميز هسته‌اي ايران ايجاد نمي كند
يكي ديگر از اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي گفت: جمهوري اسلامي ايران به اندازه كافي نيروهاي متعهد و دانشمند در حوزه فناوري صلح‌آميز هسته‌اي دارد و انجام اين ترورها از سوي استكبار جهاني خللي در جهت برنامه‌هاي هسته‌اي ايران ايجاد نخواهد كرد.
مهدي مهدي‌زاده تاكيد كرد ايران روند خود را در دستيابي به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي طي مي‌كند و انجام اين ترورها كه با هدف مشغول ساختن ايران انجام مي‌شود، نمي‌تواند ما را از مسيرمان بازبدارد.
وي با تاكيد بر اينكه دشمنان در 32 سال گذشته از ابزارهاي مختلفي براي فشار بر ملت ايران استفاده كرده‌اند، گفت: آنها هرجا كه توانسته‌اند با صدور قطعنامه و فشارهاي سياسي عليه ملت ايران اقدام كرده‌اند و در جاهايي كه اين حربه كارايي نداشته است، به ترور و تحريك همسايگان و موضوعات حقوق بشري روي آورده‌اند.
مهدي‌زاده افزود: وظيفه عاملان اين ترور اين است كه هركس كه سد راه سياست‌هاي استكباري آنان قرار دارد از مسير بردارند و با انجام ترور، در موضوعات سياسي اثرگذار باشند.
نماينده مردم گناباد در مجلس ادامه داد انجام اين ترورها تاكنون هيچ نتيجه‌اي براي دشمنان نداشته است و در آينده نيز چيزي عايد آنان نمي‌كند.

**ترورها با هدف ايجاد رعب و وحشت انجام مي شود
نايب رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي نيز در اين خصوص گفت : حملات تروريستي به اساتيد دانشگاه از سوي دشمن با هدف ايجاد رعب و وحشت انجام مي شود.
حجت الاسلام 'حسين سبحاني نيا' افزود: حملات تروريستي به اين دو استاد دانشگاه شهيد بهشتي تهران كه در زمينه هسته اي فعاليت داشته اند بي ارتباط با حمله تروريستي پيشتر به 'استاد علي محمدي' نيست.
وي با اشاره به اينكه موضوع اين ترورها شخصي نبوده گفت: اين ترورها بي ارتباط با مباحث پيشرفتهاي عملي و هسته اي كشورمان نيست.
نماينده نيشابور در مجلس تاكيد كرد: هدف از انجام اقدامات تروريستي ايجاد رعب و وحشت در ميان اساتيد و ممانعت از پيشرفتهاي دانشگاهي در عرصه دانش هسته اي است.
وي گفت: دستگاههاي امنيتي و انتظامي بايد هرچه سريعتر در جهت شناسايي و دستگيري عوامل اين ترورها اقدام كنند.
سبحاني نيا با اشاره به حساسيت و اهميت بررسي اين موضوع اظهارداشت: دشمن به دنبال ايجاد ناامني فضا و محيطهاي دانشگاهي و علمي است.
عضو هيات رييسه مجلس شوراي اسلامي افزود: نبايد اجازه داد در شرايطي كه پيشرفت كشور در عرصه دانش هسته اي به مراحل مطلوبي رسيده دشمن با چنين اقدامات وحشيانه و تروريستي موجب ناامني فضاي كاري اساتيد و دانشگاهيان شود.

**ترور دانشمندان ايراني نشانگر نااميدي مطلق دشمنان است
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي گفت: اقدام به ترور دانشمندان هسته اي ايران نشانگر نااميدي مطلق رژيم صهيونيستي و آمريكا به عنوان مهمترين دشمنان نظام جمهوري اسلامي است.
'جواد كريمي قدوسي' اظهار داشت: عمليات ترور دو دانشمند هسته اي كشورمان بيانگر اين حقيقت است كه رژيم صهيونيستي، آمريكا و جهان غرب در صدد جلوگيري از دست يافتن ملت ايران به فناوري هسته اي هستند.
وي گفت: دشمنان نظام جمهوري اسلامي به اين نتيجه رسيده اند كه با توسل به قطعنامه هاي متعدد شوراي امنيت، اعمال تحريمهاي متعدد عليه ايران و همه محدوديتهايي كه ايجاد كرده اند نتوانسته اند مانع پيشرفت ايران در عرصه دانش هسته اي شوند لذا تنها راهي كه به تعبير غلط خودشان باقي مانده ترور دانشمندان و اساتيد برجسته در عرصه هسته اي ايران است.
وي گفت: آنها تصور مي كنند كه با ايجاد مشكل در سيستم تحقيق، مطالعات و پژوهشها مي توانند روند دستيابي كامل و جامع ايران را به دانش صلح آميز هسته اي متوقف كنند.
كريمي افزود: دشمنان نظام جمهوري اسلامي بايد بدانند از هم اكنون اين طرح ناجوانمردانه شكست خورده و به زودي مي فهمند ملت ايران كه صدها شهيد داده است در اين مسير هم با قدرت، ايمان و پايداري بيشتري در مسير گام بر مي دارد.
وي با بيان اينكه اين اقدامات وحشيانه و ترور دانشمندان ايراني نيات شوم رژيم صهيونيستي و آمريكا را براي همه ملتها و دولتها بر ملا مي كند گفت: ملت ايران همچنان در جهت دستيابي به اهداف خود در عرصه دانش هسته اي استوار است و چنين اقداماتي در خواست ملت ايران خلل ايجاد نمي كند.

**اقدامات تروريستي خللي در روند برنامه هسته اي ايران ايجاد نمي كند
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با محكوم كردن ترور دو استاد ايراني گفت: هيچ اقدامي از جمله اقدامات تروريستي نمي‌تواند خللي در روند برنامه صلح آميز هسته اي ايران ايجاد كند.
حشمت الله فلاحت پيشه افزود: ترورهايي كه در ايران صورت مي‌گيرد نشان دهنده اين است كه مخالفان جمهوري اسلامي ايران به سياست‌هاي كور روي آورده اند و از نظر راهبردي نتوانسته اند مانع از ايفاي نقش ايران در تعاملات منطقه اي شوند.
وي ادامه داد: همچنين دشمنان نتوانستند ايران را از حقوق خود محروم كنند به همين دليل به سياست هاي كور روي آورده اند.
نماينده مردم اسلام آباد غرب گفت: تجربه ما در ترورها اينگونه بوده است كه ضمن متاثر شدن از اين وقايع در عين حال با يكديگر متحدتر مي‌شويم.
وي خاطر نشان كرد: اين كه تروريسم بخشي از سياست دشمنان عليه ايران است يك اصل پذيرفته شده است.
فلاحت پيشه همچنين گفت: موضوع برنامه هسته اي ايران از نظر نرم افزاري و سخت افزاري به يك مرحله غيرقابل برگشت رسيده است لذا دشمنان نمي‌توانند هيچ اقدامي در بازگشت ايران از اين راه رفته انجام دهند.

**سيا ، موساد و اينتليجنس سرويس پشت ترورها هستند
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس گفت: دستان سيا، موساد و اينتليجنس سرويس انگلستان در وقايع اخير مشاهده مي‌شود.
محمود احمدي بي غش تصريح كرد : رهبر معظم انقلاب بارها در بيانات خود به مردم و مسوولان هشدار داده اند كه در مورد فتنه سال گذشته روشنگري كنند.
وي ادامه داد: رهبر معظم انقلاب در سفر اخير خود به قم يك مطلب جديد و پرمغزي را بيان كردند و فرمودند 'كساني كه فتنه سال گذشته را ايجاد كردند در حقيقت اصحاب فتنه هستند و سران آنها در خارج از كشور حضور دارند' لذا سيا، موساد و اينتليجنس سرويس انگلستان سران فتنه را هدايت مي‌كنند.
احمدي بي غش همچنين گفت: شكست فتنه به معناي پايان يافتن آنان نيست بلكه اكنون فتنه گران، شيوه عمل خود را تغيير داده اند و يكي از شيوه‌هاي آنان ترور است.
نماينده مردم شازن در مجلس خاطر نشان كرد: قطعا ترور اساتيد ايراني به بيگانگان برمي‌گردد و البته منافقان به آن معنا كه ما فكر مي‌كنيم فقط مجاهدين خلق نيستند و فتنه گران نيز به سلف ناخلف خود يعني منافقين بازمي‌گردند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس خاطر نشان كرد: منافقين از 22 بهمن 57 تا خرداد 63 دو رويكرد داشتند به اين شكل كه در مقطعي به ميان مردم آمدند اما وقتي ديدند مردم به آنان اقبالي ندارند مانند فتنه گران رفتار كردند و دست به سلاح بردند.
وي افزود: استكبار از هر ترفندي براي نابودي جمهوري اسلامي ايران استفاده مي‌كند و هر از گاهي ايران را به رعايت نكردن حقوق بشر و يا ساخت سلاح هاي هسته اي متهم مي‌نمايد.
احمدي بي‌غش تصريح كرد: هنگامي كه دشمنان از همراهي مردم با خود نااميد مي‌شوند دست به ترور مردم و دانشمندان مي‌زنند كه البته هيچ يك از اين اقدامات نمي‌تواند مردم ايران را از راه خود بازدارد.

سيام 1344
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 30104630
صاحب نظران و نمايندگان مجلس در گفت و گو با ايرنا:
جنايت هاي تروريستي بايد به نام صادر كنندگان قطعنامه هاي ضد ايراني ثبت شود
تهران- جمعي از صاحب نظران و نمايندگان مجلس در واكنش به ترور دو استاد برجسته هسته اي ايران و اجراي قطعنامه هاي ضد ايراني شوراي امنيت توسط تروريست ها تاكيد كردند كه اين جنايت ها بايد در كارنامه كساني كه قطعنامه ها را تصويب كرده اند ثبت و حساب كشي شود.
هفته گذشته در دو عمليات تروريستي جداگانه دو تن از استادان برجسته فيزيك هسته اي ايران مورد سو قصد قرار گرفتند.
در يكي از اين عمليات تروريستي، دكتر مجيد شهرياري به درجه رفيع شهادت نايل گشت و همسرش مجروح شد.
در عمليات تروريستي دوم، استاد فريدون عباسي به همراه همسرش مجروح شدند.

محمود احمدي نژاد رييس جمهوري پس از اين اقدام تروريستي تصريح كرد كه ما اين جنايتها را به حساب كساني مي گذاريم كه قطعنامه تصويب كردند چرا كه در قطعنامه نام دانشمندان ما را به عنوان تحريم ذكر كردند.
احمدي نژاد گفت: تك تك اين شهدا را به پاي شما مي گذاريم و بدانيد زماني كه ملت ايران موضوعي را در حساب نوشت ، يقه شما را خواهد گرفت. ملت ايران يا حرفي را نمي زند و يا پاي آن مي ايستد.

در پي آن ، 'علي اصغر سلطانيه' سفير و نماينده جمهوري اسلامي ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي پنج شنبه شب در نشست فصلي شوراي حكام آژانس گفت: ترور غيرانساني دانشمندان ايراني به دنبال سياست هاي خصمانه عليه استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي كه به طور كامل تحت پادمان آژانس قرار دارند، رخ مي دهد.
سلطانيه ادامه داد: برخي از اهداف مورد نظر، كارشناسان هسته اي هستند كه نامشان در تحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل و اتحاديه اروپا ذكر شده است.تاسف بار تر اين واقعيت است كه به طور خاص در ميان فهرست ها نام كارشناس هسته اي وجود دارد كه به طور كامل با آژانس در بازرسي ها همكاري نموده است.
سلطانيه تاكيد كرد: مسئول چنين اعمال شرم آور بي سابقه طرفداران اين موضوع هستند. چگونه كشورهاي عضو مي توانند از اين پس به آژانس اعتماد كنند و مطمئن باشند كه نام دانشمنداني كه با بازرسان آژانس يا مقامات پادمان تعامل دارند، در چنين فهرست هايي ظاهر نشود.
وي تصريح كرد: چنين اعمال كور تروريستي، كه از حمايت شماري از كشورهاي غربي برخوردار است، بدون شك همبستگي مردم ايران و دولت و عزم ايشان در تعقيب حقوق مسلم براي استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي، را تقويت خواهد كرد.

** دكتر شهرياري كه بود؟
حسين آفريده يكي از همكاران استاد شهيد دانشگاه بهشتي در توصيف شهيد شهرياري گفت: او يكي از برجسته ترين دانشمندان هسته اي كشور بود.
وي افزود: هدف از ترور اين دانشمند ايجاد وحشت در بين دانشمندان ايراني است.
'آفريده' كه عضو انجمن هسته اي ايران است به خبرنگار سياسي ايرنا ادامه داد: دكتر شهرياري يكي از دانشمندان برجسته هسته اي كشور بود كه از دانشگاه اميركبير در اين رشته فارغ التحصيل شد.
وي اضافه كرد: دكتر شهرياري سپس در دانشگاه شهيد بهشتي دوره كاربرد پرتوها را راه اندازي كرد و به تربيت دانشجويان بسيار زيادي پرداخت.
آفريده همچنين گفت: شهرياري استاد بسيار باتجربه اي بود و مقالات بسياري داشت و در خصوص كدهاي كامپيوتري بسيار مسلط بود.
اين نماينده مجلس هفتم تصريح كرد: شهرياري همچنين نماينده ايران در پروژه سزامي بود و از سال 77 سابقه تدريس در دانشگاه را داشت.
وي در مورد هدف از اين گونه ترورها خاطر نشان كرد: به هر حال دست خارجي‌ها در ترور اين استاد برجسته كشور كاملا مشخص است و آنان مي‌خواهند دانشمندان كشور را بترسانند.
آفريده با تاكيد بر اين كه دشمنان با اين گونه ترورها به جايي نمي‌رسند گفت: با اين حركات، دانشمندان كشور در راه خود مصمم‌تر مي‌شوند و در مسير اهداف خود محكم‌تر پيش مي‌روند تا كشورمان را كه داراي پتانسيل‌هاي بسياري است خودكفا كنند.
اين نماينده مجلس هفتم كه استاد راهنماي دكتر عباسي نيز بوده است از اينكه اقدام تروريستي عليه اين استاد دانشگاه ناكام مانده است ابراز خرسندي كرد.
آفريده گفت: دكتر عباسي نيز دانشجويان بسيار زيادي را تربيت كرده است كه در رونق علمي كشور بسيار تاثيرگذارند.
اين استاد دانشگاه يادآور شد تز دكتر شهرياري كمك به صنعت حفاري كشور و اكتشاف نفت بود و دكتر عباسي نيز تلاش مي‌كرد تا به مردم ياد بدهد چگونه از دانش هسته اي در كارخانجات و صنايع استفاده كنند و بيشترين سود را ببرند.

** صهيونيست ها در ترورها دست داشتند
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس عوامل صهيونيست‌ها را مسوول ترورهاي هفته گذشته تهران دانست و تاكيد كرد كه آنان قصد دارند دانشمندان هسته اي ايران را از مسيري كه در پيش گرفته اند، پشيمان كنند.
جواد جهانگيرزاده به ترور علي محمدي از استادان دانشگاه كه سال گذشته صورت گرفته اشاره كرد و گفت: واقعيت ها حاكي از آن است كه صهيونيست‌ها طراحي شومي عليه دانشمندان هسته اي كشورمان دارند.
وي افزود: تداوم اين گونه جنايت‌ها درباره دانشمندان هسته اي كشورمان نشان مي‌دهد كه آنان قصد دارند دانشمندان ما را از راهي كه رفته اند پشيمان كنند و با ايجاد فضاي رعب و وحشت مانع از حركت رو به جلوي دانشمندان كشورمان شوند.
وي هدف ديگر از انجام اين ترورها را به رخ كشيدن توانايي اطلاعاتي و عملياتي عاملان صهيونيستي دانست و گفت: همانگونه كه در ترور استاد علي محمدي شاهد بوديم اين عمليات از نوع عمليات هايي است كه اسراييلي ها در آن تبحر دارند.
نماينده مردم اروميه در مجلس گفت: اين كه بمب گذاري در خودرو انجام گيرد تا مهاجم بتواند از صحنه حادثه بگريزد و نيز امكان دفاع را از قرباني بگيرد شيوه اسراييلي هاست.
اين عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تاكيد كرد: ضروري است دستگاه هاي اطلاعاتي كشور با اشراف اطلاعاتي خود اين عوامل صهيونيستي را در داخل شناسايي و شبكه آنان را كه بدون ترديد از بيرون مرزها هدايت مي‌شوند، متلاشي كنند.
وي گفت: اهداف بلندمدت اين عمليات و افرادي كه مورد حمله قرار گرفته اند نشان مي‌دهد كه عوامل داخلي اين ترور تنها به عنوان ابزار عمل مي‌كنند و طراحان اصلي آن در خارج از مرزها مستقر هستند.

** مي خواهند ايران را وادار به سازش كنند
عضو ديگر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس گفت: دشمنان با اقدامات تروريستي مي خواهند ايران را وادار به سازش كنند.
سيد احمد آوايي در تحليل اين اقدام تروريستي گفت: وقتي دشمنان ديدند كه تحريم ها و فشارهاي سياسي تاثيري در عزم و اراده ايران در موضوع هسته اي نداشت و جمهوري اسلامي ايران راه خود را در مسير دستيابي به فناوري صلح آميز هسته اي ادامه مي‌دهد به ترور دانشمندان روي آوردند.
نماينده مردم دزفول در مجلس، صهيونيست‌ها را از عاملان اين ترور دانست و گفت: رژيم صهيونيستي رژيمي است كه با ترور و ارعاب روي كار آمده است و هر فرد يا مجموعه‌اي كه در مقابل اين رژيم قرار گيرند ترور مي‌كند.
آوايي افزود: اين بار نيز رژيم صهيونيستي براي مقابله با فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران راه ارعاب را در پيش گرفته است تا با ترور دانشمندان هسته اي ايران آنان را از ادمه تحقيقات و فعاليت بازدارند.
وي با اشاره به در پيش بودن مذاكرات ايران با گروه 1+5 خاطر نشان كرد: دشمنان قصد دارند با انجام اين ترورها جمهوري اسلامي ايران را وادار به تسليم و سازش كنند تا ايران در مذاكرات از حق هسته اي خود عقب نشيني كند.
اين نماينده اصولگراي مجلس تصريح كرد كه چنين اقداماتي نتيجه عكس مي‌دهد و ملت ايران را در تداوم مسير دستيابي به علوم و فنون صلح آميز هسته اي مصمم تر مي‌كند.
وي از دستگاه هاي امنيتي كشور خواست تا با تلاش مضاعف عوامل اين ترور و ترورهاي قبلي را شناسايي و به مردم معرفي كنند.
آوايي خاطر نشان كرد كه دشمنان از ابزارهاي مختلفي نظير تحريم، تهديد به تحريم بيشتر و نيز ترور براي فشار به تهران استفاده مي‌كنند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس افزود: شايد آنان در ظاهر اين گونه اقدامات تروريستي را محكوم كنند اما واقعيت اين است كه آنها خود در وقوع اين جنايت ها دست دارند و همچنين برخي كشورهاي اروپايي و آمريكا در اين زمينه با يكديگر همكاري مي‌كنند.
آوايي تصريح كرد: آنها هيچگاه به آرزوي خود كه همان دست كشيدن از فعاليت هاي هسته اي است دست نمي يابند.

**ترور دانشمندان براي اثرگذاري بر مذاكرات با 1+5
سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي ترور دانشمندان هسته‌اي ايران در آستانه مذاكرات با 1+5 را براي تاثيرگذاري در اين مذاكرات دانست و تاكيد كرد اين عمليات‌هاي كور نمي‌تواند بر اراده ملت ايران اثر بگذارد.
كاظم جلالي گفت: با توجه به اينكه جمهوري اسلامي ايران در موضوع دستيابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي به عنوان يك مطالبه ملي عمل كرد و يك وفاق و انسجام كامل در اين موضوع در جامعه ما به وجود آمد، دشمنان تلاش كردند تا روي اين اراده ملي اثر بگذارند.
نماينده مردم شاهرود در مجلس با تاكيد بر اينكه همه جريانات سياسي درون نظام دستيابي جمهوري اسلامي ايران به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي را مهم تلقي مي‌كنند، اظهار داشت دشمنان همه روش‌ها را براي اثر گذاشتن بر اين اراده ملي آزمايش كرده‌اند اما هيچ‌يك از اين شيوه‌ها اعم از تحريم و فشار كارساز نشد.
وي افزود: استفاده از ابزار ترور براي فشار بر ملت ايران حكايت از عصبانيت دشمنان دارد و نشان مي‌دهد آنها به قدري خار و زبون هستند كه نتوانسته‌اند با بحران و منطق به پيش بيايند.
جلالي انجام اين ترور‌ها را در آستانه مذاكرات جمهوري اسلامي ايران با گروه 1+5 براي اثرگذاري بر روي مذاكرات قلمداد كرد و گفت: عمليات‌هاي ترور كوري كه انجام شد نمي‌تواند بر اراده ملت ايران اثرگذار باشد.
سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ملت ايران در 32 سال گذشته طعم تلخ ترور را چشيده است و بسياري از مردم و مسوولان جمهوري اسلامي ايران قرباني ترور شده‌اند اما هيچ‌گاه اين ابزار نتوانست ملت ايران را از مواضع اصولي‌اش باز دارد.

**ترورها خللي در برنامه صلح‌آميز هسته‌اي ايران ايجاد نمي كند
يكي ديگر از اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي گفت: جمهوري اسلامي ايران به اندازه كافي نيروهاي متعهد و دانشمند در حوزه فناوري صلح‌آميز هسته‌اي دارد و انجام اين ترورها از سوي استكبار جهاني خللي در جهت برنامه‌هاي هسته‌اي ايران ايجاد نخواهد كرد.
مهدي مهدي‌زاده تاكيد كرد ايران روند خود را در دستيابي به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي طي مي‌كند و انجام اين ترورها كه با هدف مشغول ساختن ايران انجام مي‌شود، نمي‌تواند ما را از مسيرمان بازبدارد.
وي با تاكيد بر اينكه دشمنان در 32 سال گذشته از ابزارهاي مختلفي براي فشار بر ملت ايران استفاده كرده‌اند، گفت: آنها هرجا كه توانسته‌اند با صدور قطعنامه و فشارهاي سياسي عليه ملت ايران اقدام كرده‌اند و در جاهايي كه اين حربه كارايي نداشته است، به ترور و تحريك همسايگان و موضوعات حقوق بشري روي آورده‌اند.
مهدي‌زاده افزود: وظيفه عاملان اين ترور اين است كه هركس كه سد راه سياست‌هاي استكباري آنان قرار دارد از مسير بردارند و با انجام ترور، در موضوعات سياسي اثرگذار باشند.
نماينده مردم گناباد در مجلس ادامه داد انجام اين ترورها تاكنون هيچ نتيجه‌اي براي دشمنان نداشته است و در آينده نيز چيزي عايد آنان نمي‌كند.

**ترورها با هدف ايجاد رعب و وحشت انجام مي شود
نايب رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي نيز در اين خصوص گفت : حملات تروريستي به اساتيد دانشگاه از سوي دشمن با هدف ايجاد رعب و وحشت انجام مي شود.
حجت الاسلام 'حسين سبحاني نيا' افزود: حملات تروريستي به اين دو استاد دانشگاه شهيد بهشتي تهران كه در زمينه هسته اي فعاليت داشته اند بي ارتباط با حمله تروريستي پيشتر به 'استاد علي محمدي' نيست.
وي با اشاره به اينكه موضوع اين ترورها شخصي نبوده گفت: اين ترورها بي ارتباط با مباحث پيشرفتهاي عملي و هسته اي كشورمان نيست.
نماينده نيشابور در مجلس تاكيد كرد: هدف از انجام اقدامات تروريستي ايجاد رعب و وحشت در ميان اساتيد و ممانعت از پيشرفتهاي دانشگاهي در عرصه دانش هسته اي است.
وي گفت: دستگاههاي امنيتي و انتظامي بايد هرچه سريعتر در جهت شناسايي و دستگيري عوامل اين ترورها اقدام كنند.
سبحاني نيا با اشاره به حساسيت و اهميت بررسي اين موضوع اظهارداشت: دشمن به دنبال ايجاد ناامني فضا و محيطهاي دانشگاهي و علمي است.
عضو هيات رييسه مجلس شوراي اسلامي افزود: نبايد اجازه داد در شرايطي كه پيشرفت كشور در عرصه دانش هسته اي به مراحل مطلوبي رسيده دشمن با چنين اقدامات وحشيانه و تروريستي موجب ناامني فضاي كاري اساتيد و دانشگاهيان شود.

**ترور دانشمندان ايراني نشانگر نااميدي مطلق دشمنان است
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي گفت: اقدام به ترور دانشمندان هسته اي ايران نشانگر نااميدي مطلق رژيم صهيونيستي و آمريكا به عنوان مهمترين دشمنان نظام جمهوري اسلامي است.
'جواد كريمي قدوسي' اظهار داشت: عمليات ترور دو دانشمند هسته اي كشورمان بيانگر اين حقيقت است كه رژيم صهيونيستي، آمريكا و جهان غرب در صدد جلوگيري از دست يافتن ملت ايران به فناوري هسته اي هستند.
وي گفت: دشمنان نظام جمهوري اسلامي به اين نتيجه رسيده اند كه با توسل به قطعنامه هاي متعدد شوراي امنيت، اعمال تحريمهاي متعدد عليه ايران و همه محدوديتهايي كه ايجاد كرده اند نتوانسته اند مانع پيشرفت ايران در عرصه دانش هسته اي شوند لذا تنها راهي كه به تعبير غلط خودشان باقي مانده ترور دانشمندان و اساتيد برجسته در عرصه هسته اي ايران است.
وي گفت: آنها تصور مي كنند كه با ايجاد مشكل در سيستم تحقيق، مطالعات و پژوهشها مي توانند روند دستيابي كامل و جامع ايران را به دانش صلح آميز هسته اي متوقف كنند.
كريمي افزود: دشمنان نظام جمهوري اسلامي بايد بدانند از هم اكنون اين طرح ناجوانمردانه شكست خورده و به زودي مي فهمند ملت ايران كه صدها شهيد داده است در اين مسير هم با قدرت، ايمان و پايداري بيشتري در مسير گام بر مي دارد.
وي با بيان اينكه اين اقدامات وحشيانه و ترور دانشمندان ايراني نيات شوم رژيم صهيونيستي و آمريكا را براي همه ملتها و دولتها بر ملا مي كند گفت: ملت ايران همچنان در جهت دستيابي به اهداف خود در عرصه دانش هسته اي استوار است و چنين اقداماتي در خواست ملت ايران خلل ايجاد نمي كند.

**اقدامات تروريستي خللي در روند برنامه هسته اي ايران ايجاد نمي كند
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با محكوم كردن ترور دو استاد ايراني گفت: هيچ اقدامي از جمله اقدامات تروريستي نمي‌تواند خللي در روند برنامه صلح آميز هسته اي ايران ايجاد كند.
حشمت الله فلاحت پيشه افزود: ترورهايي كه در ايران صورت مي‌گيرد نشان دهنده اين است كه مخالفان جمهوري اسلامي ايران به سياست‌هاي كور روي آورده اند و از نظر راهبردي نتوانسته اند مانع از ايفاي نقش ايران در تعاملات منطقه اي شوند.
وي ادامه داد: همچنين دشمنان نتوانستند ايران را از حقوق خود محروم كنند به همين دليل به سياست هاي كور روي آورده اند.
نماينده مردم اسلام آباد غرب گفت: تجربه ما در ترورها اينگونه بوده است كه ضمن متاثر شدن از اين وقايع در عين حال با يكديگر متحدتر مي‌شويم.
وي خاطر نشان كرد: اين كه تروريسم بخشي از سياست دشمنان عليه ايران است يك اصل پذيرفته شده است.
فلاحت پيشه همچنين گفت: موضوع برنامه هسته اي ايران از نظر نرم افزاري و سخت افزاري به يك مرحله غيرقابل برگشت رسيده است لذا دشمنان نمي‌توانند هيچ اقدامي در بازگشت ايران از اين راه رفته انجام دهند.

**سيا ، موساد و اينتليجنس سرويس پشت ترورها هستند
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس گفت: دستان سيا، موساد و اينتليجنس سرويس انگلستان در وقايع اخير مشاهده مي‌شود.
محمود احمدي بي غش تصريح كرد : رهبر معظم انقلاب بارها در بيانات خود به مردم و مسوولان هشدار داده اند كه در مورد فتنه سال گذشته روشنگري كنند.
وي ادامه داد: رهبر معظم انقلاب در سفر اخير خود به قم يك مطلب جديد و پرمغزي را بيان كردند و فرمودند 'كساني كه فتنه سال گذشته را ايجاد كردند در حقيقت اصحاب فتنه هستند و سران آنها در خارج از كشور حضور دارند' لذا سيا، موساد و اينتليجنس سرويس انگلستان سران فتنه را هدايت مي‌كنند.
احمدي بي غش همچنين گفت: شكست فتنه به معناي پايان يافتن آنان نيست بلكه اكنون فتنه گران، شيوه عمل خود را تغيير داده اند و يكي از شيوه‌هاي آنان ترور است.
نماينده مردم شازن در مجلس خاطر نشان كرد: قطعا ترور اساتيد ايراني به بيگانگان برمي‌گردد و البته منافقان به آن معنا كه ما فكر مي‌كنيم فقط مجاهدين خلق نيستند و فتنه گران نيز به سلف ناخلف خود يعني منافقين بازمي‌گردند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس خاطر نشان كرد: منافقين از 22 بهمن 57 تا خرداد 63 دو رويكرد داشتند به اين شكل كه در مقطعي به ميان مردم آمدند اما وقتي ديدند مردم به آنان اقبالي ندارند مانند فتنه گران رفتار كردند و دست به سلاح بردند.
وي افزود: استكبار از هر ترفندي براي نابودي جمهوري اسلامي ايران استفاده مي‌كند و هر از گاهي ايران را به رعايت نكردن حقوق بشر و يا ساخت سلاح هاي هسته اي متهم مي‌نمايد.
احمدي بي‌غش تصريح كرد: هنگامي كه دشمنان از همراهي مردم با خود نااميد مي‌شوند دست به ترور مردم و دانشمندان مي‌زنند كه البته هيچ يك از اين اقدامات نمي‌تواند مردم ايران را از راه خود بازدارد.

سيام 1344
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 30104630
نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

جنگ نرم پنجشنبه یازدهم آذر 1389 17:20
در يك ماه گذشته:؛
شبكه‌هاي ماهوار‌هاي مخالف كشور به 71 شبكه افزايش يافته است



مدير گروه فرهنگي اداره كل امور فرهنگي و اجتماعي قوه قضائيه گفت: شبكه‌هاي فارسي زبان ماهواره‌اي كه برنامه‌ عليه نظام پخش مي‌كنند از 68 شبكه در يك ماه گذشته به 71 شبكه افزايش يافته است.





حجت‌الاسلام عبدالله محمد‌دوست پيش از ظهر امروز در نخستين هم‌انديشي مشاوران فرهنگي روساي دادگستري‌هاي استا‌ن‌هاي سراسر كشور اظهار داشت: دشمنان در راستاي جنگ نرم ارزش‌ها و هويت اسلامي و انقلابي و ملي ما را مورد هدف قرار دادند و افزايش بيش از پيش بصيرت ضروري است.
دبير نخستين هم انديشي مشاوران فرهنگي روساي دادگستري هاي كشور افزود: تعداد شبكه‌هاي فارسي زبان ماهواره‌اي كه برنامه‌هاي مختلف عليه نظام و آرمان‌هاي آن تهيه و پخش مي‌كنند از 68 شبكه در يك ماه گذشته به 71 شبكه افزايش يافت.
وي تصريح كرد: بايد به طور گسترده، ضمن ايجاد انگيزه، در عرصه فرهنگي وارد شده و از ارزش‌هاي نظام دفاع كنيم.
مدير گروه فرهنگي اداره كل امور فرهنگي و اجتماعي قوه قضائيه، با بيان اينكه موازي‌كاري در فعاليت‌هاي فرهنگي از سوي دستگاه‌هاي اجرايي از جمله مشكلات اين بخش است گفت: بايد از از كارهاي تكراري و كهنه شده به طور جدي خودداري كرد.
محمددوست مسائل فرهنگي را رويكرد حاكم بر همه بخش‌ها اعم از سياسي، اقتصادي، احتماعي و غيره دانست.
دبير نخستين هم انديشي مشاوران فرهنگي رؤساي دادگستري هاي كشور در پايان گفت: هدف از برگزاري اين همايش تبيين سياست‌هاي فرهنگي و اجتماعي دستگاه قضايي و بررسي موانع و مشكلات موجود و ارائه راهكارهاي مناسب، تبيين مسائل فرهنگي كشور و افزايش بصيرت در برابر ترفندهاي فرهنگي و جنگ نرم معاندان و ... است.
نخستين هم‌انديشي مشاوران فرهنگي روساي دادگستري‌هاي استا‌ن‌هاي سراسر كشور امروز در مشهد آغاز به كار كرد.

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

غرب مدعی دوشنبه یکم آذر 1389 6:48
با پوزش از معلمان و اساتید بزرگوار

 

www.sohagroup.com

ملاحظه
 
غرب هر آنچه درامور دنیاپیشرفت کرد به همان نسبت از اخلاق فاصله گرفت و هرآنچه از اخلاق فاصله گرفت قدرت رسانه ای خودرا افزایش دادتا قادرباشد فریادبلندتری برسرجهان سوم برآورد و همواره آنان را محکوم به عدم رعایت حقوق بشر نماید.
اگر امروزغرب اینست که مشاهده میکنیم وای برفردای دنیاما.
نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

دانمارک جمعه بیست و هشتم آبان 1389 19:5
برای مهاجرت به دانمارک باید به عکس‌های مستهجن نگاه کنید!





مسلمانانی که قصد مهاجرت به این کشور را دارند بایستی به تصویر زنان عریان نگاه کنند.

حزب راستگرا و متعصب دانمارک، برای مقابله با افزایش مهاجرت مسلمانان به این کشور عنوان کرد: مسلمانانی که قصد مهاجرت به این کشور را دارند بایستی به تصویر زنان عریان نگاه کنند.
به گزارش سرویس بین‏الملل شبکه ایران به نقل از مشرق، یک حزب راستگرای دانمارکی برای جلوگیری از مهاجرت مسلمانان به این کشور، دیدن عکس زنان عریان را شرط پذیرش مهاجر قرار داده است!
براساس این گزارش، مردان مسلمان مجبور خواهند بود برای ورود به دانمارک، به تماشای عکس زنان عریان بایستند تا معلوم شود که با فرهنگ غرب مشکلی ندارند!
"پیتر اسکاروب" از حزب ملت دانمارک، درباره این طرح در حال بررسی اظهار داشت که به نظر من باید افرادی که به کشورمان هجرت می‏کنند قبل از ورود تست‏هایی را بدهند که یکی از آنها نگاه کردن به زنان عریان است.
وی در اظهاراتی تحقیرآمیز ادامه گفت: با این روش، مهاجران متعصب(!) از نگاه کردن به زن عریان فوراً ممانعت می‏کنند و اقامت در این کشور را از دست می‏دهند و اگر هم تعصبشان کمتر باشد(!) با کمی تامل می‏فهمند که زندگی در این کشور با زندگی در کشوری مثل افغانستان بسیار تفاوت دارد!
طراح این قانون مضحک و غیرعقلانی افزود: علاوه بر اجبار مسلمانان مهاجر به نگاه کردن به زنان عریان، آنها باید قبل از قبول درخواست مهاجرتشان، فیلمی را نیز با موضوع همجنس‏بازی مشاهده نمایند!
وی با اعتراض به سیاست دولتش در افزایش قبول مهاجرین مسلمان گفت: نبرد با مهاجرین، نبرد با ادیان نیست و ما باید آنها را ملزم به یادگیری عادات و فرهنگمان کنیم!
کشور دانمارک جزء کشورهایی است که به دین اسلام به صورت علنی توهین می‏کند و در چند سال اخیر نیز با نشر تصاویر موهن علیه پیامبر خاتم(ص) جنجالی در جهان اسلام به راه انداخت. این در حالی است که 270 هزار مسلمان در این کشور زندگی می‏کنند که اغلب آلبانی‏تبار، ترک، پاکستانی و عرب بوده و غالباً از طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه دانمارک محسوب می‏شوند.
گفتنی است ۹۵٪ مردم دانمارک پیرو کلیسای پروتستان لوتری (لوتران) بوده و کاتولیک‌ها، مسلمانان و یهودیان ٪۵ باقیمانده جمعیت دانمارک را تشکیل می‌دهند.
 
نظریه
انسان مدنی طالب سه مطلب است امنیت ؛ رفاء ، عدالت ، اگر شاهد مهاجرت مسلمانان از کشور خود به کشوری مثل دانمارک هستیم بجهت کمبودیک یاهر سه موارد  فوق الذکر هستیم .
البته بسیاری از کشورهای اسلامی دارای حاکمانی وابسته به غرب هستند که تعمداویا بواسطه توطئه های غرب یکی یا هر سه مواردذیل در کشورشان رعایت نمی شود.
مثلادر بسیاری از کشورهای عربی زنان از حق خدادای خود محروم بوده در شرایط سخت زندگی می کنند.(بعضا حق رای نخواهندداشت).
آنچه مسلم است ؛ غرب صرفا می تواند پاسخگوی خواسته های دنیوی افرادباشد.
صراحتاباید به این نکته اشاره نماییم که درغرب به رفاء -حقوق شخصی افرادوعدالت توجه بیشتری مبذول می گردد.
امام علی علیه السلام فرمود:حکومت هایی که عدالت را رعایت نمایند هرچند فاسق باشند بادوام تر از حکومت هایی خواهند بود که عدالت در آن رعایت نشود.
درکشوری مانند دانمارک اگر کسی به شما تعدی کند بلافاصله پلیس به کمک شما خواهد آمد و بدون دردسرای بوروکراسی (مراجعه مکرربه دادسرای شلوغ )به حق خود خواهید رسید.
یا در زمینه اخذ مالیات از سرمایه داری در غرب با کسی شوخی نخواهند داشت و مالیات را کامل و تمام خواهند گرفت .
مثلا در انگلستان ۷۰٪از سود  ازآن اداره مالیات است .
دردانمارک همگان تحت پوشش بیمه و رفاء اجتماعی قراردارندیاد آورمی گردد بیشتر مهاجرین ساکن در آن کشور ولفریا کمک دولتی ماهیانه دریافت می نمایند.
 
و اما نکته منفی در غرب  همین بس که زن میتواند بگویدمن علاقه مند هستم امشب را باشخص دیگری باشم شوهر هم طبق قانون حق ندارد مانع او شود.
و...
نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

انگلسی ها در مورد ایرانیان چه می گویند شنبه بیست و دوم آبان 1389 8:41
 
 
ملاحظه ونظر:
باسلام - فرق آینه و این فرد انگلیسی دراین نکته نهفته است که آینه درکمال صداقت عیب و ایراد را بیان می دارد لکن فرد انگلیسی گرچه عیوبی را ذکر نموده لکن نیت شوم را از گفته ها در سرداردزیرا تاریخ استعماری انگلیس نشان می دهد که هرگزبفکر رفع عیوب مستعمره خویش نبوده اند بعنوان مثال وقتی یک شخصیت سیاسی انگلیسی وارد هند می شود و گاوپرستی آنان را مشاهده میکند به هیپ گاو بوسه می زند وقتی از او سئوال می شود چراسرگاو را نبوسیدی میگوید بگذاردر حماقت خویش بمانندتا آنها از حماقت خود بدانجا برسند که سرگاو بوسیده شود ما بهره خویش را از این مردم ابله برده ایم.و اما اجازه دهید ماهم فقط دو عیب از هزاران عیب انگلیسی ها را ذکر کنیم اول اینکه انگلیسی ها می گویند آنقدر حرف درست بزن تا بتوانی روزی بزرگترین دروغ دنیارا بگویی و دوم اینکه همین بس که همجنس بازی در آن کشور قانونی و بزرگان ورجال بسیاری از آنها گرفتاراین خصلت شوم و مورد خشم خداوند می باشند.
نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

جوك سياسي شنبه بیست و دوم آبان 1389 8:18

لطیفه ای که کل جهان اینترنت را برانگیخت‏
 
چندی پیش جوکی به زبان انگلیسی در دنیای نت زاده  شد! که نکات ارزشمندی را در خصوص سیاست های رسانه های امریکا در برداشت - ترجمه ی فارسی جوک به شکل زیر است :
 
مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف آنها میدود و با سگ درگیر میشود . سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت آنها می آید و میگوید :< تو یک قهرمانی >
 
فردا در روزنامه ها می نویسند :
 
یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد
 
اما آن مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم
 
پس روزنامه های صبح می نویسند:
 
آمریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .
 
آن مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم
 
از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی
 
< من ایرانی هستم >
 
فردای آن روز روزنامه ها این طور می نویسند :
 
یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت
 
 
نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

عرق چین یهودی چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 13:14

یه مسلمون میره مغازه یه یهودی و میپرسه: سوتین مشکی سایز 38 چنده؟فروشنده یهودی از موقعیت استفاده میکنه و میگه: چون رنگ مشکی کمیابه 50 دلار قیمتشه!! مسلمونه میگه 25 تا بده! مدتی بعد دوباره میاد و میپرسه چنده؟ فروشنده یهودی هم که بازارش رو داغ میدیده میگه: 60 دلار! مسلمونه 50 تا میخره! چند روز بعد بازم میاد و 50 تا دیگه میخره. این بار فروشنده یهودی دیگه در اوج سوء استفاده هر کدومو 75 دلار میفروشه! اما دیگه طاقت نمیاره و میپرسه: تو اینا رو برای چی میخری؟ برات مهم نیست که هردفعه قیمتش رو بالاتر بردم؟ مسلمونه میگه: نه، اینا رو میبرم، هر کدومشو دو تیکه میکنم و به عنوان عرقچین مقدس یهود، هرکدومشو 100 دلار به یهودیها میفروشم!!!!

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

مانور نامحسوس شنبه بیست و چهارم مهر 1389 11:6
گرانترین هواپیماهای جنگی دنیا

 


F/A-18 Hornet: $94 million


EA-18G Growler: $102 million


V-22 Osprey: $118 million


F-35 Lightning II: $122 million


E-2D Advanced Hawkeye: $232 million


VH-71 Kestrel: $241 million


P-8A Poseidon: $290 million


C17A Globemaster III: $328 million


F-22 Raptor: $350 million


B-2 Spirit: $2.4 billion

نظریه ؛  استكباربا انعكاس اینگونه مطالب نظامی دو هدف را دنبال میكند اول : مانور نامحسوس یاقدرت نمایی غیر مستقیم دوم ایجاد رعب و وحشت

تصور كنید اگر جمهوری اسلامی اینگونه تبلیغات را شروع نماید چه اتفاقی بوقوع خواهد پیوست ؛تمام دنیاغرب وشرق بسیج خواهند شد و درشیپور تبلیغات خواهند دمید كه  ایران بسمت وسوی نظامی گری سوق یافته است و...

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

دفاع مقدس یکشنبه چهارم مهر 1389 7:21
دفاع مقدس  

    بهشت الزهراء(س) در اين هفته حال و هواي ديگري داشت بسياري بعد از نماز صبح جمعه عازم اين شهر بزرگ گرديده بودند شهري كه درآن ميتوان به ملاقات بزرگاني مانند امام خميني (ره) و شهيد بهشتي و 72تن شهيدرجايي وباهنرشهداي فدائيان اسلام شهداي مكه وشهداي دفاع مقدس شتافت .
     بهشت الزهرا(س)هميشه حرف آخررا ميزند- هنگامي كه امام خميني از پاريس وارد ايران گرديددر محلي كه هم اكنون مقبره مرحوم طالقاني است به سخنراني پرشورخود پرداخت و درواقع خط انقلاب را براي همگان به ترسيم درآورد.امام باانتخاب آن مكان دو حرف را بيان نمودابتداء اينكه پيروزي خود را مرهون خون شهدا دانست وحرف دوم ادامه جهادوشهادت تاپيروزي نهايي . در آنروز جمعيت زيادي در بهشت الزهرا(س)تجمع نموده بودند ولبيك گويان گفته هاي آن رهبر آسماني را تاييد نمودند ديري نپاييد كه زمان وفاي به عهدوپيمان فرارسيد ابتدامقربين و نزديكان امام خميني به ميدان رزم شتافتندشهيد مطهري شهيد دستغيب شهيدمدني و...سپس سردار بزرگ شهيد بهشتي .
ظاهرا حكمت صاحب هستي برآن بود كه معلمين با عمل به گفته هاي خويش شاگردان را متقاعد به طي طريق نمايندو همان شد- از آن پس شهيد حاج همت ها كريمي ها باكري ها چنان پاي جاي پاي رهبران گذاشتندكه گويا همه آنان يك نفر بيشتر نبوده اند به عبارتي چنان همدلي ووفاق در اين جانفشاني به نمايش گذارده شده است كه فقط ميتوان اين همدلي را درظهرعاشورا يافت .
      و‌اما؛ امروزبعد از سه دهه مبارزه و كشمكش بامستكبرين وضعيت به مرحله حساسی نزديك گشته لذا باردگر امت اسلام با محور قراردادن شهدا و انتخاب مكاني مانند بهشت الزهراء اعلام  مي دارند كه  اگر انان را هزارباربكشندو زنده شوند لحظه اي دست از عقايده خويش نخواهند كشيد زيرا براين يقين وباور رسيده اند‌كه تلاش آنان‌ بی ارتباط باظهور حضرت بقيه الله اعظم نبوده است    .
باهم نظاره گر نمونه اي از اين جمعيت الهي‌ باشيم كه در صبح جمعه باحضور خويش درمحلي كه معروف به سالن دعاي ندبه است تجمع نموده و باخالق خويش ارتباط برقرارنموده ودرخواست تعجيل در فرج حضرت مي نمايند:
چه عاشقانه بود شعر پريدن
 
نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

ويكي پدياهم خود را روكرد شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 11:20

 
ازنگاه مخاطبان:
ویكی پدیا دانشنامه ای جانبدار و ضد ایرانی است
گروه هماوریهای خبری- با وجودیكه كارگزاران دانشنامه اینترنتی ویكی پدیا مدعی "بی طرفی" آن هستند اما ارایه اطلاعات جهت دار این علیه تاریخ و فرهنگ ایران كاربران غیر ایرانی آن را نیز به اعتراض واداشته است.
ویكی پدیا كه از 25 دی ماه 1379 تاكنون مطالب خود را به بیش از 200 زبان دنیا ارایه می دهد اخیرا در مورد "منشور كوروش " مقالاتی را با ویرایش ها و اطلاعات متفاوت در دو دوره زمانی قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران ارائه كرده است كه ازنگاه برخی تحلیلگران خارجی نیز دور نمانده است.
"تیمور نبیلی" خبرنگار الجزیره در مالزی در گزارشی دراین زمینه می نویسد: این منشور پس از یكسال كشمكش از سوی موزه بریتانیا به موزه ملی ایران تحویل شد اما نحوه پرداختن سیاسی و غیر حرفه ای دانشنامه ویكی پدیا به این موضوع استقلال عمل این مجموعه اطلاعاتی را زیر سوال می برد.
نبیلی در دامه به مقایسه توصیف این منشور در ویكی پدیا در دو دوره زمانی قبل و بعد از انتخابات سال گذشته ایران پرداخته است و می نویسد: درحالی كه بسیاری از كارشناسان بین المللی از كتیبه كوروش به عنوان "اولین كتبه حقوق بشر در دنیا" یاد می كنند،اما برخورد دوگانه ویكی پدیا دراین زمینه در دو مقطع فوق كاملا متفاوت است.
به گفته نیبلی "این عمل سازشكارانه برخی نویسندگان ویكی پدیا استقلال عمل این مجموعه اطلاعاتی را به زیر سوال می برد".
این دانشنامه در بخش مقالات انگلیسی خود درماه می 2007 این توصیف را از منشور كوروش ارائه می دهد: از منشور كوروش به عنوان اولین كتبیه حقوق بشر در دنیا یاد می شود. این منشور در سال 1971 به تمام زبانهای رسمی سازمان ملل ترجمه شده است. یك نمونه نمادین نیز از این كتیبه در مقر سازمان ملل در نیویورك نگهداری می شود.
این درحالیست كه توصیف كنونی ویكی پدیا پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری درایران در زمینه منشور كوروش تغییر كرده است.
به گفته نیبلی " آنچه اكنون در ویكی پدیا مشاهده می شود این است كه تلاش شده كه این منشور چیزی در حد یك وسیله تبلیغاتی یك مهاجمی متجاوز (كوروش كبیر) معرفی شود و در آن این دیدگاه كه منشور فوق یا عمل كوروش اساساً متوجه موضوع حقوق بشر بوده است رد و یا كمرنگ شود.
براساس این گزارش: در متن جدید ویكی پدیا دیگر از اشاره های قبلی و تعریف های جهانی از كوروش خبری نیست باوجود آنكه در متون مقدس و توسط خود مردمان بابل نیز این امر مستند شده است.
براساس این گزارش همچنین اطلاعات مرتبط با منشور كوروش در دو سال گذشته در ویكی پدیا تغییرات متعددی داشته است.
نبیلی می افزاید: نگاهی به صفحه حاوی تاریخچه و ویرایش مربوط به منشور كوروش در ویكی پدیا ما را به این واقعیت می رساند كه در فاصله یكسال 2009 تا 2010 میلادی اطلاعات مربوط به این منشور در این وبگاه مورد بازنویسی های وسیعی قرارگرفته است.
این گزارشگر از این اقدام به عنوان " یك تعمد آشكار" یاد می كند كه توسط "یك گروه با منافع خاص در مجموعه دانشنامه ویكی پدیا " صورت می گیرد "تا هر آنچه مربوط به ایران است را بدنام جلوه دهند هرچند الزاماً ارتباطی به "جمهوری اسلامی" نداشته باشد."
چنین اقدامی از سوی حوانندگان الجزیره نیز محكوم شده است. توضیحاتی (كامنت) كه خوانندگان این مطلب ذیل آن اضافه كرده اند به شرح زیر است:
1- از این موضوع بوسیله یك باستان شناس ایرانی كه داستان منشور كوروش را از نزدیك دنبال می كند مطلع شدم. توطئه ها دراین زمینه همیشه متحتمل است اما آنچه من در بدو امر به فكرم می رسد مرتبط با ماهیت ویكی پدیاست- جایی كه - هر كسی می تواند نظرات انحرافی و یا بیمارگونه خود را ارائه دهد. معتقدم ویرایشگران ویكی پدیا درتلاش برای غیر مستند ساختن مطالبات مطرح دراین زمینه هستند اما آنگونه كه مورد نظر آنهاست نخواهد شد.
اطلاعات ارائه شده در مورد منشور كوروش در ویكی پدیا مشابه انتشار گزارشهای تبعیض آمیز رسانه های غربی درمورد خاورمیانه است.
2-یك نفر نمی تواند كمك خاصی بكند اما گزارش تاریخی ارائه شده در مورد كتیبه كوروش در مقایسه با گزارشهای ارائه شده در مورد بلك واتر این سوال را مطرح می سازد كه چه كسی مرگ را به عراق برد؟
3- گزارش خوبی بود. تعجبی ندارد چرا آفریقا از كتابهای تاریخ حذف می شود! چرا به مردم آموخته می شود كه تمدن بشری با یونانی ها آغاز می شود! چرا در طب، هنر، مذهب، علم، نجوم، ستاره شناسی، آشپزی، ورزش و غیره هیچ اشاره ای به شرق نمی شود. به نظر می رسد تاریخ چنان تحریف می شود كه انسان را از یاد دادن و یاد گرفتن آن دلسرد می كند.
4- تعجب می كنم اگر بشنوم مردم عادی آمریكا می دانند كه "فارس" و ایران یكی است!
5- یهودیان بدانند این كوروش بود كه به آنها اجازه داد از اسارت در بابل رهایی یافته و شهر و معبد خودشان را بسازند. واقعیت این است كه پرشیا (فارس) از یك رهبری نیرومند، باهوش و خیراندیش برخوردار است و همیشه و در همه حال سربلند خواهد ایستاد.
6- درست است ویكی پدیا همیشه سعی دارد با اهداف سیاسی خاص خود اطلاعات ارائه كند اما هر فردی كه نظراتی مخالف نظر دولت (آمریكا) داشته باشد در صورت اصرار مبنی بر ویرایش مطالب مندرج در سایت بیدرنگ تحریم می شود حتی اگر مطالب پیشنهادی او مستند و بر اساس شواهد و مدارك قابل اتكا باشد.
7- این افراد همانهایی هستند كه در سال 2008 تاریخ ایران (فارس) را از كتابهای درسی در آمریكا حذف كردند.
8- بله این منشور یك كتیبه حقوق بشر است. به یهودی ها بگویید كه برای زندگی خود مدیون كوروش هستند. ایران ازیك فرهنگ دیرینه بزرگ - بدون شك مستقل از آمریكا و بقیه دنیای وحشت زده از آمریكا - برخوردار است.
پژوهش/1664//1599
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / کد خبر 276305
ملاحظه و نظریه :
ساده اندیشی است كه حتی یك موسسه كوچك غربی را جدااز سیستم بدانیم و آنراآزادمحسوب نماییم - ویكی پدیا كه خود را دانشنامه آزادمی نامد جزء  یك مجموعه بزرگ می باشد درست مانند جزء كوچكی از یك اتومبیل كه ظاهرا مستقل عمل می كند لكن  در كنار اجزاء دیگركالایی را عرضه می كند بنام اتومبیل .درواقع باید گفت :غرب دارای یك اطاق فرمان است كه مجموعه اموربه فرمان اوعملی را انجام می دهند یا از عمل و اقدامی خود داری می ورزند.ویكی پدیا و امثالهم را می بایست یگانی از یك ارتش بزرگ تلقی نماییم كه به ماموريت و فعالیت علمی مشغول است.
 جاي بسي تعجب است كه اين يگان علي الظاهر آزادوبي طرف پوشش خود را بكناري نهاده و همانند دشمنان قرآن و مسجد واسلام خود راعيان ساخته ونقاب از چهره برداشته است .او كه درايران آزاداست حتي درمواقعي كه بسياري از سايت ها تعطيل و فيلتر مي شود او فيلتر نمي گرددوبه ماموريت خود مشغول مي شود(بطورآزادو توسط بازديدكنندگان خود بسياري از اخبارو اطلاعات ناب را در ايران بدست مي آورد.)
نكته پاياني اي كاش ما هم يك چنين دانشنامه وطني بوجود مي آورديم .
viki ق.jpg (6KB, 141 x 143) 

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

ذلیل پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 9:18

 ...هر كس را خدا خوار كند، كسى او را گرامى نخواهد داشت! خداوند هر كار را بخواهد (و صلاح بداند) انجام مى‏دهد! (18)الحج

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

عوامل بیگانه پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 7:53

ابهام‌های پرونده ترور شهیدان باهنر و رجایی


یکی از نزدیکان شهید لاجوردی که از ابتدا تا انتهای پرونده انفجار نخست وزیری در جریان روند آن بوده است، احمد قدیریان معاون وقت دادستان انقلاب اسلامی مرکز است که حتی پس از عزل شهید لاجوردی به اهتمام باند مهدی هاشمی از دادستانی انقلاب مرکز، همچان به ایفای مسئولیت پرداخت.


محمد مهدی اسلامی در وبلاگ "تک نوشته های یک روزنامه نگار" گفتگویی از احمد قدیریان منتشر کرده که به بررسی فراز و فرود و برخی ابهام‌ها در پرونده انفجار نخست‌وزیری پرداخته است.

• یکی از سوالات جدی در خصوص تاریخ انقلاب اسلامی این است که چرا شهادت شهید رجایی و باهنر، که به عنوان ارشدترین مقامات اجرایی کشور مورد حمله تروریستی قرار گرفته‌اند، کمتر مورد بازکاوی قرار گرفته است؟

- در نظرتان است که قدری ماجرای شهادت شهید رجایی و باهنر باز شود و مردم در جریان مظلومیت این دو شهید بزرگوار رجایی و باهنر قرار گیرند. اجازه بدهید از انفجار مسجد اباذر شروع کنم که منافقین چه برنامه‌هایی برای به شهادت رساندن رهبر عظیم‌الشأن انقلاب داشتند و خداوند وجود این عزیز و یار بزرگ انقلاب و امام و یار بزرگ امام زمان(عج) را برای ما نگه داشت. الحمدلله ایشان از آن خطر عظیم نجات یافتند. در قضیه مسجد ضبط صوت درست جلوی صورت آقا قرار داشت، ولی وقتی شروع به سخنرانی کردند ضبط صوت را سمت راست خود سُر دادند. چون وقتی ضبط صوت منفجر شد شانه راست آقا را متلاشی کرد که ماجرای آن را روزنامه‌ها نوشتند، ما هم گفتیم و در این باره صحبت زیاد شد. اینها از جنایات سازمان منافقین بود که می‌خواستند انقلاب را بی‌آینده و در این فکر بودند که مسئولین مملکت را ترور کنند. الحمدلله در این مورد موفق نشدند و خداوند این عزیز را برای هدایت امروز کشتی مهم انقلاب نگه داشت. این اتفاق روز ششم و روز هفتم، ماجرای حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه رخ داد که آن کار را با نفوذی‌هایشان انجام دادند. روی ضبط صوت مسجد اباذر نوشته بودند؛ «هدیه گروه فرقان». در صورتی که گروه فرقان در سال 59 متلاشی شده بود و از بین رفته بود. همه سرانشان گرفتار شدند و اکبر گودرزی هم اعدام و قضیه تمام شده بود، اینها با این نوشته می‌خواستند رد خود را گم کنند.

غروب روز ششم تیر جواد قدیری در جایی گفته بود: «فردا (یعنی روز هفتم تیر) همه چیز در جمهوری اسلامی تمام می‌شود.» پشت دفتر حزب جمهوری اسلامی مدرسه‌ای به نام درخشان بود. اینها با مدیر مدرسه صحبت کرده و نردبانی گذاشته بودند و از پشت بام مدرسه به پشت بام جایی که قرار بود روز یک‌شنبه در آنجا تجمع شود، آمده بودند. آنها برنامه‌ریزی کرده و چند کارشناس برده بودند که چنانچه قرار باشد این سقف فرو ریزد می‌بایست چقدر مواد منفجره زیر آن قرار گیرد و کارشناسان در این باره نظر داده بودند. لذا قبلاً کلاهی مواد را پای این ستون‌ها کار گذاشته بود. بعدازظهر هم مواد انفجاری را که از بیرون هدایت می‌شد زیر میز شهید بهشتی کار گذاشت. سپس به‌ بهانه خرید بستنی از محوطه حزب بیرون رفت. قرار بود انفجار در ساعت 9 به وقوع بپیوندد که چند دقیقه‌ به 9 رخ داد. به این ترتیب انفجار زیر میز همراه با انفجار پای ستون انجام شد و کل ستون روی افرادی که آنجا بودند فروریخت. آقای کلاهی از صبح به همه مسئولین از جمله آقای قدوسی، آقای لاجوردی و دفتر من زنگ زده بود که حتماً امشب بیایید، چون آقای بهشتی می‌خواهند مسائل بسیار مهمی را بیان کنند. آقای قدوسی گرفتار بودند و نرفتند. آقای لاجوردی هم کمی دیر رسیدند. من هم بیرون جلسه جداگانه‌ای داشتم.

بعد از وقوع انفجار با بی‌سیم به من اطلاع دادند و خودم را به آنجا رساندم. وقتی جلوی در رسیدم همه به سرشان می‌زدند که شهید بهشتی چه شد؟ مرحوم شهید قدوسی سری به آنجا زد. به ایشان گفتند شهید بهشتی را به بیمارستان برده‌اند. آقای قدوسی به بیمارستان رفتند. نتوانستم با ایشان تماس بگیرم. نزدیک 1 نیمه شب جلوی در منزل آقای قدوسی رفتم و زنگ زدم گفتند هنوز ایشان نیامده‌اند. منزل ایشان خیابان خواجه عبدالله بود. چند دقیقه‌ای سر خیابان ایستادم دیدم ماشینشان آمد. پیاده شدند و گفتند: «برویم بالا.» در اتاق ایشان بودیم که پس از چند دقیقه حاج احمدآقا زنگ زدند و به ایشان گفتند، خبرهایی رسیده است که سازمان منافقین برنامه‌هایی دارند و می‌خواهند فردا پل‌های ارتباطی کشور را بخوابانند. ایشان به بنده دستوری دادند و من شبانه به ارتش، کمیته و سپاه زنگ زدم و به آنها آماده باش داده شد. الحمدلله با کنترلی که کردند، هیچ اتفاقی نیفتاد. سازمان منافقین با نفوذی‌هایشان به دفتر افراد، برای انفجار برنامه‌ریزی داشتند. شما ملاحظه کنید کشمیری ملعون در دفتر آقای رجایی و باهنر به‌عنوان منشی حضور داشت. کیفی که قرار بود چند ماه قبل خدمت امام ببرند و آقای رجایی و باهنر و کشمیری دنبال این بودند که خدمت امام بروند، بچه‌های سپاه آقای کشمیری را در بیت امام نگه داشتند. آقای رجایی و آقای باهنر اشاره کردند و گفتند: «آقایان! اجازه بدهید این کیف را بیاوریم. این کیف اسناد است و برای اطلاع امام لازم است». بچه‌های سپاه گفتند: «نه! به ما گفتند بگردید و ایشان اجازه بدهند ما کیف را باز و بازرسی می‌کنیم. از گیت ما رد شود. بعد ببرید داخل.» کشمیری نگذاشت کیف باز شود و با عصبانیت از قسمت کنترل اول دفتر خارج شد و برگشت. قرار بود این کیف خدمت امام منفجر شود. اگر آن را خدمت امام می‌بردند معلوم نبود چه اتفاقی می‌افتد. قطعاً ایشان کیف را آنجا می‌گذاشت و به بهانه اینکه شما مسائل خصوصی دارید و من بیرون می‌روم، می‌رفت و این کار آنجا انجام می‌شد. لذا خدا نخواست و عنایت کرد.

بحمدالله با هوشیاری بچه‌های سپاه پاسداران که باید همگی آنها را دعا کنیم، این کار انجام نشد، ولی به مرور برنامه‌هایشان را عملی کردند، مثل انفجار دادستانی کل انقلاب. شهادت شهید قدوسی بسیار عجیب بود. آقای قدوسی به آقای فخّار مشکوک شده بود. بعداً دیدیم که با مسعود رجوی عکس داشت. فخّار در دادستانی نفوذ کرده بود. آقای قدوسی چندین بار به مسئولین پرسنلی تذکر داده بود که مراقب او باشید. من نسبت به این شخص مشکوکم. روز سه‌شنبه یا چهارشنبه صحبت شده بود که آقای فخّار به گزینش برود تا با او صحبت کنند. ایشان به آن قسمت آمده بود و با او صحبت کردند و یک برگه تسویه حساب به او داده بودند و قرار نبود از شنبه، یک‌شنبه بیاید. ایشان پنج‌شنبه و جمعه وارد دادستانی شد و زیر میز شهید بزرگوار آقای قدوسی، به سقف مواد را کار گذاشتند. آنها به‌محض اینکه آقای قدوسی وارد دادستانی شد و پشت میزش قرار گرفت مواد را از بیرون هدایت کردند و انفجار رخ داد. دیوار خراب شد و آقای قدوسی از دیوار به پایین پرت شد. کنار آقای قدوسی هم تعدادی از دوستان و برادران مجروح شدند. بعد از اینکه آقای قدوسی پرت شد، ایشان را به بیمارستان بردند. تا ساعت دو، سه بعدازظهر سر ایشان را عمل کردند، ولی موفق نشدند و ایشان تقریباً بعدازظهر به درجه رفیع شهادت نائل شد. یعنی سازمان منافقین با نفوذی‌هایی که داشت ضربه را می‌زد تا تک‌ تک کسانی را که بازوان قوی امام بودند از بین ببرد.

با این مقدمات به انفجار هشت شهریور می‌رسیم. کیف بزرگی که به‌عنوان ضبط صوت یا هر چیز دیگر بوده است جایی قرار می‌دهند که درست زیر پای شهید رجایی یا شهید باهنر باشد. توضیح می‌دهم وقتی رسیدم چه اتفاقی افتاد. انفجار به حدی زیاد بود که میز و صندلی و این عزیزان سوخته و افرادی که آنجا بودند مجروح شده و به این طرف و آن طرف پرت شده بودند. تعدادی هم در راه شهید شدند. تقریباً 5 الی 10 دقیقه از انفجار گذشته بود که به ما اطلاع دادند. شورای فرماندهی سپاه و بعضی از افراد و کلاهدوز و آقای رفیق‌دوست و یکی دو تا از آقایان در اوین در دفتر بنده بودند که خبر این ماجرا داده شد. ما آژیرکشان آمدیم. تقریباً یک ربع طول کشید. آتش زبانه کشیده بود و چرخ‌بال بالا آمده بود تا کسانی را که در ساختمان هستند از بالا ببرد. چون چرخ‌بال نتوانسته بود بنشیند. لذا آتش به سالن آمده و به تعدادی از اتاق‌ها رخنه کرده و سوزانده بود. نیروی آتش‌نشانی نردبانی گذاشت و بنده و آقای رفیق‌دوست از دیواری که خراب شده بود بالا آمدیم. وقتی به آنجا رسیدیم دیدیم دو جنازه سوخته را در پتوی سربازی بسته‌اند و با طناب پایین می‌دهند. ایستادیم. وقتی جنازه‌ها را پایین ‌بردند ما هم بالا رفتیم. دیدیم میز و صندلی سوخته‌ و آتش به راهرو و یکی دو تا از اتاق‌ها کشیده شده است. افرادی هم فرار کرده و به پشت بام رفته بودند. وقتی بالا رفتیم، آتش‌نشانی شلنگش را بالا آورد و شروع به خاموش کردن آتش کرد. بنده و آقای رفیق‌دوست و افراد نیروی آتش‌نشانی بالا بودیم. کس دیگری بالا نبود. پایین آمدیم که آن دو جنازه سوخته را در آمبولانس گذاشتند و به سردخانه بردند. بنده و آقای رفیق‌دوست به طرف ساختمان اصلی ریاست جمهوری آمدیم. دیدیم مسئول دفترشان آقای محمدی‌دوست در راه‌پله ایستاده است. پرسیدیم‌:‌ «آقای محمدی‌دوست! آقای رجایی و باهنر کجا رفتند؟» جواب داد: «رفتند در ساختمان.» پرسیدیم: «در همین ساختمان رفتند؟» گفت: «بله. همین‌جا رفتند.» تعدادی را به بیمارستان برده بودند. آن دو جنازه سوخته که در پتو پیچیده و پایین برده بودند آقای رجایی و آقای باهنر بودند. آقای رفیق‌دوست رفت و من به سردخانه آمدم. قرار بود این دو جنازه شناسایی شوند. خانم باهنر آمد. کشوی سردخانه را کشیدند. صورت و پیکر سوخته بود. خانم باهنر نگاه کردند و گفتند: «نه. این آقای باهنر نیست. این سوخته‌ها را کنار بزنید.» وقتی سوخته‌ها را از پیشانی ایشان کنار زدند ایشان گفتند: «بله. این آقای باهنر است.» خانمشان از پیشانی بلند شهید باهنر ایشان را شناختند و کنار آن کشو نشستند و خیلی گریه کردند. بعد تقاضاهایی کردند و مطالبی گفتند که بسیار سنگین بود.

پس از اینکه خانم باهنر را بردند، خانم رجایی آمدند. وقتی کشوی دوم را کشیدند، ایشان گفتند: «نه. این آقای رجایی نیست.» بعد گفتند: «سوخته‌های صورت ایشان را پاک کنید. شاید از دندان‌هایشان متوجه شوم.» وقتی صورت سوخته صورت ایشان را پاک کردند از یک دندان طلا شناختند که ایشان آقای رجایی هستند.

پس از شناسایی خانم رجایی را هم بردند. قرار شد فردای آن روز برای تشییع جنازه آماده شوند.

از این مقطع نقش سازمان مجاهدین انقلاب پررنگ شد. آنها بودند که اعلام کردند کشمیری شهید و کشته شده است و برای او جنازه درست کرده بودند. از اینجا انحراف سازمان مجاهدین انقلاب مشخص شد. سرانجام هم به تازگی سازمان مجاهدین انقلاب به خاطر همین افعال و موضع‌گیری‌هایشان غیر قانونی اعلام شدند. اینها از ابتدا موضع‌‌گیری داشتند. خدا شهید لاجوردی را رحمت کند، ایشان در بیان‌ها و صحبت‌ها و مکاتباتشان می‌گفتند مجاهدین انقلاب ضد انقلابند. اینها انقلابی نیستند و منافقین انقلابند. راجع به آنها بحث و حرف داشت. یکبار آقای بهزاد نبوی برای ملاقات پشت درب زندان آمده بود که من می‌خواهم سلول زندان قبل از انقلابم را ببینم. تماس گرفتند. آقای لاجوردی فرمودند: «من اگر زنده باشم تو را برای بازجویی به اینجا می‌آورم.»

لذا از آنجا پرونده باز شد و در این راستا افراد بازجویی شدند. ما حدود 17، 18 زندانی داشتیم.

• لطفا قدری بیشتر درباره شروع برنامه توطئه و مختومه شدن پرونده توضیح دهید.

- روزی که پرونده آقای بهزاد نبوی آماده و حکم جلب برای دستگیری ایشان صادر شد، آقای خوئینی‌ها دادستان کل بود. امام اصلاً آقای خوئینی‌ها را نمی‌شناختند. امام فرمودند: «من ایشان را نمی‌شناسم، ولی افرادی که مورد اعتماد من هستند به من گفتند، لذا من ایشان را به عنوان دادستان انقلاب معرفی می‌کنم.»

• چه کسانی آقای خوئینی‌ها را به‌عنوان دادستان انقلاب به امام معرفی کرده بودند؟

- آقای منتظری و بعضی از دیگر مسئولین نظام ؛ آقای خوئینی‌ها متوجه شد که می‌خواهند آقای بهزاد نبوی را بگیرند. آن زمان دادستان آقای رئیسی و قائم‌ مقامشان آقای آقائی بودند. بنده هم معاون اجرایی بودم. آقای بهزاد نبوی شبی که قرار بود دستگیر شود به منزل آقای خوئینی‌ها رفت. آن شب منزل ایشان قرار گذاشتند.

الان بچه‌های شعبات هستند و می‌توانید از آنها بپرسید. خیلی از دوستان هستند و شاهد قضایا بودند. شعبات هم فعال بودند و کار می‌کردند. شبانه یکی از آقایان شعبات را خواسته بودند. نظر آقای خوئینی‌ها این بود که پرونده باید بسته شود. چرا پرونده به این صورت است. بچه‌ها زیر بار نمی‌رفتند و گفتند: «برای یکی از این افراد کیفرخواست صادر شده است. این پرونده نمی‌تواند بسته شود.» وقتی پرونده‌ای کیفرخواست صادر می‌شود یعنی طرف متهم است. در واقع کار آن فرد تمام بود.

وقتی دیدند از این مسیر نشد، آنها برنامه‌ریزی بسیار پیچیده‌ای کردند. با بیت امام، مرحوم حاج احمدآقا تماس گرفتند. آنچه عرض می‌کنم نقل قول از آقایانی است که در صحنه بودند. از حاج احمدآقا خواستند که راجع به این پرونده با امام دیداری کنند. امام می‌فرمایند بیایند. فردا یا پس فردای آن روز قرار می‌گذارند تا با حضور حضرت آیت‌الله موسوی اردبیلی و دعوت از آقای رئیسی خدمت امام بروند. بنابراین آقای خوئینی‌ها، آقای موسوی اردبیلی و حاج احمدآقا و آقای رئیسی در آن جلسه بودند.

آن روزها آقای میرحسین نخست‌وزیر و آقای بهزاد نبوی هم وزیر صنایع سنگین و از نزدیک‌ترین افراد به نخست‌وزیر بود. قبل از این جلسه بهزاد نبوی به حاج احمدآقا گفته بود: «هر موقع دولت می‌خواهد کاری کند بالافاصله علم شنگه‌ای درست و مردم را دستگیر می‌کنند و کشور را به شورش و اغتشاش می‌کشانند. الان تعدادی دستگیرند.» و با توجه به شرایط جنگ مقداری فضاسازی کرده بود، گویا این موضوع خدمت حضرت امام منعکس شد.

وقتی امام نشستند فرمودند: «آقای موسوی اردبیلی! قضایا چیست؟ برنامه چیست؟» آقای موسوی اردبیلی توضیح داد که پرونده و اعترافاتی است. بلافاصله آقای خوئینی‌ها وارد صحبت شد و گفت: «نه آقا! من پرونده را دیدم. چیزی نبوده است.» سپس آقای رئیسی دخالت کردند. آقای رئیسی عرض کردند: «حضرت امام! پرونده‌ای است. افراد اعتراف کردند. الان متهمی است که برایش کیفرخواستی صادر شده است.» بعد امام دستور فرمودند که فعلاً این پرونده مسکوت بماند. یا به روایتی مختومه شود. مجدداً آقای رئیسی خدمت حضرت امام عرض کردند: «حضرت امام! برای این پرونده کیفرخواست صادر شده است.» امام فرمودند پرونده را مسکوت بگذارید یا مختومه کنید. لذا در آنجا پرونده بسته شد.

زمانی که امام بلند شدند و تشریف بردند، آقای خوئینی‌ها به عنوان دادستان کل به آقای رئیسی گفتند: «برو مصاحبه کن و به رسانه‌ها اعلام کن که پرونده مختومه شد.» آقای رئیسی گفت: «من اعلام نمی‌کنم.» ایشان گفت: «تو اعلام نمی‌کنی من اعلام می‌کنم.» این موضوع را آقای رئیسی برایم نقل کرد.

آقای رئیسی دم اتاقم آمد. یکی از دوستان در اتاقم نشسته بودند. اشاره کردند که ایشان برود. من به آن دوستم گفتم: «من با شما کار دارم. شما بیرون باشید.» وقتی ایشان بیرون رفت. آقای رئیسی با آقای آقایی وارد اتاق شدند. ایشان همه جریان را توضیح دادند.

امروز آقای بهزاد نبوی باید مسائل و جریان را بگوید. باید بگوید چه جنایتی رخ داده است. بگوید چگونه رئیس جمهور و نخست وزیر مملکت سوختند. اینها در جریان بودند.

• با توجه به اینکه بعد از بیش از سی سال فاصله افتادن با آن زمان، پایان شرایط اضطراری جنگ که منتهی به مصلحت سنجی امام شد و ... و با توجه به اینکه این موضوع یک پرونده مهم ملی است ، امروز برای به جریان افتادن پرونده چه باید کرد؟

- ما ولایتی هستیم و امر امام را اجرا و تا ظهر متهمین را آزاد کردیم و پرونده بسته شد. الان پرونده مسکوت مانده است. چنانچه بخواهند این پرونده باز شود طبیعی است که باید متهمان پرونده دستگیر شوند و مراحل ناقص مانده تکمیل شود. باید مشخص شود ارتباط سازمان منافقین با سازمان مجاهدین انقلاب چگونه بوده است. باید امثال آقای بهزاد نبوی قضایا را بگویند که چگونه و چه بوده است. چه شد که شهید رجایی و باهنر به این صورت شهید شدند و چگونه برای کشمیری جنازه ساختند. الان شاهدین صحنه حضرت آیت‌الله موسوی اردبیلی و حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین آقای رئیسی هستند. شاهدین قضایا هستند. بیایند، صحبت کنند و بگویند. امروز آقای بهزاد نبوی می‌تواند بسیاری از مسائل را بگوید.

نقاط ابهامی در این پرونده هست که باید روشن شود. مثلا آقای تقی محمدی کاردار ایران در افغانستان بود و اطلاعاتی داشت. 3، 4 روز قبل از آن ایشان از افغانستان آمد، بازداشت شد و به زندان رفت. سپس قرار بود بازجویی شود که شبانه با ملحفه‌ای که داشت طنابی درست و خود را حلق‌آویز کرد. برای آنکه زودتر جان دهد دو تکه مقوا دو طرف گلویش قرار داده بود و روی شوفاژ آن‌قدر به خودش فشار آورد که صورتش سرخ شده بود. از آن طرف آقایان پاسدارها آمدند. من هم بالا رفتم و صحنه را از نزدیک دیدم. ایشان شیر آب را به ‌عنوان اینکه در حمام است باز گذاشته بود. پاسدارها غذا آورده بودند و او در را از داخل بسته بود. خیلی طول کشید. سپس با کلید اصلی در را باز کردند و دیدند شیر آب به‌عنوان شیر حمام باز است، ولی ایشان روی شوفاژ خودکشی کرده است.

بیرون در زندان خود را به دستگیره در کشیده، ملحفه را در گلو انداخته و فشار آورده و روی شوفاژ افتاده بود. عکسش در پرونده دادستانی هست. بروند و این قضایا را در آورند. متوجه شوند موضوع چیست و این شخص چقدر اطلاع داشت و چرا خودکشی کرد؟

• در برخی اسناد نوشته‌اند تقی محمدی با کمربند خودکشی کرده است.

- نه. با ملحفه خودکشی کرده است. خودم بالای سرش بودم. عکس‌هایش هست. ملحفه را چند تکه و طناب کرده بود و بعد هم باقی ماجرا.

• به نظر شما تردیدی در خودکشی وجود ندارد؟

- شاید عوامل نفوذی داخل زندان به تقی محمدی رسانده بودند که می‌خواهند چه سئوالاتی بپرسند. چون آقای خوئینی‌ها دادستان بود.

اگر تقی محمدی به بازجوئی کشیده می‌شد بسیاری از مسائل روشن می‌شد. حتی برخی این تردید که گفتید را هم دارند. شما بررسی کنید چه کسانی کشته شدن و خودکشی تقی محمدی را تأیید کردند و ختم اعلام کردند. در روزنامه‌ها منتشر کردند.

ملت عزیز و محترم ما تا کی باید بنشینند، بشنوند و تماشا کنند که رجایی و باهنر سوختند. بهشتی و یارانش زیر آوار ماندند. قدوسی عزیز از دیوار به پایین پرت شد. شهدای محراب یکی پس از دیگری سوختند و از بین رفتند و روی پشت بام‌ها و در کوچه‌ها کشته و قطعه قطعه شدند. چه کسی این کارها را کرده است؟
شبی که می‌خواستند سعادتی عنصر بلند پایه منافقین را اعدام کنند، آقای بهزاد نبوی صبح آن روز به آقای لاجوردی زنگ زد و به ایشان گفت: «مرحوم شهید رجایی زنگ زد که آقای لاجوردی مهمانی دارید. گویا حکم گرفته و می‌خواهد برود. آقایی کنار من نشسته است. آقا بهزاد است. می‌خواهد با شما صحبت کند.» صبح آن روز آقای لاجوردی دستور اعدام سعادتی را داده بودند و اعدام شد. بعد آقای بهزاد نبوی گفت: «می‌خواهم بیایم و با آقای سعادتی ملاقاتی کنم.» سعادتی منبع اطلاعات سازمان منافقین بود و مجموعه‌ای از این سازمان‌ها را اداره می‌کرد. مرحوم شهید لاجوردی با تیمی که داشتند و عزیزانی که در شعبات بودند حدود 50، 60 گروه و سازمان را متلاشی کردند و همه آنها در به در کشورها شدند. بهزاد نبوی می‌خواست در اعدام او مانع ایجاد کند که شهید لاجوردی خبر داد که او اعدام شده است. امروز باید پرسید که آقای بهزاد نبوی چه می‌خواستی بگویی؟ با سعادتی چه کار داشتی؟

• در این پرونده ابهام‌های متعددی وجود دارد، مثلا اینکه اگر واقعاً آقای بهزاد نبوی به دنبال این بود که شهید رجایی و شهید باهنر را بکشد و در این پرونده دست داشت، از این امر چه سودی می‌برد؟

- ما نمی‌توانیم در این باره حرفی بزنیم. چون این پرونده بسته شده است. مگر اینکه متهمین بگویند ارتباط مجاهدین انقلاب با مجاهدین خلق چه بوده است. اگر این ارتباط مشخص شود پاسخ به سوال شما امکان تحقق می‌یابد. هنوز این ارتباط شفاف نشده است. بلاشک این فاجعه توسط سازمان مجاهدین خلق انجام شده است، عده‌ای نیز در جنازه سازی و فراری دادن کشمیری مشارکت داشته‌اند، ولی اینکه چه ارتباطی با سازمان مجاهدین انقلاب دارد باید مشخص گردد.

• در پرونده بخشی از این ارتباط آشکار شده است. مثلا در خصوص چگونگی ارتباط علی‌اکبر تهرانی به عنوان عنصر واسط دو سازمان ...

- همین علی‌اکبر تهرانی کیفرخواست گرفته است. آقای خوئینی‌ها کیفرخواست او را که خواندند، گفته بودند حکم این فرد اعدام است.

• مگر آقای موسوی خوئینی‌ها دادستان نبوده است. چرا موضوع را پیگیری نکرد.

- ایشان اصلاً تحت تأثیر آقای بهزاد نبوی قرار گرفت. عرض کردم شب منزل ایشان بود. اینها به دنبال این بودند که پرونده را ببندند. باید مشخص شود چه ارتباطی با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) داشتند. چه کسی باید این کار را انجام بدهد؟

• آنگونه که فرمودید، اظهار نظر دقیق نیاز به تکمیل پرونده دارد، اما به عنوان تحلیل خودتان به عنوان یک فرد مطلع، به نظر شما آیا آقای خسرو تهرانی به عنوان یکی از متهمان پرونده، خبر داشته است که قرار است در آن جلسه بمب منفجر ‌شود که در آن جلسه حضور داشته است؟

- آقای خسرو تهرانی هم عقب نشسته بوده است و جزئی مجروح می‌شود. هنگامی که یک سازمان اطلاعاتی بخواهد کارش را در جایی انجام بدهد، گاه با دو دست فاصله نفوذ کارش را انجام می‌دهد. آن کسی که ابزار کار شده است می‌سوزد و از بین می‌رود.

سازمان امثال کشمیری و کلاهی را اداره می‌کند و کرده است. سازمان هم وابسته به سازمان سیا و سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل است. حتی در مورد مسعود رجوی، یک بار اعلام می‌کنند بیمارستان است. بار دیگر اعلام می‌کنند مرده است و .... الان به‌خوبی پشت پرده را اداره می‌کنند و کارشان را انجام می‌دهند. فکر می‌کنم آقای خسرو تهرانی به سازمان مجاهدین انقلاب اعتقاد داشت. در سازمان و همراه و همکار اینها بوده و به اینها کمک می‌کرده است، آنچه مسلم است آقای خسرو تهرانی می‌دانسته است که دارند برای کشمیری جنازه درست می‌کنند. خود دیده بود که کشمیری آنجا نبوده و بیرون رفته بود.

پس حتی اگر تا لحظه انفجار نمی‌دانسته، بعد از آن همکاری‌اش قطعی است. عرض کردم باید ارتباط سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با سازمان مجاهدین انقلاب مشخص شود. آقای لاجوردی فرمودند: «اینها منافقین انقلابند.» این سید از کجا می‌گفت. او با بصیرتی که داشت می‌فهمید و در زندان آنها را سنجیده بود.

کسانی که پرونده را تنظیم کردند، الان هستند. بگویید اینها بروند و با آنها مصاحبه کنند و به‌خوبی از مطالب آنها نکات مهمی را در می‌آورند. باید تمام ارتباط را در آورند. اخیرا نیز جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای رییسی در سالگرد شهید لاجوردی فرمودند من این پرونده را با تمام قدرت و با جدیت دنبال می کردم اما آنها که به ذائقه شان خوش نیامد پیگیر توقف پرونده شدند.

• چرا امروز مجدداً به این پرونده رسیدگی نمی‌شود؟

- به نکته ظریف و جالبی اشاره کردید که این پرونده باز می‌شود یا نه. من حقوقدان نیستم ولی این‌قدر می‌دانم اگر کشمیری دستگیر شود و اینها به ایران برگردانده شوند، پرونده باز می‌گردد. به یاری خدا دادسرا برای دستگیری اعضای سازمان منافقین در حال اقدام است و در این باره اقدام کرده و از پاریس و کشورهای اروپایی هم خواسته است که یا به ما تحویل بدهید یا محاکمه‌شان کنید. سران این سازمان الان در اختیار آنهاست و در کشورهای اروپایی هستند. اینترپول هم اقدام کرده و از آن طرف برای آنها وانتد قرمز هم صادر شده است. دیر یا زود اینها را دستگیر می‌کنند. اگر به اینجا برگردند، به نظر می‌رسد مقام ولایت دستور می‌دهند این پرونده را باز کنند تا با اعتراف آنها متوجه شویم چه شده است.

• یعنی برای به جریان افتادن آن بجز دستگیری متهمان اصلی، امر ولایت هم لازم است؟

- به هر حال این پرونده به امر امام بزرگوار مسکوت مانده است. امر ولایت است و برای همه مطاع است و همه باید بدان عمل کنند. اگر باز شدن آن لازم باشد، امر ولایت می‌خواهد.

• پس به نظر شما اگر کشمیری، متهم ردیف اول پرونده دستگیر شود پرونده باز می‌شود.

- متهم ردیف اول پرونده مسعود رجوی و خانم مریم قجر عضدانلو است. کشمیری یک ابزار است، ولی اینها هدایت کننده و اصل قضیه هستند. الان وانتد قرمز برای هر دوی اینها صادر شده است. در حال حاضر اینها نمی‌توانند در کشورها تردد کنند. چون اینترپول دارد اقدام می‌کند. دادسرای انقلاب بسیار قوی برخورد کرده است. خدا آقای جعفری و دیگر همکارانشان را خیر بدهد که محکم پشت این کار ایستاده‌اند.

الان جمهوری اسلامی دنبال اینها و شدیداً در حال تعقیبشان است. به یاری امام زمان همان‌طور که نظام مقدس جمهوری اسلامی ریگی را از آسمان نشاند و به درک واصل و دل مردم ایران و منطقه را شاد کرد، خواهید دید که بچه‌های مظلوم شهدای عزیز ترور که نزدیک به 12000 شهید ترور شده توسط این سازمان ملعون داریم، ان‌شاءالله به یاری خدا مریم قجر و مسعود رجوی و عواملشان را به اینجا می‌آوریم و دل مردم ایران را شاد می‌کنیم.

ملاحظه و نظریه

جای هیچگونه شک و شبه ای باقی نمی ماند که سران منافقین مانند رجوی و ابریشمچی و غیره در قبل از انقلاب باسرویس های جاسوسی ciaو موساد به تفاهم رسیده بودن و برنامه ریزی هایشان به آنوقت می رسد.چرا که ترورهای آنها و انتخاب سوژه ها حاکی از آنست که عقل سازمان تا ین حد نبوده است که بزرگانی را انتخاب کند که جبران ناپذیرباشد.

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

شیطان بزرگ شنبه بیستم شهریور 1389 20:6

چهار زندانی مرتبط با القاعده از زندانی در عراق فرار کردند

 

مقامات عراق می گویند چهار زندانی که با القاعده ارتباط دارند، از بازداشتگاهی در بغداد فرار کرده اند.
بگفته مقامات، آنها چهارشنبه شب از بخشی از زندان «کرخ»، که در کنترل آمریکا قرار دارد، گریختند. هنوز معلوم نیست چگونه توانستند بگریزند.
مقامات آمریکایی فرار را تایید کردند و گفتند ارتش با نیروهای عراقی برای تحقیق درباره این حادثه و دستگیری دوباره فراریان کار می کند.

منبع خبر : AVO

 ملاحظه و نظریه :  مسلمانان جهان خوب می دانند که القاعده وطالبان توسط امریکایی ها شکل گرفت تا توجیهی باشد برای اجرای عملیات برعلیه امت اسلام ؛ در واقع القاعده و طالبان ماموران آمریکایی هستند که به ظاهر برعلیه آمریکایی می جنگند -بعضا که گرفتارمی گرددند و راهی باقی نمی ماند بدین گونه توسط اربابان آزاد می شوند .

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

جاسوس يا دوست سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 12:30
بازخوانی یک سند؛ وزارت اطلاعات: ریچارد فرای جاسوس سازمان سیا است


تصویر بزرگ
ریچارد فرای مبدع نظریه مکتب ایرانی که چندی پیش برای سخنرانی در همایش ایرانیان خارج از کشور به ایران سفر کرد، بر اساس اسناد آشکار وزارت اطلاعات در گذشته نیز با هدف جاسوسی و جمع آوری اطلاعات به کشورمان سفر کرده است.

به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از  مشرق، وزارت اطلاعات در سال 1376 کتابی تحت عنوان هویت را منتشر کرد که در آن به برخی از جریانات مخالف نظام که در راستای فروپاشی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تلاش می کردند، اشاره کرده است. در صفحه 131 این کتاب که در 375 صفحه توسط انتشارات حیان به چاپ رسیده، درباره ریچارد فرای آمده است:


ریچارد فرای چندی پیش به دعوت و تلاش برخی روشنفکران داخلی به ایران سفر کرد و در طول اقامت خود در تهران با استفاده از برخی عناصر نا آگاه اقدام به جمع آوری گسترده اطلاعات محرمانه نمود. ریچارد فرای که همکاری به ظاهر علمی او با سیا امری آشکار است در این سفر تا آنجا پیش رفت که حتی برای جذب برخی مدیران اجرایی و آموزشی کشور اقدام کرد که البته این تلاش با برخی هوشیاری ها ناکام ماند.

گفتنی است، ریچارد فرای یکی از میهمانان ویژه همایش ایرانیان خارج از کشور بود که مرداد ماه با حضور جمعی از ایرانیان خارج از کشور در تهران برگزار شد. فرای در این همایش به ایراد سخنرانی احساسی پرداخت ودر سخنان خود از علاقه اش به ایران سخن گفت و در پایان آرزو کردن که جسد وی پس از مرگش در کنار سیو سه پل اصفهان دفن شود که در پی این سخنان یکی از خانه های تاریخی شهر اصفهان را به وی هدیه شد!

ملاحظه و نظريه : اگر دشمن باشد بهترين كاراين بوده كه با اسكان دادن او در اصفهان تحت كنترل امنيتي قرارگيرد.


نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

خشم ابلهانه سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 12:9
کلیسایی در اروپا با اسکلت مسلمانان!+عکس


تصویر بزرگ



در شهر سدلیک واقع در جمهوری چک، کلیسایی هست که از چوب ،آجر و فلز درست نشده ، بلکه از استخوان های مسلمانان درست شده است! 

در سال ۱۲۱۸ پاپ وقت،برای نشان دادن غرورش دستور داد این کلیسا را از استخوان های مسلمانانی که برای ساخت این کلیسا کشته شده بودند،درست کنند. 

در ساخت این کلیسا استخوان چهل هزار مسلمان به کار رفته است.، آنها می گویند مسلمان ها تروریست هستند! 
 
نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

حمایت پنهان شنبه ششم شهریور 1389 17:16
سوره 8 آيه 62
و اگر بخواهند تو را بفريبند [يارى] خدا براى تو بس است همو بود كه تو را با يارى خود و مؤمنان نيرومند گردانيد

تفاوت یک سیاستمدارموحد و خداجوبا یک سیاستمدار زمینی در این نکته نهفته است که سیاستمدارموحدو الهی درتمامی امور سیاسی خود رضایت خداوند را مدنظرداشته و دستورات اورا اجابت می کند و هرگزبه برد وباخت نمی اندیشداوبراین یقین است که اگر تحت فرمان صاحب هستی حرکت کند به مقصد خواهد رسید گرچه به ظاهر شکست هایی را شاهد باشد - حادثه شیعب ابی طالب را در نظر آریم ظاهرموضوع آن بود که مسلمین با ترفند شیطانی قریش در محاصره و گرفتاری بسر می بردند لکن عاقبت آن شد که مسلین تکبیر گویان مکه را فتح و قریش را به زبونی و خوار کشاندند.
نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

گروه تحقيق و تفسير خبر- با اعلام طرح جنجالي فروش تجهيزات نظامي آمريكا به عربستان از سوي محافل امنيتي و رسانه اي نزديك به پنتاگون، مرحله عملياتي جديدي از پروژه 'ايران هراسي' كاخ سفيد در خاورميانه كليد خورد.
در كنار اعلام ارزش واقعي اين قرارداد بزرگ تسليحاتي - كه در نوع خود بي سابقه است - و تعداد و نوع تسليحات و تجهيزاتي كه در چارچوب آن در اختيار كشورهاي عرب منطقه بويژه عربستان سعودي قرار مي گيرد، جريان تبليغي و رواني كه در حلقه هاي فكري و رسانه اي غرب بدان دامن زده مي شود، حائز اهميت است؛ 'تجهيز عربستان و اعراب متحد آمريكا براي مقابله با تهديد جمهوري اسلامي ايران'.
اين خط خبري و تبليغي به عنوان يك اولويت اساسي در دستورالعمل رسانه هاي غربي در پوشش اخبار و تحولات مرتبط با اين موضوع قرار گرفته و به شكل ويژه اي بزرگنمايي و برجسته سازي شده است. بطوريكه بسياري از رسانه هاي بين المللي و مراكز تحقيقاتي و راهبردي در غرب با آغاز مرحله جديدي از طرح 'ايران هراسي' و بزرگنمايي تهديد ايران براي كشورهاي خاورميانه‘ تجهيز متحدان عرب آمريكا در منطقه به سلاح هاي مدرن و روزآمد را راهبرد كنوني كاخ سفيد براي مقابله با تهديد ايران ارزيابي كرده اند. در ارتباط با طرح جديد وزارت دفاع آمريكا 'پنتاگون' براي فروش تجهيزات و تسليحات نظامي به عربستان سعودي، كويت، عمان و ... نيز اين جريان سازي رسانه اي و تبليغي در دستور كار قرار گرفته است. اما واقعا چه اهداف و نيات اصلي در پس اين تصميم ها و رفتارهاي واشنگتن نهفته است؟
در اين نوشتار تلاش شده است ضمن تبيين و ترسيم زمينه كنوني و بررسي تحولات مرتبط با موضوع، اهداف سياسي – امنيتي و رسانه اي آن مورد واكاوي قرار گيرد.

* ترسيم بافت كنوني
---------------------
در روزهاي گذشته، خبري مهم در اولويت خبري رسانه هاي بين المللي قرار گرفت كه از سوي رسانه هاي ايران چندان به آن پرداخته نشد.
بر اساس اخباري كه از سوي شبكه تلويزيوني بلومبرگ آمريكا منتشر شد و جزييات آن در هفته نامه معتبر 'جينز ديفنس' نزديك به محافل نظامي در اين كشور مورد اشاره قرار گرفت، پنتاگون در انتظار پايان تعطيلات تابستاني كنگره آمريكا است تا تاييديه فروش تجهيزات نظامي به عربستان سعودي را - كه ارزش آن به بيش از 60 ميليارد دلار مي رسد – دريافت كند. در صورت توافق كنگره با طرح پنتاگون، همكاري هاي تسليحاتي و نظامي واشنگتن - رياض بالاترين سطح خود را در تاريخ روابط دو كشور تجربه خواهد كرد.
به نوشته منابع رسانه اي غربي، فروش تسليحات و تجهيزات نظامي با اين حجم و ارزش قابل توجه به عربستان سعودي در راستاي تقويت توان نظامي سعودي ها در مقابله با تهديد ايران ارزيابي شده است.
افزون بر اين، برخي گزارش ها از قرارداد ديگري پرده برمي دارد كه در آنها فروش احتمالي سامانه هاي دفاع موشكي پاتريوت به كويت به ارزش 900 ميليون دلار مورد تاكيد قرار گرفته است. اين قرارداد شامل فروش تعداد 209 فروند موشك پاتريوت به كويت است. در اين ميان‘ اعلام شد كه رژيم صهيونيستي نيز به دنبال ارتقاي سيستم موشكي پاتريوت بوده و تلاش دارد آخرين نسخه اين موشك‌ ها را زير عنوان PAC-3 از آمريكا خريداري كند.
همچنين پنتاگون اوايل ماه جاري ميلادي از احتمال فروش 18 فروند هواپيماي جنگنده اف 16 به عمان به ارزش 5/3 ميليارد دلار خبر داده بود. عمان يكي از كشورهاي خليج فارس است كه روابط خوبي با ايران و آمريكا دارد. آمريكا تلاش دارد تا با اين قرارداد نظامي عمان را به سمت خود متمايل كند.
در همين حال كويت نيز در پي تجهيز نيروي هوايي خود و خريد هواپيماي اف 15 مدل 'سايلنت ايگل' برآمده است. كويت همچنين تلاش دارد تا 10 فروند هواپيماي سوخت ‌رسان از آمريكا خريداري كند.
با اين وجود، در ميان حجم انبوه قراردادهاي فروش تسليحات آمريكايي به كشورهاي منطقه خاورميانه، توافقنامه اخير ميان پنتاگون و رياض از نظر حجم فروش و ارزش قرارداد قابل توجه به نظر مي رسد.
بر اساس اعلام منابع نظامي در پنتاگون، قرارداد تسليحاتي اخير واشنگتن – رياض به ارزش 60 ميليارد دلار به دو بخش تقسيم مي شود كه بخش نخست آن شامل فروش 84 فروند جنگنده 'اف -15' مدرن (به ارزش 30 ميليارد دلار) و بخش دوم نيز به فروش 70 بالگرد 'سيكورسكي يو اچ - 60' و 60 فروند آپاچي لانگبو (به ارزش 30 ميليارد دلار) به عربستان در مدت زمان 10 سال آينده اختصاص دارد.
موسسه واشنگتن براي مطالعات خاور نزديك در گزارشي تحليلي، به جزييات اين طرح پرداخته است:
• فروش 84 فروند جنگنده جديد اف – 15 به منظور جايگزيني جنگنده هاي فرسوده و قديمي 'اف -15 سي' و 'اف -15 دي'
• بهينه سازي و ارتقاء تسليحات متنوع تهاجمي مربوط به 70 فروند جنگنده 'اف – 15 اس'
• فروش 72 فروند بالگرد مدرن 'يو.اچ 60' به منظور اضافه شدن به 22 فروند بالگردي از همين نوع كه پيش تر از سوي عربستان خريداري شده بود. همچنين در چارچوب اين بخش از قرارداد احتمالا تعداد 60 فروند آپاچي 'لانگبو' مدل 'اي.اچ 64 دي' در اختيار رياض قرار مي گيرد تا در كنار 12 فروند آپاچي مدل 'اي.اچ 64 اي' به افزايش توان تهاجمي عربستان در عرصه هوايي كمك كند.
• اختصاص مبلغ بيش از پنج ميليارد دلار براي بهينه سازي و ارتقاء تجهيزات و امكانات گشتزني فراساحلي بالگردهاي نظامي عربستان
• بهينه سازي و ارتقاء توان عملياتي 96 سامانه موشكي پاتريوت كه پيش تر از سوي شركت 'ريتون' آمريكا در اختيار ارتش عربستان قرار گرفته است.
روزنامه آمريكايي 'وال استريت ژورنال' نيز درباره اين قرارداد تسليحاتي نوشت: مذاكرات فروش تسليحات آمريكا به عربستان سعودي به دليل ماهيت حساس منطقه مخفيانه صورت گرفته است و فروش اين تسليحات در ادامه استراتژي 'جرج بوش' رييس جمهوري پيشين ايالات متحده آمريكا صورت مي گيرد.

* سيري در روابط نظامي و دفاعي عربستان با آمريكا
-------------------------------------------------------
عربستان سعودي به عنوان بزرگترين توليد كننده نفت خام در جهان و با اتكا منابع مالي فراوان بدست آمده از فروش اين ماده حياتي، يكي از اهداف مهم شركت هاي سازنده سلاح در غرب بويژه ايالات متحده آمريكا به شمار مي رود.
احساس نياز عربستان براي دستيابي به تجهيزات مدرن نظامي و دفاعي به ويژگي هاي جغرافياي سياسي (ژئوپليتيك)، سرزميني و جمعيتي، ايدئولوژيك و ... باز مي گردد.
كشور پادشاهي عربستان از دهه 1950 تاكنون همواره در زمينه نظامي وابسته به كشور ايالات متحده آمريكا بوده است. سربازان، خلبانان و اكثر نظاميان كشور عربستان در آمريكا آموزش مي بينند يا زير نظر مربيان آمريكايي دوره هاي نظامي را در عربستان مي گذرانند و اين امر از دهه 1950 به بعد آنچنان دنبال مي شود كه اگر روزي آمريكا حمايتش را از عربستان قطع كند، نيروهاي نظامي اين كشور شايد ديگر قادر به ادامه فعاليت نباشند. در زمان حاضر نيز با توجه به حجم گسترده خريدهاي نظامي عربستان از آمريكا اين وابستگي بيش از هر زمان ديگر تشديد شده است.
از سال 1947 تا سال 1991 ميلادي، عربستان سعودي حدود 60 ميليارد دلار تسليحات از ايالات متحده خريداري كرد كه حدود 80 درصد اين هزينه صرف تاسيس زير ساخت‌ هاي نظامي اين كشور شده است.
اين در حالي است كه اولين حضور نظامي ايالات متحده در عربستان به سال 1943 برمي‌گردد. اما اولين قرارداد نظامي دوجانبه در سال 1951 به امضا رسيد كه در چارچوب آن، نيروهاي آموزشي ايالات متحده در سال 1953 ميلادي وارد عربستان شدند. اين نيروها تا پايان دهه 60 ميلادي در عربستان ماندند و بيشتر وظيفه‌شان ايجاد زيرساخت‌هاي نظامي براي اين كشور بود.
با اين همه و با وجود افزايش قيمت‌ جهاني نفت، عربستان با كسري بودجه سنگيني مواجه شد كه خريد تسليحات نظامي را در عمل غيرممكن كرده بود. در سال 1946 ميلادي و به قدرت رسيدن ملك فيصل اوضاع اقتصادي عربستان بهبود و خريد تسليحات هم افزايش يافت.
در آن زمان دو تهديد عمده باعث شد تا سران وقت رياض توان نظامي خود را افزايش دهند:
1- قدرت فزاينده نظامي ايران و اسراييل در خاورميانه
2- خطر گسترش كمونيسم كه خاندان سعودي با آن مخالف بود
پس از اكتبر سال 1973 ميلادي و جنگ اعراب و اسراييل و به دنبال آن افزايش قيمت جهاني نفت، عربستان قدرت نظامي خود را افزايش داد.
به اين ترتيب در سال 1978 ميلادي 'جيمي كارتر' رييس جمهوري وقت آمريكا با فروش محدود هواپيماهاي اف -15 به رياض موافقت كرد. اين محدوديت به اين دليل ايجاد شده بود تا توازن قوا ميان اسراييل و عربستان برقرار نشود و اسراييل همچنان قدرت برتر نظامي منطقه باقي بماند.
اما در سال 1980 و همزمان با آغاز جنگ ايران و عراق 'رونالد ريگان' رييس‌جمهوري وقت آمريكا با فروش نوعي هواپيماي جنگي به نام آواكس موافقت كرد تا توان دفاعي تاسيسات نفتي عربستان را افزايش دهد. در سال 1985 ميلادي، دولت ريگان با فروش 42 موشك ضد هواپيما و ضد كشتي و بالگرد هاي حامل نيروهاي نظامي موافقت كرد كه البته با مخالفت كنگره مواجه شد. اما در ميان سال‌هاي 1986 تا 1988 لايحه قبلي با حذف برخي موارد مورد موافقت كنگره قرار گرفت.
اما اوج فروش تسليحات نظامي آمريكا به عربستان به دهه 1990 ميلادي باز مي‌گردد كه ايالات متحده در مجموع 5/14 ميليارد دلار تسليحات پيشرفته نظامي در اختيار عربستان قرار داد كه از اين مبلغ 1/6 ميليارد دلار آن صرف هزينه‌هاي جنگ اول خليج فارس شد.
بر اساس آمارهاي منتشر شده از سوي منابع آمريكايي، عربستان تنها در سال هاي 1993-1986 اقدام به واردات تجهيزات پيشرفته نظامي از غرب به ميزان 6/55 ميليارد دلار كرد كه هنوز هم در زمينه واردات سلاح رقم كم سابقه اي محسوب مي شود.
در امضاي همه اين قراردادها شاهزاده 'بندر بن ‌سلطان' كه سال‌ها سفير عربستان در ايالات متحده و دبير شوراي امنيت ملي عربستان بود، نقشي كليدي و حساس ايفا كرد.
در نيمه دوم سال 2007 نيز امضاي قرارداد تسليحاتي 20 ميليارد دلاري ميان واشنگتن و رياض كه در سفر 'كاندوليزا رايس' وزير امور خارجه وقت آمريكا در دولت جورج بوش به رياض صورت گرفت، خبرساز شد.
يكي از تسليحات مهمي كه در چارچوب اين قرارداد بايد در اختيار عربستان قرار مي گرفت، سامانه مدرن 'جي دي اي ام'* بود. اين سامانه قادر است بمب هايي را كه به صورت سقوط آزاد از هواپيما فرو مي ريزد - با دقت بسيار بالايي در هر نوع شرايط آب و هوايي به سوي هدف هدايت كند. با استفاده از سامانه مدرن 'جي دي اي ام' مي توان هر بمب را به صورتي جداگانه و مستقل از ديگر بمب ها به سوي اهداف مورد نظر هدايت كرد.

* اهداف و زمينه هاي طرح هاي فروش تسليحات آمريكا به خاورميانه
-------------------------------------------------------------------------
در پسِ اقدام اخير آمريكا در فروش تسليحات و تجهيزات نظامي مدرن به كشورهاي منطقه خاورميانه بويژه عربستان سعودي مي توان يك زمينه تئوريك (نظري) و چند هدف راهبردي را شناسايي و ارزيابي كرد.

الف) زمينه تئوريك (نظري):
از منظر تئوريك، مباحث مربوط به فروش و صادرات تسليحات و فن آوري هاي نظامي، كمك هاي نظامي به متحدان و همپيمانان در چارچوب نظريه 'رئاليسم' (واقع گرايي) قابل طرح و بررسي است.
در نظام رقابتي امروز كه به طور سلسله مراتبي غير‌ دستوري اداره مي‌شود، 'رئاليسم' نظريه غالب به شمار مي رود، چرا كه توضيح بسيار موثري درباره وضعيت جنگ - كه شرايط غالب زندگي در نظام بين‌الملل محسوب مي‌شود - ارايه مي‌كند.
ساختار نظام بين‌الملل امروزي بر عكس دوران نظام دو قطبي از پيچيدگي‌هاي خاصي برخوردار است. با تشديد موج جهاني شدن در عرصه‌هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي، 'رقابت' به شاخصه اصلي نظام بين‌الملل تبديل شده است. بدين ‌ترتيب سعي دولت‌ ها در اين نظام به صورت 'ارگانيك' مي‌باشد يعني اينكه هر دولتي با توجه به مولفه‌هاي قدرت بايد به‌صورت فردي در اين نظام رقابتي- ارگانيكي تلاش كند تا بتواند جايگاهي را براي خود در عرصه بين‌الملل كسب كند.
از طرف ديگر با تشديد نظام رقابتي فردگرا، نقش سازمان‌هاي بين‌المللي كمرنگ مي‌شود. از اين رو، با كمرنگ‌شدن نقش سازمان‌هاي بين‌المللي به ‌خصوص سازمان ملل متحد، در حل بحران‌هاي بين‌المللي و تامين امنيت جهاني، اين دولت‌ها هستند كه به طور مستقل در پي امنيت خود مي‌باشند.
به موازات حركت نظام رقابتي، مقوله امنيت به يكي از چالش‌هاي اساسي دولت‌ها تبديل شده است. در اين شرايط كاربرد تئوري واقع‌گرايي از سوي دولت‌ها براي تامين امنيت پررنگ مي‌شود.
رئاليست‌ ها با وجود طبقه‌بندي‌ ‌هاي متعدد در ‌ سه موضوع اشتراك نظر دارند: دولتگرايي، بقا و خودياري.
از نظر رئاليست ‌ها دولت اصلي‌‌ترين بازيگر حاكميت و ويژگي متمايزكننده آن است. مفهوم دولت مستقل به‌طور تفكيك ‌ناپذيري به استفاده از قدرت وابسته است.
دومين اصلي كه رئاليست ‌ها را از هر گرايشي به يكديگر مرتبط مي‌سازد اين اعتقاد است كه در سياست بين ‌الملل، هدف بر‌تر 'بقا' است.
'خودياري' از نگاه رئاليست ها به مفهوم آن است كه هيچ كشوري نمي‌تواند جهت تضمين امنيت، مورد اعتماد باشد. در سياست بين‌الملل، ساختار نظام به دوستي، صداقت و شرف اجازه ظهور نمي‌دهد.
همزيستي از طريق تقويت موازنه قوا به وجود مي‌آيد و در جايي كه دولت رئاليست به دنبال كسب منفعت بيشتري نسبت به ساير كشور‌‌ها است، همكاري محدود در تعاملات امكان پذير است.
با اين حال بحثي كه اخيرا در بين رئـاليست‌هـا بـه وجود آمده در مورد ‌اين سوال است كه آيا در واقـع هـدف اصـلي دولـت‌‌‌هـا ايجـاد امنيت است يا افزايش قدرت. اين بحث سبب شكل‌گيري دو گـروه مي‌شـود: رئـاليـست‌هـاي دفاعي و رئاليست ‌هاي تهاجمي ‌و پيامدهاي مهمي بر چگونگي ديدگاه ما نسبت به دورنماي امنيت و همكاري‌‌هاي بين‌المللي خواهد داشت.
رئاليست‌هاي دفاعي مانند والتز و جوزف گريكو (1997) معتقدند دولت‌‌‌ها امنيت را هدف اصلي مي‌دانند و بنابر‌اين به دنبال آن ميزان از قدرت هستند كه بقاي آنان را تضمين كند.
طبق ‌اين ديدگاه، دولت‌‌‌ها بازيگران دفاعي هستند و به دنبال به حداكثر رساندن قدرت خود نيستند، به ويژه وقتي كه اين عمل به معني به خطر‌ انداختن امنيت آنها باشد.
رئاليسم تهاجمي‌ از سوي 'جان مرشايمر' (1994) مطرح شده و به اين معني است كه هدف نهايي همه دولت ‌‌‌ها‌ اين است كه به جايگاه هژمونيك (سلطه گرايانه) در نظام بين‌الملل دست يابند. طبق‌ اين ديدگاه، دولت‌‌‌ها همواره به دنبال قدرت بيشتر هستند و اگر شرايط مناسب باشد خواستار آن هستند تا توزيع موجود قدرت را تغيير دهند، حتي اگر چنين عملي امنيت آنها را به خطر اندازد.
در اين ميان از نگاه رئاليست ها، وضعيت جنگ** شرايطي است كه (اغلب از سوي رئاليست‌هاي كلاسيك توصيف مي‌گردد) در آن درگيري واقعي وجود ندارد اما جنگ سرد دائمي ‌وجود دارد كه هر لحظه مي‌تواند به جنگ 'گرم' تبديل شود.
بر اساس چارچوب تئوريك فوق، نحله هاي غالب فكري در هيات حاكمه آمريكا اعم از 'دموكرات ها' و 'جمهوري خواهان' به عنوان دو حزب عمده در عرصه سياست و تصميم سازي اين كشور به شمار مي رود، در تئوري كلان خود كاملا از رويكرد واقع گرايي پيروي مي كنند.



ب) اهداف راهبردي:
1) تقويت اعراب ميانه رو در برابر ايران
در سال هاي اخير و با اوج گرفتن تنش هاي سياسي و امنيتي بر سر برنامه هاي صلح آميز هسته اي ايران، همواره ايجاد يك اجماع قوي جهاني عليه فعاليت هاي صلح آميز ايران در زمينه هاي هسته اي و دفاعي به عنوان يك 'تاكتيك اثربخش' در مقابله با جمهوري اسلامي طرف توجه آمريكا و متحدانش قرار گرفته است.
در ايجاد اين اجماع به اصطلاح جهاني عليه تهران، كه با هدايت و راهبري آمريكا در درون ساختارها و سازمان هاي بين المللي همچون شوراي امنيت سازمان ملل متحد و آژانس بين المللي انرژي اتمي و همچنين در عرصه روابط دو يا چندجانبه كشورها و بيرون از نهادهاي بين المللي دنبال مي شود، توجه به زمينه ها و بسترهاي منطقه اي در شكل گيري اجماع موردنظر از جايگاه ويژه اي برخودار است.
در اين راستا، همواره در بيشتر ديدارهاي دو يا چند جانبه نهان يا آشكارِ سردمداران آمريكا، انگليس، فرانسه و رژيم صهيونيستي با سران عرب منطقه، بر لزوم تشكيل 'جبهه اي واحد از اعراب ميانه رو عليه جمهوري اسلامي' تاكيد شده است.
طرح زمينه اي و اصلي براي ايجاد اين اجماع فراگير و جبهه واحد عليه ايران كه به شكل هاي گوناگون از سوي آمريكا، رژيم صهيونيستي و برخي كشورهاي اروپايي دنبال مي شود، 'ايران هراسي' نام دارد.
در حوزه انديشه ورزي سياسي و از حيث مفهومي، راهبرد 'ايران هراسي'، به دنبال آن است كه ايران را به عنوان تهديدي بزرگ در منطقه و همچنين تهديدي براي صلح و امنيت بين المللي مطرح و زمينه هاي تضعيف و تخريب چهره نظام در سطح منطقه و جهان را فراهم سازد.
در چند سال اخير، راهبرد ايران هراسي در چند محور اساسي دنبال شده است كه از مهمترين آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد:
- القاي دستيابي ايران به تسليحات هسته اي
- القاي حمايت ايران از تروريسم
- القاي گسترش نقض حقوق بشر در ايران
- القاي تهاجمي بودن فعاليت ها و دستاوردهاي بومي دفاعي ايران
- القاي دخالت جمهوري اسلامي ايران در امور داخلي كشورها
- اسلامي بودن نظام سياسي مستقر در ايران
- القاي مخالفت جمهوري اسلامي با صلح و ثبات منطقه اي
به باور ناظران آگاه، فروش تسليحات مدرن و انعقاد قراردادهاي نظامي با كشورهاي عربي را مي‌توان در راستاي راهبرد ايران هراسي با هدف مقابله با بسط نفوذ سياسي، امنيتي و نظامي ايران در منطقه و برقراري ترتيبات جديد امنيتي در خاورميانه ارزيابي كرد.
تحليل گران معتقدند، در كشاكش مناقشه هسته اي ميان ايران و غرب و تهديدات و نگراني هاي دو طرف از پيامدهاي اين مناقشه، يكي از نگراني هاي غرب و كشورهاي خليج فارس، عمليات نظامي امريكا عليه ايران و در مقابل تهاجم تلافي جويانه جمهوري اسلامي به پايگاههاي نظامي آمريكا در كشورهاي عرب منطقه و متحدان آمريكا بوده است.
در اين چارچوب، فروش تسليحات به كشورهاي عربي مي تواند توانايي دفاعي كشورهاي خليج فارس را افزايش دهد و از جمله، عربستان سعودي را در مقابل ايران تقويت نمايد، بويژه آنكه دولت سعودي در اثر تحولات ناشي از بحران عراق به اين احساس رسيده كه نقش ايران در منطقه به خصوص در عراق، فلسطين و لبنان رو به افزايش است و اين روند نقش منطقه اي سعودي را تضعيف مي كند، بنابراين در حاليكه رهبران عربستان معمولا مانورهاي پشت صحنه را ترجيح مي دهند، اخيرا به طرزي بارز به فعاليت آشكار روي آورده اند.
به باور تحليل گران غربي، 'عربستان نه از روي دلخواه، بلكه به ضرورت شرايط ناگزير به ايفاي نقش رهبري شده است زيرا در منطقه نوعي خلا رهبري بروز كرده و رهبران عربستان بايد براي پر كردن اين خلا پيشگام شوند، در غير اين صورت ايران چنين خواهد كرد.'

2) تلاش براي ايجاد بازدارندگي در برابر ايران هسته اي
با وجود تلاش هاي همه جانبه آمريكا و غرب براي باز داشتن ايران از دستيابي به فن آوري صلح آميز هسته اي، طيف وسيعي از اقدامات صورت گرفته در اين خصوص از مذاكره و تشويق گرفته تا اعمال تحريم هاي بين المللي گسترده و حتي تهديد به حمله نظامي را در بر مي گيرد، نتوانسته جمهوري اسلامي را از حركت در مسير توسعه برنامه هاي صلح آميز هسته اي خود بازدارد.
تحليل گران بر اين باورند كه شكل دهي و تقويت يك ائتلاف چندجانبه از كشورهاي عربي و رژيم صهيونيستي با حمايت آمريكا در جهت بازدارندگي و ايجاد توازن قوا در برابر ايران مدنظر قرار گرفته است و فروش همزمان تسليحات به كشورهاي خليج فارس از جمله عربستان سعودي در اين راستا قابل ارزيابي است.

3) ايجاد مسابقه تسليحاتي در منطقه و فراهم ساختن زمينه براي ورود ايران به آن .
نظامي شدن (ميليتاريزه) سياست خارجي آمريكا در دوران زمامداري نئوكان ها در كاخ سفيد به رهبري 'جورج بوش' هزينه هاي زيادي را متوجه اين كشور كرده؛ به گونه اي كه جنگ عراق تاكنون بيش از 700 ميليارد دلار براي دولت آمريكا هزينه در برداشته و دست كم 3هزار ميليارد بر اقتصاد اين كشور خسارت وارد كرده است.
از اين منظر راهبرد ايران هراسي در واقع وادار كردن كشورهاي عربي به مسابقه تسليحاتي با ايران مي باشد تا واشنگتن از محل فروش تسليحات بتواند بازار سودآوري را براي خود فراهم كند. انعقاد قرارداد تسليحاتي 60 ميليارد دلاري ميان آمريكا و عربستان سعودي و برخي اميرنشين هاي منطقه ناظر بر تحقق اين هدف است.
از سوي ديگر، برخي از استراتژيست هاي غربي، در ميان دلايل مختلف فروپاشي شوروي سابق، دو دليل عمده را 'گرفتار آمدن شوروي در فاز مسابقات تسليحاتي با آمريكا' و به تبع آن 'از هم پاشيدگي زيرساخت هاي اقتصادي' اين كشور عنوان مي كنند.
اين مساله با تشديد فضاي دو قطبي روند پرشتابي به خود گرفت و در نتيجه به فرمانروايي بلوك شرق پايان داد و نظام بين الملل را وارد مرحله جديدي ساخت تا ايالات متحده آمريكا عمده ترين سلطه گر آن نظام باشد.
با توجه به اين مساله مي توان به اين نكته اشاره كرد كه يكي از الگوهاي مورد استفاده آمريكا در مقابله با نظام هاي متعارض، استفاده از مدل شوروي (سابق) و ورود رقيب يا دشمن به فاز مسابقه تسليحاتي است.
در اين بين، كشورهاي خليج فارس از اصلي ترين وارد كنندگان تسليحات – بويژه از نوع آمريكايي آن – در سطح جهان به شمار مي روند و بهره مندي اين كشورها از درآمدهاي سرشار نفتي نيز به اين مساله دامن زده است.
به اعتقاد كارشناسان مسائل نظامي، با فروش تسليحات جديد و پيشرفته نظامي به ‌چند كشور خاص، كشورهاي ديگر در منطقه خاورميانه هم ممكن است تحريك‌‌ ‌شده و به ‌فكر تهيه سلاح بيفتند و همين امر، مقدمه ايجاد يك مسابقه تسليحاتي در منطقه‌‌ ‌خواهد بود.
مسابقه تسليحاتي در منطقه بحران خيز خاورميانه باعث كاهش بودجه كشورها در ساير حوزه هاي زير ساختي، اقتصادي و رفاهي مي شود كه اين امر در درازمدت به تضعيف اين كشورها منجر خواهد شد.
از اين رو، فروش تسليحات پيشرفته نظامي به كشورهاي خليج فارس مي تواند باعث تشديد مسابقه تسليحاتي در منطقه و تضعيف زيرساخت هاي اساسي كشورها و از جمله ايران شود.
بر اين اساس، طرح فروش تسليحات كه يك وجه آن به راه انداختن مسابقه تسليحاتي در منطقه و وارد كردن ايران به آن مي تواند به عنوان الگويي برگرفته شده از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، در مورد جمهوري اسلامي نيز به اجرا گذاشته شود.
در اين بين، برخي از منتقدان غربي طرح هاي تسليحاتي آمريكا، با بيان اينكه خاورميانه از سالها پيش داراي يك قدرت هسته اي بوده، تاكيد مي كنند كه اسراييل از سالها پيش با در اختيار گرفتن زرادخانه هاي مخرب اتمي از آمريكا و اروپا، مسابقه تسليحات هسته اي در خاورميانه را آغاز كرده و ايران تنها در صدد است به مسابقه اي كه اسراييل اغاز كرده، ملحق شود.

4) كسب منافع سرشار اقتصادي
مسائل مالي و منافع اقتصادي همواره يكي از هدف هاي اساسي فروش تسليحات نظامي به كشورهاي متحد آمريكا بوده است. دولت هاي آمريكا در دوران هاي مختلف براي آنكه بتوانند بودجه لازم را براي اجراي برنامه هاي جديد تسليحاتي خود تامين كنند، نياز بسياري به صادارت تسليحات دارند.
براساس آمارهاي منتشر شده در آمريكا، تا پايان سال 2008 ميلادي، 4/68 درصد از مجموع فروش تسليحات نظامي جهان به امريكا اختصاص دارد.
قراردادهاي امضا‌ شده براي‌ خريد اسلحه از امريكا در سال 2008 ارزشي معادل 8/37 ميليارد دلار داشت كه در مقايسه با سال پيش از آن - كه فروش 4/25 ميليارد دلاري را براي امريكا رقم زد- رشد قابل توجهي را نشان مي ‌داد.
با اعلام ارزش قرارداد اخير فروش تسليحات آمريكايي به عربستان سعودي، ميزان واقعي صادرات و فروش تسليحات نظامي آمريكا در سال 2010 به رقم بسيار بالايي خواهد رسيد.
'ناتالي گولدرينگ' پژوهشگر دفاعي در دانشگاه جورج تاون آمريكا، قراردادهاي اخير اين كشور با كشورهاي خاورميانه را 'جشن كريسمس' صنايع دفاعي آمريكا توصيف كرده و مي گويد: برنده واقعي چنين قراردادهايي شركت هاي سازنده تسليحات در آمريكا هستند.
در اين ميان، مقام هاي كنگره آمريكا بر اين باورند، جنگ ‌هاي عراق و افغانستان باعث رونق بازار تسليحات در كشورهاي حوزه خليج فارس شده ‌است.
در راستاي هدف هاي اقتصادي فروش تسليحات، كشورهاي داراي درآمد بالاي نفتي و بي تفاوت به افكار عمومي خود، نظير كشورهاي حوزه خليج فارس، مشتريان ارزشمندي به شمار مي آيند.
به بارو ناظران آگاه، آمريكا براي تامين هزينه هاي سنگين جنگ عراق، با فروش تسليحات از صنايع دفاعي خود حمايت مي كند.
اولويت بندي آمريكا براي صادرات تسليحات شامل نياز هاي نيروهاي هوايي، دريايي و زميني ايالات متحده در وهله نخست و سپس اسراييل و اعضاي پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) و پس از آن كشورهاي عربي و بويژه عربستان سعودي است.
براساس قانون كنگره آمريكا، تسليحاتي كه در ليست فروش قرار مي گيرند نبايد به برتري نظامي نيروهاي مسلح آمريكا هيچ خدشه اي را وارد سازد.

5) توجيه حضور نظامي و تداوم اشغالگري آمريكا در منطقه
انگاره سازي براي كشورهاي منطقه و هراساندن آنان از ايران، فرآيندي است كه در واقع حضور نظامي آمريكا در منطقه و تداوم اشغالگري آنها را توجيه مي كند. اين موضوع، زماني اهميت خود را بيش از پيش نمايان مي سازد كه موج نفرت و انزجار در منطقه نسبت به عملكرد آمريكا فزوني يافته است. بنابراين، ايران هراسي راهبرد تبليغاتي و جنگ رواني است كه ناظر بر ترميم قدرت نرم آمريكا در منطقه مي باشد.

* جمعبندي و ارزيابي نهايي:
------------------------------
فروش تسليحات از سوي آمريكا به كشورهاي پيراموني جمهوري اسلامي از جمله عربستان سعودي با اهداف و انگيزه هاي متنوع و متعددي صورت گرفته است كه مي توان در يك جمعبندي به مهمترين آنها اشاره كرد:
1) اين اقدام آمريكا در درجه نخست، از كم رنگ شدن طرح و برنامه هاي مرتبط با ايجاد اصلاحات و برقراري نظام هاي دموكراتيك در كشورهاي عربي حكايت دارد.
اكنون به نظر مي رسد، آمريكا راهبرد گسترش دموكراسي در منطقه حساس خاورميانه با رژيم هاي اقتدارگراي طرفدار خود را – كه در دوران بوش در چارچوب طرح 'خاورميانه بزرگ' دنبال مي شد - به نفع راهبرد امنيتي و رويكرد توازن قوا در منطقه به تعويق انداخته است.
2) آمريكا با فروش تسليحات، روابط دامنه ‌داري با كشورهاي خاورميانه برقرار مي‌كند تا ضمن افزايش وابستگي آنان به خود، براي آنها ماموريت نظامي نيز تعريف ‌كند. با اين اقدام نه تنها شركت ‌هاي اسلحه‌ سازي خود را از ورشكستگي نجات مي دهد، بلكه كارخانجات توليد تسليحات نظامي خود را توسعه مي دهد و كشورهاي خريدار اين تسليحات نيز به ناچار روابط دوستانه خود را با او حفظ و در راستاي ماموريت تعيين شده از سوي آمريكا، گام برمي دارند.
3) بدون شك مقابله با بسط نفوذ جمهوري اسلامي ايران در ميان ملت ها و دولت هاي منطقه خاورميانه اصلي ترين هدف آمريكا است. فروش تسليحات مدرن و انعقاد قراردادهاي نظامي با كشورهاي عربي از جمله عربستان سعودي را مي‌توان در راستاي برقراري ترتيبات امنيتي جديد در منطقه و با هدف مقابله با جمهوري اسلامي ايران ارزيابي كرد.
در جريان سازي هاي خبري و تبليغاتي ايالات متحده آمريكا عليه نظام جمهوري اسلامي در سال هاي اخير، فعاليت ها و دستاوردهاي صنايع دفاعي و هسته‌اي ايران، عامل تحريك منطقه و ايجاد بحران در آن معرفي و القا مي شود.
آنها در توجيه هاي خود بر اين ادعا پافشاري مي كنند كه توانمندي هاي دفاعي و نظامي ايران موجب گرايش كشورهاي عربي به خريدهاي تسليحاتي شده است. در اين چارچوب، مقابله با ايران نظامي برابر با كاهش رقابت تسليحاتي در منطقه و برقراري ثبات و امنيت در آن است. اين برنامه هاي رواني و تبليغاتي در حالي اجرا مي‌گردد كه كشورها و ملت‌هاي منطقه ايران را قدرتي صلح ‌طلب دانسته و خواستار تقابل با آن نيستند.
در اين ميان، جمهوري اسلامي ايران بر اساس دكترين دفاعي خود بارها اعلام كرده كه بدنبال درگيري با هيچ يك از همسايگان خود نيست و اين درگيري را به نفع آمريكا و اسراييل ارزيابي مي كند.
همچنين با وجود اعتراف صريح كشورهاي عرب خليج فارس به همكاري هاي نظامي، سياسي و اقتصادي با رژيم صدام در جنگ تحميلي هشت ساله عليه ايران، جمهوري اسلامي هيچگاه به اقدام تلافي جويانه دست نزد و حتي فراتر از آن سطح روابط خود با همسايگان عرب خود را در تمامي زمينه ها گسترش داد.
4) هدف بعدي درگير كردن كشورهاي متمول خاورميانه در يك رقابت تسليحاتي است تا بتواند از اين رهگذر درآمدهاي فراوان نفتي آنها را به چنگ آورد.
5) از سياست‌هاي هميشگي آمريكا، تقويت نظامي رژيم صهيونيستي است. دراين چارچوب، توجيه آنها مسائل امنيتي مي‌باشد. از اين منظر، ايجاد رقابت تسليحاتي در جهان عرب به منزله لزوم تقويت رژيم صهيونيستي در برابر دشمنانش مي‌باشد. آمريكا با گرايش نظامي به اعراب، راه را براي تقويت اين رژيم فراهم مي‌كند.
همزمان با اعلام طرح فروش تسليحات نظامي به عربستان و كويت، طرح مباحثي همچون موافقت آمريكا با ارتقا و بهينه سازي سامانه موشكي پاتريوت اسراييل و فروش آخرين نسخه اين موشك‌ ها موسوم به ' PAC-3 ' در اين راستا قابل ارزيابي است.
* Joint Direct Attack Munition
** state of war
تحقيق**ع.ع**1358
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 208879
نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |

نیروگاه اتمی در مطبوعات دشمن یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 5:37

واشينگتن با هدف اعلام شده تهران برای توليد برق اتمی مخالف نيست

نيويورک تايمز زير عنوان " به رغم تحريم ها ، ايران نخستين رآکتور اتمی را سوخت گذاری ميکند " می نويسد مهندسين ايرانی و روس روزشنبه بارگيری سوخت در نخستين نيروگاه برق اتمی ايران را شروع کردند ، که مسکو قول داده است با اقدامات حراستی مانع از هرگونه استفاده بالقوه ای از آن برای توليد تسليحات شود .
واشينگتن ، وپايتخت های ديگر با هدف های اعلام شده ايران برای توليد انرژی اتمی مخالفتی ندارند اما نگرانند اگرايران بر چرخه غنی سازی اورانيوم مسلط شود زير پوشش يک برنامه صلح آميز توليد انرژی به روند توليد تسليحات اتمی دست يابد . ايران چنين قصدی را تکذيب ميکند .
در چهار دور تحريم های مصوب شورای امنيت سازمان ملل متحد ، اين غنی سازی اورانيوم است که هدف قرارگرفته است .
تندروهای ايران تکميل نيروگاه بوشهر را مظهری از بی اعتنائی به تحريم های شورای امنيت جلوه ميدهند ، که هدف آنها کند ساختن ايران در ديگر فعاليت های اتمی است .

لس آنجلس تايمز زيرعنوان " نيروگاه برق اتمی ايران درمرحله ای نزديک تربه بهره برداری " می نويسد اين نيروگاه درسپتامبر برق توليد خواهد کرد . ايران فرضا می تواند با استخراج پلاتونيوم از سوخت مصرفی رآکتور بمب اتمی بسازد ، اما روسيه قول داده است از نزديک نظارت کند وهرگونه مواد دارای چنين قابليتی را پس بگيرد .

وال استريت جرنال زير عنوان " ايران درمرحله بارگيری سوخت در نيروگاه برق اتمی " می نويسد دولت اوباما که پيشتراز نقش روسيه در نيروگاه بوشهر انتقاد ميکرد به راه اندازی آن واکنشی بيشترحاکی ازحمايت نشان داده است .
بريتانيا نيزحق ايران را برای ساختن نيروگاههای برق اتمی به رسميت می شناسد اما هشدارميدهد که نگرانی های ناشی از برنامه های اتمی جمهوری اسلامی به قوت خود باقی است .

جروسلام پست زير عنوان " احمدی نژاد ميگويد پاسخ ما به حمله ، جهانی خواهد بود " می نويسد روز شنبه همزمان با شروع بارگيری سوخت در نخستين نيروگاه برق اتمی ايران توسط مهندسين ايرانی و روس ، محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران به روزنامه قطری الشرق گفت اگر به تاسيسات اتمی ايران حمله شود پاسخ تهران در سطحی جهانی خواهد بود .
احمدی نژاد با اشاره به اسرائيل گفت دولت يهودی مايل است به ايران حمله کند اما ميداند جمهوری اسلامی دژی نابود شدنی نيست و پاسخ ايران به چنين حمله ای سخت و دردناک خواهد بود .

نوشته شده توسط حسین توکلی   | لینک ثابت |